مبحثدوم: بررسینظریاتموافقین129
مبحثسوم: نتایجبهدستآمدهدرزمینهیتوسلبهزوردرقلمرویفضا135
نتیجهگیری138
منابعومآخذ140
مقدمه
1- بیان مسئله
کنجکاوی بشر برای دستیابی به دنیای ناشناخته اطراف خود باعث شد تا بتواند به فضا و فضای ماورای جو دسترسی پیدا کند. امروزه ، بشر توانسته است به اقمار و سیارههای مختلف مسافرت بکند. هر کدام از این دنیای جدید دارای مزیت های خاص خود برای بشر می باشد. بطور مسلم، مزیت های فضا بر هیچکس پوشیده نیست. امروزه فضا به عنوان مجرایی برای ارتباطات جهانی ، انتقال داده، فعالیت های نظامی مورد استفاده قرار می گیرد. حتی رفاه اقتصادی و امروزی بسیاری از ملتها تا حد زیادی به فضا وابسته شده است. بنابراین خود این مقوله نیازمند تدوین یک نظام حقوقی می باشد. در این راستا کشورها و سازمان های بین المللی ( عمدتا سازمان ملل متحد ) در تشکیل و تدوین این نظام تلاش های مهمی را انجام داده اند به گونه ای که امروزه می توان از حقوق بین الملل فضا سخن به میان آورد. در این میان یکی از مسایلی که از ابتدا مطرح شده است بحث استفاده مسالمت آمیز از فضا و فضای ماورای جو بوده است بدون تردید هر چند، اهداف و انگیزه های علمی به طور مسلم بخش مهمی از بهره برداری از فضا می باشند. اما این اهداف و انگیزه های نظامی بودند که سبب توسعه فناوری لازم برای ایجاد دسترسی به فضا شدند. در حالی که سران کشورها از کاربرئهای مسالمت آمیز فضای ماورای جو حمایت کرده اند و دولت ها هم از استقرار و هم از استفاده از تسلیحات فضایی اجتناب کرده اند.
اعضای جامعه بین المللی به ویژه قدرت های فضایی، حضور فضایی بهتر در این زمینه را در فضا حفظ کرده اند. امروزه کاربران نظامی فضا محدود به قدرت هایی فضایی نمی شوند. پیشرفت در فناوری قابلیت دسترسی بیشتر به خذدمات پرتاب فضا را در دسترس بسیاری از کشورها قرار داده است. حتی کشور هایی که فاقد فناوری و منابع برای دسترسی به فضا بودند خودشان با اتکای بر فناوری فضایی، خرید از دیگران و … قادر به حمایت از فعالیت های نظامی خود در این عرصه هستند. بحث در مورد اهداف مسالمت آمیز که در اوایل عصر فضا شروع شد و تا امروز ادامه دارد منصرف از فصد اولیه تدوین کنندگان معاهده فضا ماورای جو ، مسبوق بر رویه کشورها بوده است.
یکی از اصول مهم حقوق بین الملل، که شکل قاعده آمره پیدا کرده است، قاعده ممنوعیت توسل به زور می باشد. بر اساس این قاعده کشورها از توسل به زور در روابط خود ممنوع هستند. یکی از خاستگاه های تجاری روابط میان کشور ها ، می تواند فضای ماورای جو باشد امروزه عمدتا مساله تسلیحاتی کردن و استفاده از زور در فضا و فضای ماورای جو مطرح است بنابراین این سوال قابل طرح است که آیا در فضای ماورای جو با توجه به تحولات اخیر در این عرصه این قاعده ( ممنوعیت توسل به زور و تهدید ) قابلیت اعمال دارد یا نه ؟ آیا زور می تواند به طور قانونی در فضای ماورای جو استفاده شود؟
در این تحقیق بناست به بررسی چارچوب فعلی حقوقی ناظر بر فضای ماورای جو و این مساله که آیا این چارچوب از تسلیحاتی کردن فضا و ممنوعیت استفاده از زور در فضا حمایت می کند یا نه، خواهد پرداخت. به طور مسلم شناخت فضا و فضای ماورای جو در این راستا حایز اهمیت است. در این نوشتار رژیم حقوق بین المللی ناظر بر فضای ماورای جو و اصل اهداف مسالمت آمیز و همچنین اختیارات حقوقی توسل به زور به موجب حقوق بین الملل و این که چگونه در فضای ماورای جو اعمال می شود ، نیز بررسی می شودو به طور مختصر به محدویت های کنترل تسلیحات در فضای ماورای جو پرداخته خواهد شد.

2- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
یکی از اصول مهم حقوق بین الملل که شکل قاعده امره پیدا کرده است، قاعده ممنوعیت توسل به زور می باشد. بر اساس این قاعده کشور ها از توسل به زور در روابط خودشان ممنوع هستند یکی از خواستگاه های تجلی روابط میان کشورها می تواند فضای ماورای جو باشد در نتیجه این مسئله مهم مطرح می شود که آیا این قاعده در فضای ماورای جو نیز حاکم است یا خیر و در صورت قابلیت اجرایی آیا با استثناتی همراه هست . اهمیت این موضوع از این جهت است که بررسی نظام حقوقی حاکم بر فضای ماورای جو در عرصه فضای ماورای جو نیز همانند عرصه زمین این قاعده آمره قابلیت اجرایی دارد و همچنین با استثنائاتی همچون دفاع مشروع و اقدامات دست جمعی شورای امنیت در چهار چوب نظام حقوقی حاکم بر این عرصه مواجه می باشد.
3- اهداف اساسی از انجام پژوهش:
الف- شناخت ماهیت قاعده ممنوعیت توسل به زور
ب- بررسی امکان اجرای قاعده ممنوعیت توسل به زور در فضای ماورای جو
4- اهداف فرعی از انجام پژوهش:
الف- شناخت اصول حقوقی حاکم بر فضای ماورای جو
ب- تبیین شرایط قاعده ممنوعیت توسل به زور
5- سابقه پژوهش ها و مطالعات انجام گرفته:
در مورد قلمرو فضا و همچنین در خصوص قاعده ممنوعیت توسل به زور به صورت منفک و تنها تحقیقاتی صورت گرفته است که تنها بخشهایی از موضوع را به طور مستقل مورد بررسی قرار داده اند برخی از پژوهش که به ممنوعیت توسل به زور پرداخته شده نتایج علمی ارزشمندی بدست آمده است که نتایج حاصل از آنها به اختصار و به صورت جزئی بخش هایی از موضوع مورد نظر این تحقیق را پوشش می دهد ولی همچنان که از نتایج حاصله متبادر به ذهن می شود موضوع این نوشتار تا آنجا که نگارنده تحقیق کرده است به طور اخص مورد توجه و بررسی هیچ منبع مستقلی قرار نگرفته است
6- سوالات تحقیق:‌
الف- آیا قاعده ممنوعیت توسل به زور یا تهدید به آن در فضای ماورای جو قابل اعمال است؟
ب- در صورت قابلیت اعمال این قاعده در فضای ماورای جو، آیا این قاعده با استثنائی روبرو می باشد؟
7- فرضیات تحقیق:
الف-قاعده ممنوعیت توسل به زور یا تهدید به آن در فضای ماورای جو قابل اعمال است
ب-اجرای قاعده ی ممنوعیت توسل به زور یا تهدید به آن در فضای ماورای جو با استثنائاتی روبرو می باشد
8- متغیرهای پژوهش :
در این پژوهش متغیر به این قرار است که سعی می شود تا قوانین و اسناد بین المللی و تعهدات و کنوانسیون های مرتبط با اعمال اصل ممنوعیت توسلبه زور در فضای ماورای جو مورد بررسی قرار گیرد
9- نوآوری پژوهش:
اگرچه در خصوص ممنوعیت توسل به زور پژوهش های نسبتا متعددی انجام شده، اما درخصوص اعمال این اصل در قلمرو فضا و ماورای جو تاکنون منبع مستقلی یافت نشده و از این حیث این تحقیق دارای جنبه نوآوری است و می تواند فتج بابی باشد برای محققان در آینده که نواقص این تحقیق را مرتفع کنند.
10- روش انجام پژوهش :
در این پژوهش سعی بر آن است تا با روش تحقیق بصورت توصیفی – تحلیلی به بیان مطالب پرداخته شود و با استفاده از روش کتابخانه ای، مطالب مورد نیاز جمع آوری شود و در راستای بررسی موضوع پژوهش از نظرات حقوقدانان، کتب حقوقی، منابع اینترنتی و نظرات علمای حقوق بین الملل و کنوانسیون های مرتبط بین المللی نیز در این خصوص استفاده شود.
9- قلمرو پژوهش (زمان، مکان، موضوع):
قلمرو پژوهش بدین گونه است که تلاش می شود تا با توجه و بررسی قوانین و کنوانسیون ها و حتی رویه های موجود در این خصوص به اهداف موضوع مورد نظر دست یافت که این امر ممکن است از از زمان شروع بهره برداری بشر از قلمرو فضا و ماورای جو تا به امروز را در برگیرد.
10- ابزار گردآوری اطلاعات:
ابزار گردآوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای و استفاده از سایت های معتبر حقوقی و مجلات علمی پژوهشی و علمی ترویجی مراکز تحقیقاتی کشور است.
11- روش های تجزیه و تحلیل داده ها:
روش تجزیه و تحلیل به صورت کیفی و با استفاده از منابع حقوقی و فیش برداری و طبقه بندی و رسته بندی و تحلیل عقلی آنها می باشد.
12- دستاوردهای پژوهش:
می تواند در بحث آموزشی در دانشگاه ها مفید واقع شود و بتواند سوالات و نیازهای محققان در این زمینه را برآورد سازد.
فصل اول
کلیات : تاریخچه ، مفاهیم و مبانی قلمرو فضا
در این فصل ما می خواهیم در ابتدا به بیان تاریخچه فضای ماورای جو بپردازیم و در ادامه تعاریفی از فضای ماورای جو همچنین تعاریفی از ماه و دیگر اجرام آسمانی داشته باشیم و در مباحثی مبانی مقررات حاکم بر فضای ماورای جو را بررسی کنیم
اولین نکته ای که باید مد نظر قرار گیرد این است که حقوق و سیاست هوایی باید بپذیرد که حقوق هوایی و حقوق فضایی در برخی موارد بسیار با همدیگر مرتبط هستند. نکته دیگر این است که اصول حاکم بر هوا و فضا باید با توجه به تحولات قرن بیست و یکم مد نظر قرار گرفته شود. به دلیل اینکه حقوق بین الملل هوایی و حقوق بین الملل فضایی مبتنی بر اصولی هستند که از قواعد بنیادین حقوق بین الملل عام نشأت گرفته اند. البته این اصول بنیادین در چند دهه اخیر به طور فزاینده ای تغییر کرده است. به گونه اند که امروزه بسیاری از صاحب نظران قواعد حقوق بین الملل را صرفاً شامل یکسری قواعد ثابت نمی دانند و حقوق بین الملل را یکسری قواعد حقوقی لازم الاجرا بر روابط دولت ها دانسته اند.1
بخش اول: کلیاتقلمرو فضا
موضوع هوا- فضا2 و فضای ماورای جو3 از جمله موضوعاتی است که در حقوق هوا و فضا مورد توجه قرار می گیرد. این امر امروزه از این جهت اهمیت بیشتری یافته است که سفرهای فضایی جنبه تجاری پیدا کرده است. این سفرها به صورت پروازهای زیرمداری4 و توریسم فضایی مطرح گردیده است که می تواند مرزهای هوا- فضا با فضای ماورای جو را خدشه دار کند. نکته دیگر مربوط به منافع خاص دولت ها و سازمان ها و نهادهای بین المللی دست اندرکار است. چون تا بحال تعریف قابل قبول، جامع و عامی درباره تمایز بین هوا- فضا، فضای ماورای جو ارائه نشده است. چندین سال پیش، در زمانی که قانون مندی سفینه های فضایی ( سفینه هایی که مرحله ای از صعود آن ها ماورای صوت است و به دلیل اینکه بتوانند برای چندین بار مورد استفاده قرار گرفته و در مدار قرار گیرند، به طور افقی از زمین بلند می شوند و قابلیت فرود در باند عادی را دارند ) مورد بررسی قرار گرفت، نظریه غالب این بود که عبور از نزدیکی فضا مستلزم مداخله در فرآیند عبور و مرور وسایل نقلیه ای است که در هوا و فضا در حال تردد هستند. به طور کلی هواپیما و فضاپیماها که با کاربری هوانوردی و فناوری هوایی ساخته می شوند، توانایی پرواز در هوا یا فضا ماورای جو را دارند. این امر باعث شده است تا مسئولان و دست اندرکاران به فکر تصویب قوانینی برای نظام مند کردن این پروازها باشند تا اینکه به تنها قابلیت اجرایی داشته باشند، بلکه متناسب با فعالیت آن ها نیز باشند. این امر در ارتباط با تعیین قلمرو هوایی دولت ها است. چون اولین حقیقت مسلم این است که هر شیء موجود در قلمرو هوایی کشورها، می بایست حاکمیت سایر دولت ها را رعایت کند. 5
مبحث اول : تعریف فضای ماورای جو و نظامی کردن و توسعه رژیم حقوقی
در 4 اکتبر 1957 هنگامی که رادیو مسکو اعلام کرد که اتحاد جماهیر شوروی یک قمر مصنوعی به نام اسپوتینک را در مدار زمین قرار داده است، امریکایی ها از این خبر در شگفت ماندند، البته نه به خاطر اهمیت کار بزرگ انجام شده، بلکه بیشتر به این دلیل که اتحاد شوروی جلوتر از ایالات متحد امریکا و برای اولین بار به فضای ماورای جوّ، راه یافته بود. اثر روانی و سیاسی اسپوتینک خصوصاً در امریکا وسیع بود، هر چند تعداد اندکی در خارج از جوامع کوچک علمی و نظامی دو ابر قدرت، اهمیت کامل و مفهوم کار بزرگ اتحاد شوروی را درک کردند. عکس العمل نخبه های سیاسی هر دو قدرت در حال رقابت برای تفوق جهانی، هیچ تردیدی باقی نگذاشت که آنها به اسپوتینگ و موشکی که آن را به داخل مدار راند، به عنوان یک ابزار نظامی انقلابی با نتایج استراتژیکی هیبت انگیزی می نگرند، و ابداً آن را یک پیروزی برای دانش جهانی تلقی نمی کنند. جان فاستر دولز، وزیر خارجه وقت دولت امریکا، پرتاب اسپوتینک را به عنوان در جهت تنازع میان امپریالیسم کمونیست و جهان آزاد6تعبیر کرد.
با توجه«دولز» برای افکار عمومی احساس حقارت و خشم از چهره امریکا زدوده شد، و عزم تازه ای برای راهیابی به فضا ایجاد شد.
مارشال اتحاد شوروی، اس اس بریوزوو در ارزیابی خود از این حادثه تاریخی، به طور کنایه آمیزی به دنیا متذکر شد که اکنون میسر شده است که با تسلط از زمین، موشک هایی از ماهواره ها در هر زمان دلخواه و در هر نقطه ای از خط سیر آنها پرتاب شوند.7
به رغم مبالغه مارشال، تردیدی وجود نداشت که از این پس در سیاره ما جایی دور از دسترس موشک های اتمی نخواهد بود.
گفتار اول : مفهوم فضای ماورای جو
به سادگی می توان بیان داشت که هوا- فضا، فضایی است که در آن هوا وجود دارد. به طور ساده تر می توان بیان داشت که هوا- فضا به مفهوم بالا رفتن در فضا از قلمرو هوایی یک دولت و فرود آمدن به سمت زمین به صورت مخروط وارونه ( در قلمرو همان کشور ) است. این نظریه بر اساس ریاضیات پیشرفته و بر اساس این نظریه است که پرواز هوایی در جایی صورت می گیرد که هوا یا اتمسفر وجود دارد. اتمسفر دارای اجزای ذیل است: « اولین لایه آن « تروپوسفر »8 است که از سطح دریا تا 10 کیلومتر بالای آن می باشد. سپس « استراتوسفر »9 قرار دارد که از 10 کیلومتر تا 40 کیلومتر بالاتر از سطح دریا است. لایه سوم « اینوسفر »10 است که از ارتفاع 40 متری تا 375 کیلومتری از سطح دریا را در بر می گیرد. لایه چهارم آن « اگزوسفر »11 است که از ارتفاع 375 کیلومتری تا 20 هزار کیلومتری از سطح دریا را شامل می شود. « با توجه به این تقسیم بندی می توان بیان داشت که پرواز زیرمداری که تا حدود ارتفاع 100 کیلومتری ماورای سطح زمین اوج می گیرد، در واقع سفری پایین تر از سطح « اینوسفر » است. این امر ما را به این نتیجه می رساند که این نوع پروازها، جزو پروازهای ماورای جوی هستند. اما برخی بر این باور هستند که این نوع پروازها به دلیل اینکه از اتمسفر زمین خارج نمی شوند، پس جزو پروازهایی هستند که در هوا- فضا صورت می گیرند.
کمیته استفاده صلح آمیز از فضای ماورای جو سازمان ملل ( UNCOPUOS )12 یکی از اجلاس های سازمان ملل است که در آن جنبه های فنی و قانونی فعالیت های فضایی مورد بررسی قرار می گیرد که دارای اثرات جهانی هستند. اگر چه از سال 1962 تا به حال بارها جلساتی را برگزار کرده است، اما تا به حال نتوانسته درباره تعریف و تحدید حدود فضای ماورای جو به نتیجه ای برسد. لازم به ذکر است که کمیته فرعی آن از طریق یک گروه کاری به موضوع تحدید حدود و تعریف فضای ماورای جو پرداخت و موضوعات قانونی مرتبط با فضاپیماها را مورد بررسی قرار داد. در این راستا پرسش نامه ای را تهیه و برای تمام دولت های عضو سازمان ملل ارسال کرد، نتایج بدست آمده از پاسخ های ارسالی و تحلیل آن ها با توجه به ملاحظات تاریخی مرتبط با فضای ماورای جو را می توانید در شبکه اطلاعاتی OOSA ملاحظه کنید.13
با توجه به بحث های صورت گرفته در کمیته استفاده صلح آمیز از فضای ماورای جو سازمان ملل، در طول این سال های متمادی، سؤالی که درباره پروازهای زیر مداری مطرح می شود این است که آیا میزان صعود عمودی آن ها در فضای ماورای جو، برای تعیین قابلیت اجرای حقوق هوایی یا عهدنامه های حاکم بر حقوق فضا تأثیری دارد ( رویکرد متخصصان امور فضایی ) و یا اینکه نوع فعالیت های انجام شده توسط آن ها تعیین کننده است؟ ( رویکرد عمل گرایان ) طرفداران گروه دوم بر این باور هستند، فقط پروازهایی در هوا- فضا صورت می گیرند که از فضای زیرمداری عبور می کنند و برای حمل و نقل زمین به زمین هستند و فقط پروازهایی در هوا- فضا صورت می گیرند که اصول و قواعد حقوق هوایی بر آن ها حاکم است.
به این ترتیب می توان بیان داشت، یک پرواز زیرمداری، پروازی است که تا ارتفاع خاصی اوج می گیرد. اما این اوج گیری تا اندازه ای نیست که برای قرار گرفتن یک سفینه در مدار زمین لازم است. به دلیل اینکه خط سیر پروازهای زیرمداری در قانون آمریکا به صورت یک پرواز ارادی و اختیاری تعریف شده است که شامل پرتاب یک سفینه و برگشت آن می گردد. اگر چه بخشی از این نوع پروازها بالاتر از جو زمین صورت می گیرند، اما از جو زمین به اندازه ای خارج نمی شود که بتواند در مدار زمین قرار گیرند.
سفینه فضایی شماره یک14 در سال 2004 به بازار آمد که اولین سفینه خصوصی برای پروازهای زیرمداری بود. این سفینه فضایی در طول دو هفته مبادرت به حمل باری هم وزن سه انسان بزرگسال، برای حدود 100 کیلومتر بالاتر از سطح دریا نمود و جایزه X انصاری15 را برنده شد. برای انجام چنین سفری، این سفینه فضایی ابتدا برای مدت یک ساعت، در حدود نه و نیم مایل ( 50 هزار فوت ) را از جایی طی کرد که پرتاب شده بود و سپس بخشی از مسیر را لیز خورد و برای 80 ثانیه به صورت عمودی با موتور موشکی تا ارتفاع 62 مایل اوج گرفت تا اینکه بتواند با سرعت بیش از 3 مایل به دور زمین پرواز کند. سپس می بایست سرعت خود را کم کند تا اینکه بتواند به همان محل پرتاب خود بازگردد. 16
به طور کلی سفینه فضایی شماره یک، همانند یک هواپیما یا طیاره در طی انفجار موشکی با توجه به عکس العمل در قبال فشار هوا حرکت نمی کند. این امر بدین مفهوم است که در قسمتی از مسیر خود را بر اساس کنترل ایرودینامیکی اوج می گیرد تا اینکه بتواند به بالای جو زمین و به فضایی برسد که غلظت هوا به اندازه ای نیست که یک هواپیمای معمولی بتواند در آن پرواز کند. این سفینه پس از لیز خوردن برای ورود مجدد به اتمسفر زمین از خاصیت ایرودینامیکی استفاده نموده و به محل پرتاب خود در یک باند فرود معمولی بر روی زمین فرود می آید.
گفتار دوم : نظامی کردن فضای ماورای جو، منابع و تکامل تدریجی
از اولین روزهای آغاز عصر فضا، ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی(جمهوری فدرال روسیه فعلی) آلات و ادوات مختلفی را طراحی کرده و در مدار قرار داده اند تا از نیازهای مربوط به آرایش نظامی تاکتیک ، عملیاتی و استراتژیکی خود پشتیبانی کنند.
مدت زیادی قبل از ظهور اسپوتینک، به رغم مخالفت عمومی ، برنامه های فضایی اتحاد شوروی و امریکا، از ابتدا ماهیت نظامی داشت و همیشه این برنامه ها با ملاحظات نظامی پیش برده شده است تا ملاحظات علمی و غیر نظامی . دو ابر قدرت با مستثنی کردن توسعه محدود سلاح های ضد ماهواره ای- که ظاهراً به حال تعلیق در آمده است. به فعالیت های فضایی خود ادامه داده اند. سامانه های موجود نظامی ماهیتاً غیر تهاجمی هستند، با اینکه تا به امروز فضای ماورای جو به طور شدیدی نظامی شده است ولی عاری از سلاح بوده است.17 عدم مسابقه تسلیحاتی در آن محیط اغلب به عنوان نتیجه تفاهم ضمنی میان آمریکا و روسیه تعبیر شده است چون که منافع مشترکی در حفظ ماهواره های نظامی خود دارند از طرف دیگر بعضی ها نبودن مسابقه تسلیحاتی در فضا را نتیجه اقتضای منافع ملی، بی انگیزگی و قیود فنی می بینند که در مواقع مهمی با موافقتنامه های رسمی پشتیبانی شده است.
تا جایی که به ایالات متحد مربوط می شود برنامه های مربوط به نظامی کردن فضا ممکن است طراحی و اجرا شود. در 2 مه 1946 مطالب منتشر شده توسط گروهی از متخصصان «پروژه RAND» با تجزیه و تحلیل مهندسی از مکان طراحی یک ماهواره، نشان می داد که این کار امکان پذیر و دارای ارزش نظامی زیادی خواهد بود. 18
مطالعات بیشتری توسط « RAND»(اکنون مرکزی برای پشتیبانی فکری در ارتباط نزدیک با پنتاگون و آژانس های اطلاعاتی امریکاست) انجام شد و به این نتیجه رسید که ماهواره ای بسازند تا بتواند به عنوان وسیله شناسایی عمل کند.
کاربر روی طرح، با رعایت ملاحظات اطلاعاتی زیاد به حد کافی پیشرفت کرد تا اینکه آیزنهاور در 29 جولای 1955 اعلام کرد ایالات متحد درصدد است تا یک قمر مصنوعی را به عنوان بخشی از برنامه سال بین المللی ژئوفیزیک (IGY19) ، به فضا پرتاب کند.
در 30 جولای 1955 اتحاد شوروی اعلام کرد که آنها هم ماهواره ای را در قالب برنامه «IGY» به فضا پرتاب خواهند کرد هر دو اعلامیه از توجه جهانی دوری جستند. البته تا زمان پرتاب اسپوتینک، هر گونه ذکری از واژه فضا توسط مقامات رسمی ایالات متحد ممنوع بود. این مطلب بیشتر به خاطر پنهان کردن واقعیت حضور ایالات متحد در قسمت فضایی «IGY» بود که عبارت می شد از ساخت راکت های برد بلندی که قادر به حمل ماهواره های نظامی و کلاهک های هسته ای به هزاران کیلومتر دورتر در فضا بودند.20
اتحاد شوروی هم این حقیقت را پنهان کرد که طرح آن کشور برای پرتاب ماهواره علمی بیشتر مبتنی بر تمایل نظامی بوده است.
اولین شرح محدود درباره برنامه ماهواره شناسایی ایالات متحد و استفاده نظامی از فناوری فضایی در اوایل سال 1957 در مطبوعات آمریکایی پدیدار شد. در پی پرتاب اسپوتینک1، اشاره های محتاطانه ای در جلسات تحت سانسور کنگره آمریکا نسبت به این برنامه دیده می شد. برنامه موسوم به « SAMSON21» (سامانه نظارت ماهواره ای و موشکی)، اولین سامانه شناسایی فضا پایه بود که در اواخر سال 1961 عملیاتی شد.
به زودی دریافتند که هر ماهواره ، موارد استفاده بی مانندی را برای نظارت، فراهم خواهد کرد.
سرعت بیش از 17000 مایل در ساعت، فضا پیما را قادر می سازد که از مناطق وسیعی در مدت کوتاهی نقشه برداری کند، و ارتفاع 100 تا 200 مایل به فضاپیما این امکان را می دهد که از منطقه ای به مساحت چندین هزار مایل مربع عکس برداری کند. اولین استفاده نظامی از سفینه ها برای شناسایی باشد و دومین کاربرد آن در زمینه ارتباطات بود. دیگر موارد استفاده از آن به سرعت پیگیری شد. بعد از سال 1957 در کمتر از دو دهه نیروهای مسلح ایالات متحد و اتحاد شوروی ، سامانه های ماهواره ای را برای مقاصد ناوبری، تعیین انفجارهای هسته ای در فضا، نمونه گیری هوا، جمع آوری الکترونیکی اطلاعات و تعیین محل های پرتاب موشک ، در مدار قرار دادند.
در خلال آن مدت، فضا محیطی به شدت نظامی شد. از آن زمان، تولید همه این سامانه ها، خصوصاً سامانه های ماهواره ای برای شناسایی ، ارتباطات و ناوبری با اهمیت بیشتری گسترش یافته است.
به یقین در 1967 ، سالی که معاهده فضا پا به عرصه وجود گذاشت، و درست یک دهه بعد از آغاز عصر فضا، ماهواره ها به صورت ابزارهای کامل و غیر قابل جایگزینی برای نیروهای دفاعی دو ابر قدرت در آمدند . با الهام از آنها، دیگر کشورها، ابتدا فرانسه و سپس چین نیز شروع به استفاده نظامی از فضا کردند.
تکامل تجهیزات فضایی به یک ماشین پیشرفته نظامی ، در جنگ خلیج فارس و در سال 1994 به خوبی نشان داده شد(امریکا این عملیات را طوفان صحرا نامید).
ایالات متحده با هفت ماهواره تصویر گر وارد درگیری شد(با بیشترین تعداد از این نوع ماهواره ها که تا آن زمان در مدار داشت) این ماهواره ها به طور متوسط در هر روز12 بار از عرصه کارزار گذشتند و برای نیروهای امریکایی در هر روز صدها تصویر فراهم کردند. 22

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

علاوه بر آن ایالات متحد چیزی میان 15 تا 20 ماهواره مخابراتی- اطلاعاتی را وارد عملیات کرد که ارتباطات رادیویی عراقی ها را ردیابی می کردند. همچنین ایالات متحد3 ماهواره هواشناسی نظامی و حداقل 4 ماهواره مخابراتی نظامی و تا 16 ماهواره «Navstar» سامانه مکان یاب جهانی (GPS23) را به خدمت گرفت. این ناوگان سنگین فضایی، اطلاعات تکمیلی از تصاویر بدست آمده از ماهواره های «Spot» فرانسوی و سنجش از راه دور «Landsat» آمریکایی را دریافت کردند که برای تولید مجدد اطلاعات در نقشه های عملیاتی مورد استفاده قرار گرفتند.
رئیس وقت ستاد نیروی هوایی امریکا(مریل مک پیک) عملیات طوفان صحرا را اولین جنگ فضایی توصیف کرد، چون اولین فرصتی بود که همه وسایل فضایی نظامی و پیشرفته، در درگیری زمینی به کار رفت. بر اساس گفته برخی از تحلیل گران، استفاده از ماهواره ها در جنگ خلیج فارس، سرازیر شدن عظیم فناوری و تاکتیک های نظامی را نشان داد… این جنگ بر اهمیت مسلم سامانه های فضایی نظامی تاکید کرد.» نظر ژنرال مک پیک تا جایی که به نیروی هوایی امریکا مربوط می شد این بود که حتی در خلال زمانی که از دامنه سایر فعالیت ها کاسته شود، هزینه های فضایی افزایش می یابد.24
به شرط خوب عمل کردن سامانه های فضایی نظامی در یک درگیری عمده، ممکن است این پیش گویی به خوبی محقق شود. جدا از هزینه زیاد فناوری فضایی در هر درگیری مسلحانه، جنگ خلیج فارس تبعات دیگری هم داشت که روی هم رفته خوشایند نیست زیرا که استفاده گسترده عراقی ها از موشک های بالستیک اسکود بعضی از اعضای با نفوذ کنگره امریکا را بر آن داشت که با نادیده گرفتن ممنوعیت معاهده 1972 ضد موشک های بالستیک ، آزمایش و آرایش سامانه های ضد موشکی زمین پایه و فضاپایه را به عنوان بخشی از برنامه حفاظت جهانی در برابر حملات محدود، در خواست کنند.25
گفتار سوم: توسعه رژیم حقوقی حاکم بر استفاده نظامی از فضای ماورای جوّ
قبل از 4 اکتبر 1957 تعداد اندکی از حقوق دانان وضعیت حقوقی فضا را مورد ملاحظه قرار داده بودند و به مراتب توجه کمتری نسبت به استفاده نظامی از فضا وجود داشت. در واقع واژه «فضای ماورای جو» در ادبیات کمتری نسبت به استفاده نظامی از فضا وجود داشت. در واقع واژه«فضای ماورای جو» در ادبیات حقوقی قبل از پرتاب اسپوتینک ناشناخته بود. کسی که این موضوع را مطرح کرد، پرفسور جان کوپر آمریکایی بود. او در اوایل سال 1948 طی نطقی که در دانشگاه نیروی دریایی امریکا در مورد حقوق و پرواز راکت های پیشرفته در ارتفاعات بالا- که در آن زمان به طور سری در ایالات متحد توسعه می یافت- ایراد کرد، اصرار ورزید که مسئله مرزهای میان قلمروهای هوایی در حاکمیت کشورها و «فضای» بالا، بایستی توسط جامعه حقوقی مورد توجه قرار گیرد. او به روشنی مشکلات سیاسی و حقوقی راکت ها و دیگر موشک های هدایت شونده پرتابی از زمین به ماه را پیش بینی کرد. تنها پس از پرتاب اسپوتینک بود که موضوع رژیم حقوقی فضای ماورای جو و ماهواره ها نظر سیاستمداران، دیپلمات ها و دانشگاهیان را به خود جلب کرد.26
بایگانی های روسیه که سیاست های اولیه اتحاد شوروی در خصوص حقوق حاکم بر فعالیت های فضایی را در بر دارند هنوز غیر قابل دسترسی هستند، اکنون برخی از سیاست های ایالات متحد در مورد این موضوع معلوم شده است و راهبرد آن کشور در سال 2010 منتشر شد. قبل از 4 اکتبر 1957 و مدتی اندک پس از آن، سیاست رسمی امریکا تا حدودی متضاد بود. هنگامی که بر روی فناوری فضایی نظامی به طور سری کار می کردند، یکی از دستورات شورای امنیت ملی مورخ 21 نوامبر 1956 ، این بود که:
«یکی از اهداف ایالات متحد به عنوان بخشی از سامانه کنترل تسلیحات، این است که فرستادن اجسام به فضا باید منحصراً برای مقاصد صلح آمیز و علمی باشد و تولید اجسام طراحی شده برای مسافرت به فضا یا پرتاب آنها، برای مقاصد نظامی ممنوع شود.»
مفاد این حکم در برخی از اظهارهای عمومی رهبران امریکا پیش از پرتاب اسپوتینک منعکس شده بود.
بنابراین، در یادداشتی که در 12 ژانویه 1957 به اولین کمیته مجمع عمومی سازمان ملل تسلیم شد، ایالات متحد پیشنهاد کرد که «اولین قدم به سوی هدف ، اطمینان از پیشرفت های آتی در فضا، صرفاً بر اساس اهداف صلح آمیز و علمی خواهد بود و اینکه آزمایش چنین اجسامی باید تحت بازرسی و مشارکت بین المللی قرار گیرد.27»
در اولین اشاره مقام رسمی امریکا به فضا ، سفیر آن کشور در سازمان ملل در ژانویه 1957، مفاد یادداشت امریکا را تکرار کرد.
او بیان داشت که کشورش امیدوار است پیشرفت های آتی در فضا صرفاً به اهداف صلح آمیز و علمی اختصاص یابد.28
قبل از ظهور اسپوتینک، وزیر خارجه آمریکا در یک سخنرانی رادیو- تلویزیونی، ایجاد سامانه ای را پیشنهاد کرد که اطمینان بدهد موشک های فضایی تنها برای مقاصد صلح آمیز و علمی به کار خواهند رفت … و پیشرفت های آتی در این قلمرو، علمی و تجربه ای جدید برای منافع بشر خواهد بود.
طی اظهار نظری به کمیسیون خلع سلاح ، قدرت های غربی، از جمله ایالات متحد در 29 اوت 1957 بستن پیمانی را پیشنهاد کرد که بر اساس آن کمیته ای تاسیس شود«تا طرح یک سامانه بازرسی را مطالعه کند که اطمینان بدهد فرستادن اجسام به فضا صرفاً برای مقاصد صلح جویانه و علمی خواهد بود.»29
هنگامی که در 14 نوامبر 1957 مجمع عمومی سازمان ملل اولین قطعنامه خود به شمار (xll) 1148) را تصویب کرد. متن آن ، عبارت «منحصراً برای اهداف صلح آمیز» را معمول کرد که متعاقباً در بسیاری از معاهدات، قطعنامه های سازمان ملل متحد و دیگر متن های معتبر مجدداً به کار رفت و مباحث مفصلی درباره تفسیر آن به وجود آمد.
در ژانویه 1958 آیزنهاور به اتحاد شوروی پیشنهاد کرد که کشورهایشان باید موافقت کنند که از فضای ماورای جو فقط برای مقاصد مصلح جویانه، و نه برای آزمایش موشک های طراحی شده برای اهداف نظامی استفاده کنند.30
لازم به یادآوری است که در آن زمان در هیچ جای امریکا و مراجع غربی تفسیری از واژه «اهداف صلح آمیز» در مورد فضا یافت نمی شد، و هیچ ذکری از استفاده نظامی از فضا در میان نبود مگر اینکه این گونه استفاده باید ممنوع شود. در بهار 1958 تغییری در سیاست امریکا رخ داد، به طوری که از سند شورای امنیت ملی معلوم بود، با عنوان«سیاست امریکا درباره فضا»:
«در انتظار فراهم شدن ماهواره های شناسایی، و در جست و جوی فوری برای – چارچوبی سیاسی که استفاده از ماهواره های شناسایی را، در زمینه ای سیاسی و روانی بسیار مساعد برای ایالات متحد قرار دهد.»31
به قول مورخ آمریکایی برنامه های فضایی نظامی، «اکنون ایالات متحد این نظر را تشویق و تزویج کرده است که فضا فقط باید برای اهداف صلح آمیز استفاده شود …» زیرا واژه«اهداف غیر نظامی » اجازه گسترش ماهواره های نظامی را در پی دارد.
البته همان طور که همه می دانند، نه ایالات متحد و نه اتحاد شوروی در اظهارات عمومی خود درباره برنامه های فضایی شان صداقت نداشتند. هر دو کشور بلافاصله بعد از ظهور اسپوتینک به طور سری در حال گسترش ماهواره هایی برای به راه انداختن مأموریت های نظامی گوناگون و در حال رشد بودند . در واقع ، اوایل 1955، نیروی هوایی امریکا با حداکثر مخفی کاری قرارداد گسترش ماهواره های شناسایی را منعقد کرد.32
یکی از موارد استعمال واژه«صلح آمیز» متضاد واژه «تجاوزکارانه» در گزارش کمیته مربوط به اتحادیه حقوقدانان امریکایی حقوق فضا پدید آمد که به وابستگی فوق العاده استعمال نظامی و غیر نظامی ماهواره ها تاکید می کرد، این گزارش توصیه کرد که به جای فرق گذاشتن میان استفاده صلح آمیز و نظامی، باید میان واژه فعالیت ها یا استفاده «صلح آمیز» و «تجاوزکارانه» قائل به تفکیک شد33. مطمئناً از 1959 تاکنون، سیاست ایالات متحد بر این بوده که اگر همه استفاده ها از فضا تجاوزگرانه نباشد آن را«صلح آمیز» و قانونی تلقی کند. به طوری که پروفسور (ریچارد ان گاردنر) هنگام تصدی نمایندگی معاون وزارت خارجه توضیح داد:«ارزیابی قانونی بودن استفاده خاص از فضا این نیست که آیا آن نظامی است یا غیر نظامی، بلکه به این است که صلح آمیز یا تجاوزکارانه است.»
به رغم برنامه فضایی نظامی و سنگین دو ابر قدرت ، مدت بعد از تصویب معاهده فضا در سال 1967 ، اتحاد شوروی اصرار داشت که استفاده نظامی از فضا نه تنها «صلح آمیز» نیست بلکه غیر قانونی است.(تنها در سال 1985 بود که اتحاد شوروی علناً تصدیق کرد که ماهواره های نظامی را در مدار قرار داده است.34 تا اواخر سال 1988 شوروی عملیات وسیع سامانه ماهواره های نظامی را نیز کتمان می کرد) .
نظر فوق تنها به اتحاد شوروی و متحدان نزدیکش محدود نمی شد بلکه تعداد دیگری از کشورها هم مدت زیادی استفاده نظامی از فضا را به طور تلویحی غیر قانونی و حداقل برخلاف روح قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل و معاهده فضا دانستند.
سرانجام به هنگام رد تفسیر ویژه امریکایی از واژه «صلح آمیز»، اتحاد شوروی و کشورهای هم فکر، به عنوان واقعیت زندگی جهانی به طور ضمنی پذیرفتند که فضای ماورای جو ممکن است برای اهداف نظامی مورد استفاده قرار گیرد. 35
در کمیته ویژه پیش گیری از مسابقه تسلیحاتی در فضا مربوط به کنفرانس خلع سلاح ذکر شد:«گرچه در بعضی زمینه ها(صلح آمیز) به معنی (غیر نظامی) است، از طرف کشوری که رسماً به استفاده نظامی از فضا اعتراض می کند، هر گونه ابهامی از رویه کشور دیگر رفع می شود. به شرط اینکه دچار تناقض شدید نشده باشد»36 مطمئناً هیچ کشوری در خاطره اخیر دنیا، یکی از قدرتهای فضایی را در مورد تخلف از معاهده فضای ماورای جو به دلیل قرار دادن تعداد زیادی ماهواره نظامی در فضا، متهم نکرده است.
با وجود ماهیت مورد اختلاف، واژه«صلح آمیز» هنوز به طور وسیعی در اسناد سازمان ملل متحد، موافقتنامه های چند جانبه و دو جانبه، همین طور در مبادلات دیپلماتیک به کار می رود، هر چند این واژه در زمینه های مختلف با این مفهوم، برای برخی از کشورها جای تردید دارد. اواخر سال 1987 نمایندگی های متعددی در کمیته ویژه اظهار کردند که «برای تفاسیر گوناگون … از آنچه که ممنوع شده و چیزهایی که طبق رژیم حقوقی قابل اعمال بر فضا، مجاز شمرده شده است نیاز مستمری وجود دارد.»37
آنها این اصطلاح اساسی را به عنوان«اهداف صلح آمیز» و «نظامی سازی» انتخاب کردند که مستلزم تعریفی و رضایت بخش باشد. این نمایندگی ها بر توجه عمیق به مسئله ترمینولوژی تاکید کردند تا به دقت بیشتری در استفاده از اصطلاحات برسند.
یکی از کشورها در همان جلسه شکایت داشت که اختلاف نظرهایی که در مورد معانی برخی از اصطلاحات به وجود آمده است تا استفاده های مجاز شمرده شده یا استفاده های ممنوع از فضا تثبیت شوند، تردید زیادی در تلاش کشورها ایجاد می کند. منفرد لَکس به عنوان رئیس کمیته فرعی حقوقی از کمیته سازمان ملل متحد درباره استفاده صلح آمیز از فضا (COPUOS)، تاثیر عمده ای در پیش نویس معاهده فضای ماورای جو داشت، البته تا جایی که دو ابر قدرت اجازه دادند.
علاوه بر آن، در نطق خود در آکادمی لاهه در سال 1964 توجه ها را به تفاسیر مختلف، جلب کرد. در اولین اشاره مقام رسمی آمریکا به فضا، سفیر آن کشور در سازمان ملل در ژانویه 1957، مفاد یادداشت امریکا را تکرار کرد. او بیان داشت که کشورش امیداور است پیشرفت های آتی در فضا صرفاً به اهداف صلح آمیز و علمی اختصاص یابد.38
قبل از ظهور اسپوتینک، وزیر خارجه امریکا در یک سخنرانی رادیو- تلویزیونی، ایجاد سامانه ای را پیشنهاد کرد که اطمینان بدهد موشک های فضایی تنها برای مقاصد صلح آمیز و علمی به کار خواهند رفت … و پیشرفت های آتی در این قلمرو، علمی و تجربه ای جدید برای منافع بشر خواهد بود.
طی اظهار نظری به کمیسیون خلع سلاح، قدرت های غربی، از جمله ایالات متحد در 29 اوت 1957 بستن پیمانی را پیشنهاد کردند که بر اساس آن کمیته ای تاسیس شود« طرح یک سامانه بازرسی را مطالعه کند که اطمینان بدهد فرستادن اجسام به فضا صرفاً برای مقاصد صلح جویانه و علمی خواهد بود.»39
هنگامی که در 14 نوامبر 1957 مجمع عمومی سازمان ملل اولین قطعنامه خود به شماره (XII) 1148 را تصویب کرد، متن آن، عبارت«منحصراً برای اهداف صلح آمیز» را معمول کرد که متعاقباً در بسیاری از معاهدات، قطعنامه های سازمان ملل متحد و دیگر متن های معتبر مجدداً به کار رفت و مباحث مفصلی درباره تفسیر آن به وجود آمد.
در ژانویه 1958 آیزنهاور به اتحاد شوروی پیشنهاد کرد که کشورهایشان باید موافقت کنند که از فضای ماورای جو فقط برای مقاصد صلح جویانه، و نه برای آزمایش موشک های طراحی شده برای اهداف نظامی استفاده کنند.لازم به یادآوری است که در آن زمان در هیچ جای امریکا و مراجع غربی تفسیر از واژه«اهداف صلح آمیز» در مورد فضا یافت نمی شد، و هیچذکری از استفاده نظامی از فضا در میان نبود مگر اینکه این گونه استفاده باید ممنوع شود.
لکس به همان مطلب در سال 1984 در مقام خطاب به سمپوزیومی که توسط دانشگاه سازمان ملل متحد بر پا شده بود، دوباره برگشت. چون نظامی سازی فضا در آن زمان کاملاً در محور بحث ها قرار گرفته بود، موافقتنامه های کنترل تسلیحات از جمله معاهده موشک های ضد بالستیک را تهدید می کرد، لکس وادار شد دریافت خودش از معنای «صلح آمیز» در مورد فعالیت های فضایی را مجدداً بیان کند که بعضی دولت ها و نویسندگانی که واژه « صلح آمیز» را چیزی بیش از «غیر تجاوزکارانه» معنی نمی کردند آن را «منطق عجیب» نامید و در مورد اینکه ماده 4 معاهده فضا نسبت به موضوع بی اعتناست و رویه دولت ها به این تفسیر مشروعیت بخشیده است، لکس اظهارات خود را این گونه جمع بندی کرد:

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید