چكيده:
يكي از مهم ترين مباحث مربوط به تعزيه بحث زمان و كاركرد آن است. مقوله زمان در تعزيه كه آن را با علم اسطوره اي پيوند مي دهد و او را با تئاتر و يك نمايش بدون جنبه هاي آييني متمايز مي كند. اين پژوهش كوششي است براي شناخت مفهوم زمان در تعزيه و پيدا كردن ويژگي هايي در متون تعزيه كه چگونه از باور زمان اسطوره اي بهره جسته اند و نيز اين باور زمان اسطوره اي از سوي شبيه خوانان و شبيه نويسان و تماشاگران تعزيه باعث چه ويژگي هايي و شگردهايي در روايت متن تعزيه و اجراي آن شده است.
كليدواژه: تعزيه ، روايت ، زمان اسطوره اي

فصل اول

1-1مقدمه
مقدمه
نمايش آييني تعزيه در جامعه اي شكل گرفت و باليد كه نهاد دين و شعائر مذهبي افراد همه ي گروه هاي اجتماعي جامعه را به هم پيوند داده بودند. تعزيه براي مردم مؤمن و متعصب شيعه كه دسته گرداني هاي سينه زني و زنجيرزني را در ايام محرم و صفر راه مي انداختند و در آنها شركت مي كردند، جلوه نو و بديعي در عرصه اعمال مذهبيشان پديد آورد. در اين پديده فرهنگي، روايت واقعه كربلا، با حفظ زمينه مذهبي قدسيانه اش، به صورت بازي و نمايش بيان و اجرا مي شد.
تعزيه در لغت به معناي سوگواري و برپاداشتن مراسم عزاداري به يادبود درگذشتگان است، و در اصطلاح به نوعي نمايش آييني و مذهبي براساس واقعه كربلا و شهادت امامان و وقايع ديگر مذهبي و قصه ها و داستان هاي تاريخي و اساطيري و عاميانه اطلاق مي شود. با تكامل و تحول تدريجي تعزيه خواني در دوره هاي اخير، بعضي از تعزيه ها ي شادي بخش و طنزآميز نيز به آنها افزوده شده است. از اين رو، غم انگيز بودن ديگر شرط حتمي تعزيه به مفهوم كلي آن نيست.
تعزيه در ايران با توجه به سير تكامل و تحولي كه داشته و آنچه برآن گذشته نشان مي دهد كه تنها يك پديده ساده نمايشي مذهبي يا آئيني نيست. بلكه چنان كيفيتي داراست كه همه خصايص يك نمود زنده و فعال و جوشان و ذوقي و مذهبي و ملي و هنري را، با همه ي ويژگي هاي فردي و اجتماعي آن آشكار مي دارد و ارائه مي دهد.
تعزيه درحقيقت اسطوره تاريخي مذهبي است كه در طي گذران سالهاي زيادي و با توجه به شرايط مناسب و اوضاع و احوالي قابل تامل، كم كم رشد كرده تا اين كه قابليت آن را يافته تا برهه اي از زمان خودنمايي كند. و آنگاه مانند هر پديده اجتماعي ديگر در اثر عوامل گوناگون در مسير كم رنگ شدن قرار گرفته است . يكي از ويژگي هاي تعزيه مشاركت فعال تماشاگران آن است كه از ابتدا تا انتهاي تعزيه به صورت فعال مشاركت دارند،نکته ایكه از آرمان هاي مورد توجه بسياري از كارگردانان تئاتر در عرصه هاي بزرگ جهاني تئاتر است؛ هر كارگرداني پيشرو تئاتر برای دستیابی به آن دست به تغييراتی در شيوه هاي اجراي تئاترش زده است تا اين مشاركت تماشاگر و تئاتر را به میزانی حداكثري برساند ( از استانيسلاوسكي گرفته تا ميرهولد وبرشت و آنتونن آرتو با تئوری “تئاتر شقاوت “ش تا گروه تئاترنان و عروسك و ديگران) براي پي بردن به اين ويژگي درخور دقت و توجه تعزيه يعني مشاركت فعال تماشاگران ؛قبل از هرچیز بايد به مفهوم زمان درشبیه خوانی نگريست وآن را مورد مطالعه قرار داد.
مفهوم زمان در تعزيه ریشه در فلسفه شيعي و شعار اصلی بنیان گزاران وخالقان آیین های عاشورایی ؛ كل يوما عاشورا و كل عرضا كربلا،داردکه موجبات ارتقای شخصیت هایی برآمده از تاریخ به اشخاصی اساطیری را فراهم آورده است ویادآورنظريه ميرچاالياده “تکرار و تناوب زمان اسطوره ای” است.ضمن ا ین که همین شکل از كاركرد زمان در تعزيه است که امکان بهره بردن از تكنيك هايي روايي را براي تعزيه مهيا كرده است . از جمله مانند رجوع به گذشته يا رفتن به آينده و … را درآن پديد آورده است وازاین لحاظ مي توان آن رادر تعزيه هاي مختلف مورد نگاه موشكافانه قرار داد و اين نكته نيز وجود دارد كه بسياري ازمجالس شبیه خوانی در زمان تقويمي معيني اجرا مي شوند كه باعث بهره گيري بيشتر آن ها از مفهوم ومعنای اساطیری و خاص زمان در تعزیه شده است.
براي اين منظور، در آغاز و فصل يك اين پژوهش، شامل مقدمات و بيان كليات پژوهش و اهداف آن است كه اينك از نظر مي گذرد. در فصل دوم تلاش شده است كه از دل بررسي تاريخي و تحليلي سير تحول تعزيه به مثابه يك پديده فرهنگي و نمايش آييني، شاخص هايي پيدا شود كه در ادامه پژوهش، امكان بررسي مفهوم زمان در تعزيه را مهيا و تسهيل نمايد. شاخص هايي از قبيل ارتباط تعزيه و اسطوره، ويژگيهاي متون تعزيه و كاراكترهاي اسطوره اي كه دارد مورد بررسي خواهد گرفت و مفهوم زمان به ويژه زمان در اسطوره، زمان در روايت به اختصار معرفي خواهد شد.
فصل سوم شامل بررسي كلي و تحليلي زمان در تعزيه است كه بطور مبسوط زمان در روايت تعزيه به عنوان يك متن روايي و نيز زمان در نمايش تعزيه به عنوان يك متن اجرايي مورد بررسي دقيق قرار مي گيرد.در فصل پاياني، يعني فصل چهارم، جمع بندي و نتيجه گيري خواهد شد و ارزيابي فرضيه هاي اصلي مورد بحث اين پژوهش خواهد بود.

1-2 بیان مسئله
تعزیه(شبیه خوانی) تنها نمایش آیینی و سنتی ایرانی است که دارای متن مکتوب می باشد. نمایشی مبتنی بر امتزاج حکمت شیعی و بینش اساطیری ایرانیان است و به همین سبب در به کارگیری مفاهیمی چون زمان و مکان از قواعدی برآمده از فرهنگ اساطیری تبعیت می کند که تاثیری به سزا در چگونگی روایت قصص و ارجاعات زمانی (به گذشته، حال و آینده) در مجالس آن نهاده است، تجربه ای که برای اصحاب نمایش که در جست و جوی یافتن راه هایی نو برای تصویرنمودن سرگذشت بشر و پیوند او با راز و رمزهای جهان بر اساس میراث کهن نمایشی هستند که می تواند حاوی نکاتی ظریف باشد. نگارنده در این پژوهش خواهد کوشید تا با توجه به شعار محوری تعزیه نامه ها،” کل یوما عاشورا و کل ارضا کربلا” که بر پیوند وقایع با زمان و مکانی ابدی و ازلی تاکید می ورزد مفهوم زمان را در متون تعزیه که به ویژه پس از ساخته شدن تکیه دولت و دوران قاجار؛ این هنر آیینی از تنوع چشمگیری برخوردار شد و از ساختارهای متنوع بهره گرفت مورد مطالعه قرار دهد که در پیش برد این مطالب بر اساس نظریه میرچاالیاده (تناوب و تکرار دوام حضور: این سه خصیصه زمان حادویی – دینی، متفقا، معنای ناهمگنی زمان تجلی قدرت و زمان تجلی قداست را با دیرند دنیوی، روشن می کنند و نیز آنات یا ثانیه های تجلی قداست، هر سال تجدید می شوند و از این لحاظ که دیرندی با ساختاری قدسی(اما به هر حال دیرند) به شمار می روند، می توان گفت که پیوستگی و استمرار دارند و به هم متصلند و در طول سال ها و قرون، “زمان” یگانه و واحدی به حساب می آیند. اما این مانع از آن نیست که همان آنات و ثانیه های تجلی قداست، به ظاهر، به هر چندگاه، تکرار شوند، و از ان نظر می توان آن ها را به مثابه “مدخل و دهانه ای” زودگذر و “برق آسا” بر زمان کبیر تصور کرد که به آنات خارق عادت از جادویی – دینی، امکان می دهند تا دیرند دنیوی رخنه کنند. معانی تناوب و تکرار، در اساطیر و فرهنگ عامه، جای شامخی داند. انسان ابتدایی از رهگذر هر عمل آیینی و درنتیجه به واسطه هر کار معنی دار، به زمان اساطیری راه می یابند؛ می توان بهره جست. زیرا می توانشورا نیز جست به زمان اجرای تناوبی تعزیه در یک زمان تقویمی خاص اشاره کرد و نیز این نگاه اساطیری را می توان در نوع روایت شبیه نویسان از واقعه ی عاشورا و دیگر داستان های مذهبی نیز جست و جو کرد.

1-3 پرسش پژوهش
چه ارتباطی میان مفهوم زمان در تعزیه و شعار محوری کل یوما عاشورا و کل ارضا کربلا وجود دارد؟
با توجه به تنوع مجالس تعزیه و تنوع روایات در آن ارجاعات زمانی در این مجالس به کدامین طرق انجام می پذیرد؟
آمیزش حکمت شیعی و اندیشی اساطیری ایرانیان چه تاثیری بر تبیین مفهوم زمان در مجالس تعزیه داشته است؟

1-4 فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی: تلقی شبیه نویسان از مفهوم زمان مبتنی بر اندیشه اساطیری است.
فرضیه فرعی: در شبیه خوانی ما با زمان اساطیری روبه رو هستیم و به همین سبب اتفاقات در آن همواره از طراوت برخورداند و می توانند در همه زمان ها جاری و ساری باشند.

1-5 اهداف و ارزش پژوهش
ارائه پیشنهاداتی مبتنی بر تجارب پیشین در ادبیات نمایشی ایران زمین برای نمایشنامه نویسان
شناسایی اصول و قواعد حاکم بر مجالس شبیه خوانی در زمینه روایت و ارتباط آن با مفهوم زمان

1-6 سابقه وپیشینه پژوهش
در سابقه و پيشينه اين پژوهش، نمي توان اثري چاپ شده يا پايان نامه اي كه مرتبط با اين موضوع باشد يافت ولي در حيطه تعزيه اولین سندهای مکتوبی که بحث در باب شبیه‌خوانی را باز نموده‌اند مربوط به خارجیانی می‌شود که از دوران صفویه به بعد پا به کشور ما گذاشته‌اند و با برخورد با پدیده‌ی تعزیه، مشاهدات خود را در قالبی مکتوب ثبت کرده‌اند و در خلال آن با شرح جزئیات دقیق مشاهداتشان، گاها تعزیه را به عنوان پدیده‌ای اجتماعی در بستر جامعه‌ی آن زمان بررسی و تحلیل نموده‌اند و بعضا در برخی از نوشته‌ها تعزیه را با تئاتر غربی مقایسه نموده‌اند. اولین سند مشاهده‌ی تعزیه (البته به شیوه‌ی ابتدایی) مربوط به سالامونز و وان‌گخ می‌شود که در سال ۱۷۳۹ در کتابش به ثبت رسیده است. قریب یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۰ مقارن با سلطنت فتحعلی‌شاه الکساندر خودتسکو اولین کسی است که دست به جمع‌آوری نسخه‌های تعزیه می‌‌زند و منابع پژوهش تعزیه را فراهم ‌می‌آورد. خوتسکو در ۱۸۵۲ دو مجلس از آنرا در جنگ شهادت و کامل شده‌ی آنرا در مجموعه‌ای با نام ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه‌ه‍ای‌ ای‍ران‍ی‌ ب‍رگ‍زی‍ده‌‌ی تع‍زی‍ه‌ه‍ا(۱۸۷۸) گردآوری می‌نماید و نسخه‌های اصلی را به کتابخانه‌ی پاریس می‌سپرد. پس از او بسیاری از خارجیان و کمی متاخرتر پژوهشگران ایرانی در این راه گام نهادند
مهدی فروغ شاید اولین ایرانی بود که در سال ۱۳۲۹ موضوع پایان‌نامه‌ی دکتریش در دانشگا کلمبیا را تعزیه انتخاب کرد. فروغ در داستان قربانی دادن حضرت ابراهیم در نسخ تعزیه و میستر( نمایش‌نامه‌های سرگذشت مسیح )را مورد مطالعه تطبیقی قرار داد.
بهرام بیضایی در کتاب همیشه ماندگار نمایش در ایران که در سال۱۳۴۴ تلاش نمود برای اولین بار اطلاعاتی جامع در باب تعزیه جمع‌آوری کند. پرویز ممنون در رساله دکتری خود در رشته‌ی تئاتر دانشگاه وین در سال۱۳۴۶ دوباره تعزیه را مورد مطالعه‌ی آکادمیک قرار داد و سیر تاریخی تعزیه و شیوه‌ی اجرا و بازی تعزیه را بررسی نمود. در سال ۱۳۵۵ همایش بین المللی تعزیه در حاشیه‌ی جشن هنر شیراز به دبیری علمی پیتر چلکوفسکی برگزار گردید که حاصل آن، کتاب مجموعه مقالات تعزیه: آیین و نمایش در ایران بود که توسط چلکوفسکی در سال ۱۳۵۸ به انگلیسی چاپ و در سال ۱۳۶۷ توسط داوود حاتمی به فارسی برگردانده شد. یکی دیگر از پژوهشگرانی که در باب تعزیه دست به تحقیق و بررسی زده، صادق همایونی است که از در سال ۱۳۵۳ با چاپ کتاب تعزیه وتعزیه‌خوانی در این عرصه گام گذاشت و در ادامه توانست این اثر را در سال ۱۳۶۸ به کتاب تعزیه در ایران ارتقا دهد.
عناصری درکتاب درآم‍دی‌ ب‍ر ن‍م‍ای‍ش‌ و ن‍ی‍ای‍ش‌ در ای‍ران(۱۳۶۶)‌ برای پژوهش در موضوع نمایش‌های سنتی و مشخصا تعزیه تلاش دارد متدولوژی پژوهشی ارائه ‌نماید. او در کتاب ت‍ع‍زی‍ه‌: ن‍م‍ای‍ش‌ م‍ص‍ی‍ب‍ت(۱۳۶۵) ‌به معرفی ۳۳ مجلس معروف تعزیه می پردازد و ترجمه کتاب ف‍ه‍رست ت‍وص‍ی‍ف‍ی‌ ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه‌های‌ م‍ذه‍ب‍ی‌ ای‍ران‍ی(۱۳۶۸) و گردآوری و تصحیح چهل مجلس شبیه‌خوانی در مجموعه‌ای به نام جنگ تعزیه از مدینه، تا مدینه(۱۳۸۱) از دیگر فعالیتهای او در زمینه‌ی تعزیه است. جمشید م‍ل‍ک‌پ‍ور در کتاب ادبیات نمایشی در ایران (۱۳۶۳) به نوعی و در کتاب س‍ی‍ر ت‍ح‍ول‌ م‍ض‍ام‍ی‍ن‌ در ش‍ب‍ی‍ه‌خ‍وان‍ی‌(۱۳۶۶) تلاش نموده است زوایایی از تعزیه بخصوص وجوه نوشتاری، ادبی و دراماتیک آنرا بشکافد. وی در کتاب درام اسلامی: تعزیه (۱۳۸۳) سعی میکند که تعزیه را به عنوان تنها درام اسلامی به مخاطبین انگلیسی زبان خود معرفی نماید.
پايان نامه هايي كه تعزيه را مورد پژوهش قرار داده شده است مي توان از پايان نامه كنش فهم مخاطب در تعزيه با رويكرد هرمنوتيك، دانشجو: اقدس نيك نفس و استاد راهنما: محمدجواد صافيان دانشگاه هنر اصفهان؛ بررسي نشانه شناسي موسيقي ايراني در نمايش تعزيه، دانشجو: صادق رشيدي و استاد راهنما: فرزان سجودي؛ بررسي تاثيرات شيوه هاي اجرايي تعزيه در تئاتر معاصر ايران، دانشجو: داود زارع و استاد راهنما: سعيدكشن فلاح؛ مفهوم فضا در نمايش هاي سنتي ايراني با تاكيد بر تعزيه و تخت حوضي، دانشجو: مجتبي رفيعي و استاد راهنما: مسعود دلخواه.

1-7 روش تحقیق
پژوهش حاضر كه از نوع تحقيقات نظري به شمار ميرود با روش توصيفي تحليلي انجام گرفت هاست. به عبارتي تمامي داده ها و اطلاعات موجود به روش كتابخانه اي گردآوري و سپس با استدلال هاي قياسي و استقرايي مورد تحليل قرارگرفته اند .در اين فرايند با استناد به معتبرترين منابع داخلي و خارجي اعماز مقالات، كتب و بعضا ًرساله هاي دانشگاهي با بهره گيري از فيش و يادداشت برداري هاي متعدد، اطلاعات لازم استخراج و در نهايت مورد تحليل و تفسير قرارگرفته اند. از سويی ديگر با بهره گيري از مباني نظري و فرضيه ها، داده هاي موجود تحليل شده اند كه درنهايت نتايج تحليل ها به قوام نظري فرضيه ها و مباني نظري آنها افزوده است. البته قابل ذكر است كه در تحقيقات توصيفي تحقيقي ضرورتي براي فرضيات وجود ندارد، اما با توجه به ساختار و محتواي پژوهش حاضر نگارنده ترجيحاً فرضيات بنياديني را به جاي پيش فرض ها مطرح كرده است.

1-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

از آنجايي كه اندازه گيري و تقليل دادن يك پديده مورد بررسي به اعداد و ارقام، در علوم طبيعي و محض توجيه پذير است، اما در حوزه ي مطالعات و تحقيقات هنري و بررسي پديده هايي مثل تعزيه و هنرهاي نمايشي كه منشأ انساني دارند تكيه صرف بر روشهاي كمي، ممكن است كه محقق را از ابعاد غير كمي پديدة مورد بررسي غافل كند. لذا به منظور رسيدن به تحليل هاي دقيق و جامع از ماهيت ويژگي پديده هاي مورد بحث اين پژوهش، نگارنده از روش كيفي براي تحليل اطلاعات استفاده كرده است كه مديريت داده ها واطلاعات براي تجزيه و تحليل بر اساس دو پارامتر مهم صورت گرفته است:
1- تجزیه و تحلیل ملایم cool که شامل تجزیه و تحلیل های ساختاری است.
2- تجزیه و تحلیل های گرم warm که درنوعی همدلی و احساس یگانگی همراه است که شامل تفسیر و تعبیرو استدلال های منطفی و عقلانی از اطلاعات مورد استفاده است.

1-9 جنبه جدید بودن و نوآوری
تا کنون در مقطع کارشناسی ارشد و پایان نامه های دانشجویی ؛مفهوم زمان در تعزیه با رویکردی به زمان اسطوره ای مورد تحلیل و بررسی قرار نگرفته است.

فصل دوم : ملاحظات نظری
2-1 تعزیه
تعزیه در لغت به معنای سوگواری، همدردی، تسلیت و برپایی مراسم عزاداری بر گذشتگان است. اما در اصطلاح نوعی نمایش است که براساس قصه ها، روایت و مصائب خاندان پیامبر و به ویژه واقعه کربلا شکل گرفته است.
اما نباید از خاطر ببریم که خلاف معنای لغوی تعزیه که غم انگیز بودن را در خود دارد در معنای اصطلاحی آن، این شرط الزامی نیست و وجود دارند نسخی که شادی آورند.
چلکووسکی تعزیه را به مثابه تنها نمایش ( درام ) بومی ارائه شده‌ی در ايران را چنین تعریف می کند:
« تعزیه ایران نمایشی آیینی است که قالب و مضون آن سنن مذهبی ریشه دار متأثر است. این نمایش، اگر چه در ظاهر اسلامی، اما قویاً ایرانی است، که در اصل ار میراث خاص سیاسی و فرهنگی خود ملهم است. ویژگی این نمایش آن است که صراحت و انعطاف را با حقایق کلی در هم می‌آمیزد و با یگانه ساختن هنر عامیانه ی روستایی و شهری بود.هیچ مرزی میان صورت ازلی و انسان، ثروتمند و فقیر، فرهیخته و ساده، تماشاگر و بازیگر باقی نمی‌گذارد. بلکه هر یک شریک و غنا بخش دیــــگری است.» ( چلکووسکی،1384: 7 )

2-1-1ريشه تاريخي و مذهبي تعزيه
همان گونه كه در مقدمه نيز ذكر شد تعزيه در سير زماني طولاني و بستر جامعه كم كم شكل پذيرفته است، از اولين جوشش هاي پديد آمدن آن در تاريخ ايران مي توان در كتاب كامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران جست و جو كرد كه”عزآلدين علي بن الاثير”اين چنين آورده است:« در دهم محرم اين سال ‍(352) معزالدوله ديلمي به مردم دستور داد كه براي حسين علي دكانهايشان را ببندند و بازارها را تعطيل كنند و خريد و فروش نكنند و نوحه بخوانند و جامعه هاي خشن و سياه بپوشند و زنان موي پريشان و روي سياه كرده و جامه چاك زده، نوحه بخوانند و در شهر بگردند و سيلي به صورت بزنند و مردم چنين كردند. سنيان به سبب زيادي شيعيان و نيز بدان سبب كه پادشاه با ايشان بود، قدرت نداشتند كه مانع اين كار شوند.»(مسکوب،1350: 88 )
از آنجا كه تعزيه از فرهنگ شيعي اسلامي و ايراني شكل گرفته است مي توان ريشه هاي آن را در تاريخ ايران قبل از اسلام نيز يافت ازجمله درآیین سوگ سیاوش که برخی از نظریه پردازان ایرانی مانند احسان یارشاطر ،بهرام بیضایی و..اشاره نموده اندواین آیین آنگونه كه “ابوبكر محمدبن جعفرالنرشخي” در تاريخ بخارا ياد كرده ا ست قدمت بسیار داشته است؛«… و اهل بخارا بركشتن سياوش سرودها را كين سياوش گويند و ابن جعفر گويد كه از اين تاريخ سه هزارسال است…» (ملک پور،1366: 11)
در مورد آغاز اجراي مراسم شبیه خواني(به شكل نمايشي آن ) ، گرچه نظرات گوناگون تاكنون عرضه شده ، اما با توجه به اسناد و مدارك كه بيشتر همان ثبت مشاهدات سياحان فرنگي باشد، مي توان چنين برداشت كرد كه مقدمات شبيه خواني در دوره صفويه فراهم آمده، نخستين تجارب در دوره ي زنديه آغاز گرديده، و بالاخره ، ساختمان كامل نمايشي آن در دوره ي قاجاريه شكل پيدا كرده است.بدون شك، مهم ترين سفرنامه اي كه در دوره ي صفويه نوشته شده متعلق به “ژان شاردن”، سياح فرانسوي است كه در فاصله سالهاي 1664 تا 1677 ميلادي دوبار به ايران سفر كرده و حاصل مشاهدات خود را به طور مفصل در سفر به ايران و هندشرقي آورده است.اما در سفرنامه مفصل شاردن، اگرچه راجع به مراسم عزاداري اشاراتي يافت مي شود، اما از اجراي مراسم “شبيه خواني” نشاني نمي يابيم. نخستين یافته ای كه از اجراي نوعي از مراسم شبيه خواني می توان یافت در دوره زنديه است که متعلق به ويليام فرانكلين است، در سال 1786ميلادي و مقارن با حكومت زنديه به ايران سفر كرده است. اين سياح انگليسي طي هشت ماه اقامت در ايران، حاصل مشاهدات خود را در سفرنامه اي تحت عنوان مشاهدات سفر از بنگال به ايران، ثبت كرده است.فرانكلين ضمن توضيح “واقعه محرم” و “فاجعه كربلا”، يكي از نخستين مدارك اجراي مراسم شبيه خواني را دراختيار ما قرار می دهد. سند اول راجع به صحنه آرايي محل اجراي مراسم است كه شبيه به صحنه آرايي هاي شبيه خواني است:« در يكي ديگر از نمايشها، بارگاه يزيد خليفه نشان داده مي شود كه برتختي زيبا نشسته و اطرافش را محافظين متعدد احاطه كرده اند و در كنار او سفير اروپايي … قرار دارد.و سپس به دنبال اين مطلب، به ذكر مجلس عروسي قاسم جوان پرداخته كه شكل اوليه ي مراسم شبيه خواني را دارد:« يكي از مؤثرترين صحنه هايي كه به نمايش گذارده مي شود.صحنه ي عروسي قاسم جوان، پسر امام حسن(ع) و برادر زاده حسين، با دختر حسين(ع) است. اين ازدواجي كه هرگز به فرجام نمي رسد زيرا قاسم در روز هفتم محرم، در كنار رود فرات به شهادت مي رسد. در اين نمايش به پسربچه اي، لباس عروسي زنانه مي پوشانند و او را به شكل نوعروسي جوان در مي آورند. اين پسر توسط زنان خانواده كه نوحه سرائي مي كنند احاطه شده است و در اين نوحه سرائي سرنوشت دلخراش شوهر او را كه توسط بي دينان به وجود آمده است بازگو مي كنند. جدائي بين اين نو عروس و شوهرش نيز نشان داده مي شود و به هنگامي كه شوهر جوان به صحنه نبرد مي رود. زن به مءثرترين وجه، ناراحتي خود را نشان مي دهد و وقتي شوهر تركش مي كند، زن كفني به وي هديه مي كند و آن را به دور گردنش مي بندد. با نشان دادن اين صحنه، تماشاچي ها به شدت متاثر مي شوند و به شدت به شيون و زاري مي پردازند و يزيد و تمامي كساني را كه در قتل عام خاندان پيامبر دخالت داشته اند، به شديدترين وجه مورد لعن و نفرين قرار مي دهند.»( فرانكلين، 1358: 18)
در همين رهگذر به دوره قاجاريه كه برسيم، انبوه اطلاعات، مدارك و نوشته هاي ادبي و تاريخي، خاطرات و تصاوير بي شمار می یابیم. زيرا انبوه اين اطلاعات نشان مي دهد كه شبيه خواني در دوره ي قاجاريه شكل نهايي نمايشي خود را پيدا كرده و به اوج بي مثالی مي رسد، مخصوصا مقارن با حكومت پنجاه ساله ي ناصرالدين شاه و تاسيس ” تكيه دولت” به عنوان نخستين تماشاخانه ي عمومي ايران، مي توان این جمع بندي را كرد؛ مقدمات شكل گيري شبيه خواني در دوره ي صفويه انجام شد، نخستين تجارب در دوره ي زنديه آغاز گرديد، و بالاخره شكل متكامل نمايشي آن در دوره ي قاجاريه پديدار مي گردد.

2-1-2 شکل گیری تعزیه
براي بررسي شكل گيري تعزيه با نگاهي به كتاب نقش پوشی در شبیه خوانی اثر محمدحسین ناصربخت، مي توان از دو منبع نام برد يكي مرثيه خواني و دسته گرادني در ماه محرم نام برد كه آغاز اين منبع از دوران ديلميان شكل گرفته و در دوره صفويه به دوران اوج خود مي رسد و از سويي ديگر ادبيات مذهبي كه مكتوب شده بود در به وجود آمدن تعزيه نامه تاثير بسياري داشته است؛ اين گونه كه شبیه خوانی برای شکل گیری از دو منبع اساسی یکی “مقتل”ها و روایات مذهبی، به ویژه با به طبع رسیدن “روضه الشهدا” توسط “کمال الدین حسین بن واعظ کاشفی سبزواری” معروف به “ملاحسین کاشفی” و حماسه هاي مذهبي و مرثيه سرايي سود برده است وآن منبع ديگر دسته های عزاداری ؛ شبیه های اولیه ، همچون حمل نعش و گهواره علی اصغر و حجله ی قاسم بن علی(ع) به تدریج تبدیل به بازسازی صحنه های ابتدایی واقعه گردید و در گسترش این مراسم ها، آرام آرام از دل آن ها نمایش های کوچک مستقلی بیرون آمد، تکامل یافت و تا جایی رشد نمود که سرانجام در دوران حکومت سلسله زندیه اولین اجرای کامل از یک واقعه ی مستقل نمایشی در این شیوه گزارش گردید. در قسمت شكل گيري ادبيات نمايشي تعزيه نامه ها بايد افزود كه براي ذكر منبع ادبيات مذهبي تعزيه بايد به حماسه سران مذهبي اشاره ي بيشتري نمود. ملك پور اين گونه توضيح مي دهد:« با روي كارآمدن دولت صفويه در قرن دهم هجري (907 ه.ق) و رسميت يافتن “تشيع” و همين طور ، نزديكي حاكيمت و ديانت ، جريان سرودن اين اشعار مذهبي و به نظم داستاني درآوردن واقعه ي كربلا گسترش عظيمي مي يابد. به طوري كه “مرثيه سرايي” و “مدح ائمه دين” در شعر معمول گرديده و خود بدل به يك جريان ادبي مي شود. و ديگر آن كه “حماسه هاي ديني” نخستين عامل داستاني را دراختيار سوگواري ها قرار داد،. اين حماسه ها ، گوناگون و تاثيرات مختلفي هم داشتند، كه از ميان آنان مي توان به دو اثر كه اشتهار بيشتري هم دارند اشاره كرد. نخست از خاوران مي توان نام برد كه متعلق است به “مولانامحمدبن حسام الدين” مشهور به “ابن حسام” از شعراي قرن نهم. تاريخ ختم منظومه سال 830هجري قمري، و موضوع اصلي آن، شرح غزوات حضرت علي (ع) است و سفر ايشان به خاوران و جنگ با قباد پادشاه خاورزمين و وقايع خيالي ديگر. اثر ديگر، حمله حيدري است كه راجع به زندگاني حضرت محمد(ع) و حضرت علي(ع) است.داستان اين منظومه ، بعثت پيامبر تا پايان خلافت علي و ضربت خوردن و وفات ايشان را دربرمي گيرد.»(ملک پور:1366، 23)
بنابراين ، مي توان چنين نتيجه گرفت كه با به نظم درآوردن داستاني از واقعه ي كربلا از سوي شاعران و جريان گرايش به سوي “نقش سازي” در روضه خواني و مراسم سينه زني و عزاداري، زمينه را جهت پديدارشدن يك نمونه كامل تظاهر نمايشي – ديني فراهم ساخت كه هنر شبيه خواني باشد.
براي توضيح بيشتر شكل گيري متن ادبي تعزيه نامه می توان افزود؛ عنايت الله شهيدي در كتاب پژوهشي در تعزيه و تعزيه خواني ، اين منابع را به طور كلي به سه دسته تقسيم كرده است: الف)مقتلها و سوگنامه هاي داستاني و نقالي عاميانه به نظم و نثر ب) منظومه هاي نيمه نمايشي كه شامل مرثيه ها و سوكچامه ها ي عاميانه و تعزيه گونه ي حد فاصل بين شعر نمايشي و مرثيه، به معني خاص اند. پ) حماسه هاي مذهبي.(شهیدی،1380: 499)

2-1-3 انواع تعزیه
بر اساس آنچه شهیدی در کتاب پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی، از نظر موضوع و مضمون و نوع يا ساختمان واقعه به سه دسته تعزیه ها راتقسيم بندی كرده است؛ به اين صورت مي توان بيان كرد:
از نظر موضوع:
الف) وقايع كربلا و مصائب خاندان پيامبر : موضوع تعزيه هايي مانند تعزيه هاي شهادت امام حسين(ع) ، شهادت حضرت عباس، شهادت حضرت علي(ع) ، شهادت امام رضا(ع) . . . نخستين تعزيه ها موضوعشان فقط واقعه كربلا بود. اين تعزيه نيز در يك يا دو روز( عاشورا يا تاسوعا ، عاشورا) به نمايش درمي آمد. رفته رفته براي هر بخشي از واقعه كربلا تعزيه هاي مستقل و جداگانه اي ساختند، و هر يك از آنها را در يكي از روزهاي دهه اول محرم برگزار مي كردند. با این همه ، از سوكنامه ها و پاره اي اسناد و مدارك تاريخي و مذهبي چنين برمي آيد كه برپايي مجالس تعزيه منحصر به واقعه كربلا نبوده است، بلكه در برخي از روزهاي سوكواري غير از محرم نيز مانند بيست و يكم رمضان(شهادت حضرت علي) و بيست و هشتم ماه صفر(رحلت پيامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) و . . . مجالس تعزيه يا مجالسي شبه تعزيه، برپا مي كرده اند. بعدها، تعزيه هاي شهادت به تدريج گسترش و تحول يافتند، به اين نحو كه هم مجالس تازه اي از مصائب امامان و خاندان پيامبر ساخته شد و هم تعزيه هاي اصلي و قديم توسعه و شاخ و برگ پيدا كرد. تعزيه هاي تغيير و تفصيل يافته شهادت را مي توان به سه دسته تقسيم كرد:
تعزيه هاي تازه شهادت: تعزيه هاي تازه اي كه تعزيه نويسان از زندگي و مصائب خاندان پيامبر و وقايع مربوط به آنان ساختند، مانند: ” وفات حضرت زينب” ، ” شهادت قاسم ثاني”
تعزيه هاي تفصيل و تفريع يافته: تعزيه هايي كه از شرح و بسط يافتن موضوع تعزيه هاي اصلي و قديم شهادت پديد آمدند، مانند: ” شهادت مسلم” و ” طفلان مسلم”
تعزيه هايي با مضامين افزايش يافته: تعزيه هايي كه از افزودن بعضي وقايع و مضامين تازه به موضوع هاي اصلي تعزيه هاي قديم، بي آنكه نام و عنوان تعزيه ها تغيير كنند، يا به صورت چند تعزيه جداگانه درآيند، پديد آمدند.
ب) داستان ها و قصه هاي تاريخي و مذهبي: تعزيه هايي كه موضوع آنها قصه ها و داستانهاي تاريخي و مذهبي است، مانند: “جنگ خندق” ” جنگ خيبر” ” يوسف و زليخا” و ” آتش انداختن ابراهيم خليل”. اين تعزيه ها نيز به تدريج به دو صورت گسترش و تكامل يافتند: يكي اين كه تعزيه هاي تازه اي از قصه هاو داستانها ي گوناگون ساخته شدند؛ مثل تعزيه هاي ” سلمان فارسي” ، ” ابوذر غفاري”، ” زن نصارا و ابراهيم خليل” و . . . و ديگر اين كه تعزيه هاي قديم شرح و تفصيل يافتند و برخي از آنها كه ظرفيت داستاني و نمايشي بيشتر داشتند به صورت چهار يا پنج مجلس جداگانه درآمدند.مثلا تعزيه ” يوسف و زليخا” در آغاز فقط شرح داستان يوسف تا واقعه ي به چاه افتادن او بود، بعدها شرح رفتن آن حضرت به مصر و حوادث پس از آن نيز به تعزيه قديم افزوده شد. اين تعزيه در سه چهار مجلس جداگانه و به شكل يك مجموعه درآمد. هر يك از اين مجالس را جداگانه مي خواندند.
پ) افسانه ها و اساطير: تعزيه هايي كه موضوع آنها مجموعه اي از افسانه هاي تاريخي، مذهبي، ملي و گهگاه اسطوره اي است، مانند تعزيه ” شست بستن ديو” ” بثرالعلم” ” جابلقا و جابلسا” ” شاه شمس” ” ليلي و مجنون” ” منصور حلاج”
ت) اعتقادات و آداب و رسوم: موضوع اين تعزيه بيشتر براساس اعتقادات و باورها و آداب و رسوم مذهبي است. مانند: تعزيه ” قانياي فرنگ” ” عاق والدين” ” حوض كوثر” ” زوار غريب امام رضا” ” صحراي محشر” …

از نظر مضامين: تعزيه را از نظر مضامين نمايشي مي توان به سه دسته تقسيم كرد:
الف) تعزيه هاي غم انگيز: تعزيه هاي شهادت و تعزيه هايي كه وقايع غم انگيز را بيان مي كند، مانند: تعزيه “شهادت امام(ع)” ” شهادت مسلم” ” وفات حضرت زهرا”
ب) تعزيه هاي شادي بخش: تعزيه هاي كمابيش شاد و فرح انگيز يا طنزآميز و مضحك و انتقادي. مانند: ” عروسي حضرت زهرا” ” عروسي قريش” ” ابن ملجم” ” ماليات گرفتن جناب معين البكا” و بعضي تعزيه هاي خروج مختار.
پ) تعزيه هاي حماسي و عاشقانه و اخلاقي: مانند ” يوسف و زليخا” ” عاشق شدن دختر مصري به علي اكبر” ” شست بستن ديو” ” شيرافكن” ” مرد و نامرد” . . .
از نظر نوع يا ساختمان واقع: اين تعزيه ها را مي توان به دو دسته كلي تقسيم كرد:
الف) تعزيه هاي اصلي: تعزيه هايي است نسبتا مفصل كه از يك واقعه به صورت كامل به عنوان ” مجلس” ساخته شده است و مدت اجراي آن دو تا سه و گاهي تا پنج ساعت( مثلا تعزيه ” شهادت امام” در روز عاشورا) طول مي كشد. موضوع اين نوع تعزيه ها، در قديم منحصر به واقعه كربلا و تعزيه هاي شهادت بود. بعدها تعزيه هايي هم كه از قصه ها و داستانهاي حماسي و تاريخي و مذهبي ديگر ساختند كه در زمره تعزيه هاي اصلي درآمدند مانند تعزيه “يوسف و زليخا” ” جنگ خندق”
ب) تعزيه هاي فرعي يا گوشه: تعزيه هايي هستند مختصر و كوتاه مدت كه معمولا به تنهايي اجرا نمي شوند، بلكه با تعزيه هاي درخور خود تركيب و تلفيق مي شوند. مانند تعزيه” طفلان زينب” ” درويش كابلي” ” موسي و درويش بياباني”. اين تعزيه ها از لحاظ اجرا دو نوع اند: آنها كه درضمن تعزيه هاي اصلي اجرا مي شوند مانند:” طفلان زينب” و ” دويش كابلي” كه اولي را معمولا درضمن تعزيه” شهادت علي اكبر” و دومي را در ضمن تعزيه” شهادت امام” مي خوانند. دوم گوشه هايي كه مقدمه و پيش درآمد تعزيه هاي اصلي اند و آنها را در اصطلاح ” پيش مجلس” يا ” پيش واقعه ” مي نامند، مانند تعزيه ” موسي و درويش بياباني” كه پيش واقعه تعزيه ” شهادت امام” و ” تعزيه ” سليمان و بلقيس” كه پيش مجلس تعزيه” شهادت قاسم” است.
بعضي از گوشه ها كه به صورت پيش واقعه يا پيش مجلس تعزيه هاي اصلي اجرا مي شدند ؛ در پايان آنها بلافاصله صحنه تغيير مي كرد و صحنه تعزيه هاي اصلي پديد مي آمد؛ مثلا پس از تعزيه پيش مجلس” عروسي سليمان و بلقيس”، مجلس تعزيه “شهادت قاسم” برپا مي شد. اما بعضي گوشه ها كه خود به صورت تعزيه مستقل اجرا مي شدند، گهگاه درجريان تعزيه به تعزيه هاي اصلي گريز و گوشه مي زدند. اين گريز و گوشه زدن ها گاهي فقط جنبه اعلام و يادآوري داشتند( كه آن را جبرئيل يا سروش اعلام مي كند) ، ليكن گاهي صحنه كوتاهي از واقعه اصلي را نيز نشان مي دادند. مثلا در تعزيه “قربانی كردن اسماعيل( چند بار جبرئيل يا سروش اعلام مي كرد) ، ليكن گاهي صحنه كوتاهي از واقعه كربلا را يادآوري مي كرد، و در تعزيه مثلا”هابيل و قابيل” جبرئيل گوشه اي از صحنه كربلا”تعدادي نعش ساخته شده را به حضرت آدم نشان مي داد. در معدودي از گوشه ها كه به صورت يك مجلس تعزيه مستقل اجرا مي شد، ممكن بود در جريان تعزيه، تعزيه اصلي هم به صورت كوتاهي اجرا شود و دوباره تعزيه گوشه به جريان خود ادامه دهد. مثلا در تعزيه “بت پرست هندي” يا ” عباس هندو” ، تعزيه اصلي در واقع همين تعزيه است، اما در بعضي از نسخه هاي آن، در ضمن تعزيه، بخش كوتاهي از تعزيه “شهادت عباس” نيز اجرا مي شود، و دوباره به موضوع و روال اصلي خود باز مي گردد.

2-1-4 ویژگی های متون تعزیه
از آنجا که متون تعزیه در طول تاریخ اجرای آن به صورت مکتوب باقی مانده است و یک نمایش قراردادی است که قراردادها در بیشتر مجالس تعزیه به صورت مشترک وجود دارد ؛ تعزیه خوانان نیز سعی بر آن بوده اند، نسبت به این قراردادها مقید باشند زیرا ارتباطی که تماشاگران تعزیه با این قراردادها داشته اند از بین نرود . این نکته باعث شده است بیشتر مجالس تعزیه و حتی می توان گفت تمامی مجالس تعزیه دارای ویژگی های مشترکی باشند ونیز در پس شکل گیری تعزیه در میان فرهنگ شیعی ایران حامل خصوصیاتی شده است؛در این قسمت چند مورد از این ویژگی ها را نام برده و توضیح مختصری می دهیم.
شعر : مبناي گفت و گوي تعزيه بر شعر است. يعني متن آن از شعر ساخته و پرداخته شده است.
نقالي: نقالی هنري است كه طي آن نقال شعري يا داستاني را با همه وجود و با استفاده از همه استعداد و اعضا و اندام خود براي جمعي نقل مي كند.مي توان دو روش مشخص نقالي را در تعزيه تشخيص داد؛ بيان غمناك آوازي در دستگاه هاي معين موسيقي ايراني كه مظلوم خوان ها به كار مي برند و بازمانده نقالي مذهبي است و بيان غلوشده پر از طمطراق و تحرك و شكوه كه اشقيا به كار مي بردند و بازمانده ي نقالي حماسي است.( بيضايي،13 : 18)
سخنوري:سخنوري نوعي گفت و گوست كه در قهوه خانه ها ميان دو سخنور كه با شعر صورت مي پذيرد و در طي آن دقايقي در مدح اولياي دين بوجود مي آيد و فلسفه ي آن درابتدای شکل گیری رقابت ميان شيعه و سني بود.

از ميان برداشتن فاصله با تماشاگر: تعزیه خوانان در میان تعزیه؛ تماشاگران را مورد خطاب مستقیم قرار می دهند و نیز توضیحاتی را در میان مجلس برای آن ها شرح می دهند و نیز نقش خود را به آن ها معرفی می کنند و نسبت به این شبیه ای که هستند اعلام براعت می کنند مخصوصا شبیه خوان هایی که شبیه مخالف خوان ها را برعهده دارند. از دیگر سو تعزيه در ميان مردم خوانده مي شود. سكويي در وسط محوطه اي كه مي تواند تكيه، بازار، ميدان روستا يا شهر باشدو همه تعزيه خوانان روي صحنه اند. هر كسي به نوبت نقشش را ايفا مي كند سواي كساني كه نبايد پديدار باشند مثل “جعفر جني” فرشته” ” نكير و منكر يا قاصد كه به هنگام ايفاي نقش از گوشه اي وارد ميدان مي شوند.این از لحاظ اجرایی تعزیه بود و از دیگر سو

عزاداري: تعزيه در حاليكه جنبه غني نمايشي حيرت انگيزي را دارد كه سخت دلپسند زيبا و باشكوه است ، جنبه خاص خود را كه تعزيت داري بر مرگ عزيزان دين است كاملا حفظ مي كند و از همين روست كه دوستداران خاندان رسول هنگام تعزيه خواني چه اشكها كه نمي ريزند و چه بر سر و سينه ها كه نمي زنند و چه ناله ها كه نمي كنند.
ايمان و اخلاص: نويسندگان تعزيه ها عموما از امضا ذيل تعزيه هايي كه نوشته اند خودداري كرده اند. تعزيه خوانان نيز بيشتر به اجر معنوي و پاداش آخرت چشم دارند.
توجه به مسايل سياسي و اجتماعي زمان: در دوره صفويه تا زمان قاجاريه كه دولتهاي ايران و عثماني به اشكال مختلف رقابت مي كردند تعزيه خود وسيله اي براي مبارزه بود.
هماهنگي كامل بازي با متن: يعني حالت و روش و رفتار تعزيه خوان منطبق است با موردي كه در متن تعزيه جاريست. مثلا زماني كه مطلبي را بطرف بيان مي كنند از حركت دست و صورت نيز براي القاي بيشتر آن استفاده مي برند.
توجه دقيق به نكات روانشناسي: ايجاد صحنه ها ، داشتن صداي خوش ، دريافت نياز مردم و انعكاس و تجلي بروز آن ، لعنت و نفرين به معاندين ، احترام به اواد و ذريه رسول اكرم ، تمسخر مخالفين در تعزيه هاي شادي آور و بروز اخلاص و ايمان صميمانه.
از وسائل و امكانات مفيد و مؤثر تبليغاتي تشيع: در تعزيه هاي ايراني همه جا از تشيع از حقانيت علي(ع) از لعن كسانيكه حق علي(ع) را غصب كرده اند و از مظلوميت حسين سخن گفته اند درميان است.
پيوند با اسطوره هاي مذهبي و قصص قرآني: در متن تعزيه ها ، اسطوره هاي غني مذهبي از زندگي آدم گرفته تا حضرت آدم به صورت گوناگون مطرح اند. از قصص قرآن مجيد نيز در پرداخت اشعار و حوادث و تشابه سود جسته است و اين خود نيز از پيوند ديگري است ميان تعزيه و مردم.
مكتبي براي آموزش اصول و مباني ديني و اخلاقي و پرورش اتعداد و تاريخ مذهب: مكتبي بوده است كه براي بروز همه استعدادهاي ذوقي و هنري و نيز آموزش سمعي و بصري اصول مذهبي و اخلاقي و تاريخ مذهب.
نزديكي فوق العاده با زندگي توده مردم: حوادثي كه در تعزيه ها رخ مي دهند و آنچه در وراء آنها مي گذرد بي نهايت به زندگي توده مردم و گاه زندگي محروم طبقات شباهت دارند گوئي كه هرچه تعزيه مي گويد از زندگي آنهاست و براي آنها و به زبان آنهاست. همه نياز هاي اوليه بشري اعم از خوراك و پوشاك و لوازم زندگي و خانه و سير و سفر و جنگ و جدال در تعزيه ها وجود دارد. قهرمانانش به ساده ترين گونه اي زندگی می کنند و به ساده ترين وضعي نياز خود و احساس خود و شوق و ترس خود را ابراز مي دارند.
فروريختگي معيار مكان و زمان: از ويژگي هاي ديگر تعزيه ، فروريختگي معيار و مرز زمان و مكان و روشن بودن سرنوشت قهرمانان دربرابر بيننده است و نيز خودشان ، بيگانه با تسلسل تدريجي تاريخي و موقعيت زماني و مكاني ، چه در تعزيه كه همه قهرمانان به ويژه ناني كه از اولاد و احفاد و يا فدائيان پيامبر و ائمه هستند ، سرنوشت خودشان را مي دانند و نيك آگاهند كه كشته خواهند شد و باوجود اين بيمي ندارند. حوادث يكي بعد از ديگري رخ مي دهند و پيش بيني ها يكي بعد از ديگري روي مي دهند و هيچ كس از سرنوشت خود گريزي ندارد و جالب اين است كه در متن آن ، در عين حال باز مبارزه هست ، خدعه هست ، تلاش هست ، ستم هست و كوشش براي تغيير سرنوشت نيز وجود دارد ، سرنوشتي كه در مجموع حوادث هرگز تغيير نمي پذيرد و گوئي از ازل رقم خورده است. در تعزيه “وفات حضرت پيغمبر” با وجوديكه آن حضرت هنوز در قيد حيات است آينده نيز آشكار است.
زبان ويژه: تعزيه از زباني خاص برخوردار است. زباني بسيار ساده و عريان و درعين حال تند و مايه دار. در تعزيه مقصود هرگز اسير لفظ نمانده است. و زبان تعزيه آنقدر ساده و طبيعي و دور از تكلف است كه عامي ترين فرد آن را درمي يابد و ارتباط واقعي فيمابين خود و تعزيه از حيث محتوي و مايه و شيوه بيان احساس مي كند.
پيوند با اسطوره هاي تاريخي و فرهنگي ايران زمين: تعزيه چه از حيث بافت شعري و تشبيهات و استعارات و كنايات و چه از حيث تركيب مضامين و برخورد با حوادث و چه از حيث بيان مفاهيم و مسائل ، با بهره وري از اساطيري كه در كتبي چون شاهنامه فردوسي به آنها اشاره شده و يا در متون ادبي كهن و ساير دواوين شعرا به نحوي مطرح و بيان شده ، كم و بيش با تاريخ و فرهنگ ايران زمين پيوند دارد.
2-1-5 تعزيه با ساختار روايي
تعزیه یک نمایش روایی است که«متن های آن از نظر روایت شناسی ویژگی های بدیعی دارد که بررسی آن نظام منسجمی را در برابر ما قرار می دهد. هر متن، روایت ویژه خود را دارد که اگرچه سراسر آن را پوشش می دهد، اما در حقیقت روایتی فرعی به شمار می آید که هسته ی روایی کل تعزیه را به شیوه های گوناگون در برمی گیرد. به عبارت دیگر، متن و به تبعیت از آن اجرای تعزیه، به شیوه روایت در روایت، یا نمایش در نمایشدر دو سطح معنا پیدا می کند. روايت هاي فرعي وجه تئاتري و نمايشي و روايت پايه و اصلي وجه آييني تعزيه را بازگو مي كند. تماشاگر تعزيه به هسته روايي آگاهي كامل دارد و جزء به جزء آن را مي داند ، درصورتي كه روايت هاي فرعي با تازگي ها و نكات ناشتاخته خود او را بيشتر جذب مي كنند.»(اسماعیلی 161:1389)
و این همان چیزی است که در تقسیم بندی های ژراژنت به آن اشاره شده و از آن به عنوان فرا روایتگری یاد شد. در واقع روایت فرعی بهانه ای است برای بیان و تکرار هسته اصلی و این روایت اصلی هم چون پایه ی داستان است که روایت فرعی بر روی آن شکل می گیرند، این روایت اصلی را مخاطب از پیش می داند و دراقع روایت های فرعی است که مخاطب را با وجه نمایشی که دارد جذب می کند چرا که مخاطب به این بخش آگاهی ندارد و این مسئله سبب جذب وی می شود اما بخش اصلی که جنبه آیینی و بنیادی دارد، مخاطب کاملاً به آن واقف است و ترکیب این دو، هم سبب جذب مخاطب و هم بیان مُجدد هسته اصلی می شود. نکته جالب این است که در بخش روایت در روایت ما با گونه متفاوت روایت (خود روایتگری، همگن، ناهمگن و …) رو به روایم.

2-1-6 پیوند تعزیه با اسطوره
در سرزمين هاي كهن جهان، بيشتر نمايش هاي كلاسيك رشته پيوندي با نمايشهاي آييني و ريشه در اسطوره ها، افسانه ها، عقايد و باورها، و به طور كلي فرهنگ عامه مردم داشتند. مثلا آيين نيايش و بزرگداشت ديونيسوس، يا باكوس، خداي تاكستانها و باروري و شور و جذبه عارفانه، بن مايه نمايشهاي كلاسيك تراژدي و كمدي يونان بوده اند. ترائوره با اشاره به اين موضوع كه و استناد به عقيده برخي نويسندگان درباره شكل گرفتن تراژدي و كمدي هجوآميز يونان براساس آيينهاي سري ديونيسوس و مراسمي كه به افتخار باكوس برپا مي شده است، مي نويسد:« نمايشهاي آتن، حتي پس از شناخته شدن به عنوان آثار ادبي و جدايي از مذهب، براي مدتي طولاني بخشي از مراسم جشن و سرور بوده اند.»ايرانيان شيعه نيز در ساختن تعزيه و به نمايش در آوردن واقعه كربلا و حديث مصائب سيدالشهدا به سنت نمايشهاي



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید