منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت
جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام
فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نکينم:
1-اصل برائت: التزام به برائت جويي از هر گونه رفتار غير حرفه اي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به مثائبه هاي غير علمي مي آلايند.
2-اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3-اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد.
4-اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هر گونه حرمت شکني.
5-اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان و نبات) و ساير صاحبان حق.
6-اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7-اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هر گونه پنهان سازي حقيقت.
8-اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
9-اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش.
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکز
دانشکده هنر و معماري/گروه نقاشي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد(M.A)
گرايش: نقاشي
عنوان :
هنر همگاني و جايگاه آن در ايران
استاد راهنما:
جناب آقاي دکتر حبيب توحيدي
استاد مشاور:
سرکار خانم زهرا چيت ساز
پژوهشگر:
حسين فلاح عدل
تابستان 1391
تقديم به:
فرشته زندگيم
که مادر
امانت
اوست
تشکر و قدرداني:
از تمام کساني که در اين راه همراه من بودند .
مخصوصأ استاد عزيزم جناب آقاي دکتر حبيب توحيدي وسرکار خانم زهرا چيت ساز ومدير محترم گروه جناب آقاي رامين مهدي نژاد.
و من افتخار مي کنم که از اساتيدي همچون جناب آقاي يعقوب عمامه پيج و سرکار خانم معصومه مظفري در دوران تحصيل بهره برده ام.
تعهدنامه اصالت پايان نامه کارشناسي ارشد
اينجانب حسين فلاح عدل دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته به شماره دانشجوي 88106899100 در رشته نقاشي که در تاريخ 19/6/1391
از پايان نامه خود تحت عنوان: هنر همگاني وجايگاه آن در ايران
دفاع نمودم.
بدينوسيله متعهد مي شوم:
1- اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه هاي موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
2- اين پايان نامه قبلا براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي هم سطح، پايين تر يا بالاتر در ساير دانشگاهها و موسسات اموزش عالي ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4- چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدارک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي: حسين فلاح عدل
تاريخ و امضا
بسمه تعالي
دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد تهران مرکزي
دانشکده هنر ومعماري
******************************************************************
(اين چکيده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهيه شده است)
نام واحد دانشگاهي : تهران مرکزي کد: 101کد شناسايي پايان نامه: 10160111902011عنوان پايان نامه: هنر همگاني وجايگاه آن در ايراننام و نام خانوادگي دانشجو: حسين فلاح عدل
شماره دانشجوئي: 88106899100
رشته تحصيلي: نقاشيتاريخ شروع پايان نامه : 20/12/1390
تاريخ اتمام پايان نامه : 19/6/1391استاد راهنما: جناب آقاي دکتر حبيب توحيدي استاد مشاور: سرکار خانم زهرا چيت سازآدرس: تبريز ،آپارتمانهاي آسمان تبريز ،برج مهستان شرقي ، واحد 153 شماره تلفن : 09141149991 چکيده: هرچه فضاي شهري فشرده‌تر و ملموس‌تر مي‌گردد بي‌نظمي وعدم هويت بصري بيشتر رخ مي‌نمايد و پيامدهاي نامطلوب ناشي از چهره بيمار شهري، عدم سهولت در ارسال و دريافت پيامهاي بصري محيط، تحريک بعدي و فرسودگي رواني و سلب آرامش، عدم ايجاد ارتباط مناسب و احساس تعلق با محيط و عدم ايجاد انگيزه فعاليت و بيشتراحساس مي‌شوند. با توجه به تأثير شگرف محيط زندگي بر روان و فعاليت انسان و اهميت نياز به انساني کردن هر چه بيشتر سيماي فضاي زندگي، کوشش در جهت بهبود چهره شهرها هم راستا با تلاش جهت بهبود عملکرد شهرها در جهت انساني شدن زندگي انسان ضروري است. لذا مجسمه‌سازي محيطي بايستي سويه عمل خود را در جهت حل اين معضلات قرار دهد تغيير يکباره چهره شهر بواسطه دگرگوني بنيادين در معماري و شهرسازي از يک سو و کشف گستره‌ي نوين در عرصه تفکر و عمل مجمسه‌سازانه از سوي ديگر، ارتباط محيط معماري و مجسمه‌سازي را کاملاً دگرگون کرده است.
مفهوم حجم به منزله فضاي سازمان يافته، عرصه‌اي پيوسته بين مجسمه‌سازي، معماري و طراحي محيط است. از اين نظر شهر قبل از هر چيز از پويش و آميزش فضا و ساختارها شکل مي‌يابد. سازماندهي محيط شهري به منزله فرم و فضاي سازمان يافته، تقليل آلودگي‌هاي بصري، ايجاد وحدت بيشتر در ساختار فضا و احجام شهري، هويت بخشي به عناصر و فضاهاي شهري به مثابه عناصر ديواري و ايجاد امکان سهولت در ارسال ودريافت پيامدهاي بصري، نيازمندي‌هاي عمومي تغيير چهره شهري است که مي‌تواند تأثير فضاهاي عمومي به شهر را بهبود بخشد.
اضافه نمودن بي‌قاعده حجم مانند اضافه نمودن هر عنصر بصري فعال ديگر مي‌تواند به گسترش اغتشاش و بي‌ساماني بينجامد. مجسمه‌هاي محيطي به عنوان عنصري از محيط شهري مي‌بايست با توجه به ضوابط و نيازمنديهاي کلي شهري و نيازمندي‌ها و خصوصيات بصري چهره شهري انتخاب و نصب گردند تا به شلوغي بيشتر محيط شهري نيافزايد و از کارائي و تأثير مجسمه نکاهد. اين تحقيق به روش کتاب خانه اي انجام گرفته است .
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است □ تاريخ و امضا
مناسب‌نيست□
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کليات طرح
1-1 – بيان مساله تحقيق 2
1-2- اهميت موضوع تحقيق و دلايل انتخاب آن3
1-3- هدفهاي تحقيق 4
1-4سوالات يا فرضيه هاي تحقيق ( بيان روابط بين متغيرهاي مورد مطالعه) 4
1-5- چهارچوب نظري تحقيق 5
1-6- روش تحقيق 6
1-7- پيشينه پژوهش 6
1-8- روش گرد آوري اطلاعات 6
1-9-روش تجزيه و تحليل اطلاعات 6
1-10- منابع پژوهش 7
1-11- واژهاي کليدي 7
فصل دوم : هنر همگاني
مقدمه 9
2-1- هنرهمگاني 14
2-2- چيستي هنر همگاني 20
2-3- ايجاد فضاي خلاقه و ايجاد تخيل در بيننده اثر 26
2-4- فوايد هنر همگاني 30
2-4-1- فرهنگي 30
2-4-2- اقتصادي30
2- 4-3- آموزشي 30
2-5- انواع هنرهاي همگاني31
2-6- شهر بستري براي آفرينش هنر 31
2-6-1- عناصر يا فضاهاي مياني33
2-6-2- شهرنشيني و شهرسازي ايران 35
2-6-3- اصول طراحي ايراني 36
2-6-4- شاخصهاي زيبايي شناسي 37
2-6-5- برنامه زيباسازي شهر تورنتو 38
2-6-6- نياز امروز ما 38
2-6-7- مطالعات شهري 40
2-6-8- اهميت و توجه به فضاي پيرامون 41
2-6-9- هنر در فضاي همگاني 42
2-6-10- ميادين شهري 45
2-6-11- هويت در فضاي شهري 46
2-7- مجسمه شهري 48
2-7-1- تعريف مجسمه شهري 50
2-7-2- ويژگي‌هاي آثار شهري 52
2-7-3-ايجاد حس مكان و هويت 53
2-7-4- انواع مجسمه شهري 54
2 – 7 – 5- مجسمه‌ي يادبود يا يادبود مجسمه 54
2-7-6- طاقهاي يادماني 58
2-7-7- ستونهاي يادماني 58
2-7-8- ساعتهاي تزئيني 59
2-7-9-نقشها و كاركردهاي مجسمه 60
2-7-9-1- تقويت حس مكان 60
2-7-9-2- تعريف و هويت بخشي به فضاهاي شهري 61
2-7-9-3- ارتقاي كيفيت و ايجاد سرزندگي فضاهاي شهري 66
2-7-9-4- ارتقاي آگاهيهاي عمومي و معرفي نمادها و ارزشهاي فرهنگي 74
2-7-9-5- معرفي عملكرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي عملكرد تاريخي يا فرهنگي آن 75
2-7-9-6- تعريف مركز ثقل و نقطه تمركز ميدان 75
2-7-9-7- ايجاد يك نشانه شهري 75
2-7-9-8- تناسب بخشي به نام ميدان 76
2-7-9-9- معرفي سبكها و سنتهاي هنري 76
2-8- ديوار نگاري 77
2-9- معماري به عنوان يك هنر عملكردي هنري كه در آن زندگي مي كنيم 80
2 – 9– 1 – تأثير معماري بر مجسمه‌سازي817
2-10- شهرشب 91
2-10-1- ساماندهي نور ساماندهي فضا 91
2-10-2- سيماي شبانه شهرها 93
2-11- هنر همگاني ومبلمان شهري95
2-11-1- اهميت مبلمان در سيماي شهري 98
2-11-2- جايابي بهينه مبلمان شهري 99
2-11-3- روابط نظام‌مند در بين عناصر مبلمان شهري 100
2-11-4- تبليغات 103
2-11-5- مواد و مصالح 103
2-11-6- تخريب‌گرايي وندليسم104
2-11-7- عوامل سازنده سيماي هر شهر 105
2-11-8- پارک؛ از فضاي سبز تا رويداد هنري 106
2-11-8-1- فرهنگسراها؛ مدل‌ ايراني108
2 -11 – 8 – 2 – پارک هزاره 110
2-12- طراحي صنعتي و طراحي شهري 113
فصل سوم : هنر همگاني در ايران
3-1- برسي هنر همگاني در ايران 118
3-2- رابطه هنر با اقتصاد 121
3-3- ارتقاء ذائقه هنري مردم 123
3-4 گفتگوي مجيد احمدي با حميد شانس 126
3-5- تهران وميادين آن 130
3-6- شهرستانها وميادين آنها 135
3-7- برسي نقش نشانه‌هاي شهري در تهران 135
3– 7 – 1 – سردر باغ ملي در تهران137
3-7-2-  برج آزادي تهران 143
3-7-2-1- گفت و گو با حسين امانت طراح ميدان آزادي144
3-7-3- برج ميلاد151
3-8- ارزش‌ها در طراحي مجسمه‌هاي شهري 155
فصل چهارم : معرفي هنر مندان مطرح در هنر همگاني
4-1- سياوش ارمجاني159
4-2- آنيش كاپور164
4-2-1- چند نمونه از آثار آنيش كاپور167
4-2-2- گفت‌وگوي آنيش كاپور با «شرق» كه به مناسبت رونمايي از برج المپيك لندن انجام
شده169
4-3- ماگدالنا آباکانوويکز175
4-4- جاناتان بروفسکي176
4-5- فرناندو بوترو 176
4-6- مينگ فاي 177
4-7ـ تتسو هارادا 177
4-8ـ گريس نولتون178
4-9-ـ کلمنت ميدمور 178
فصل پنجم : پروژه عملي
– مقدمه 181
5-1- پروژه عملي (هفت آسمان) 182
فصل ششم : نتيجه گيري وپيشنهاد
6-1- چه بايد کرد 184
6- 2- نتيجه گيري 193
– تصاوير197
– مجسمه هاي من258
– نقاشي هاي من 275
منابع 283
فهرست تصاوير:
– تصاوير صفحه 198 مربوط است به صفحات ……………………………. 3 و15
– تصاوير صفحه 199 مربوط است به صفحات. …………………………… 3 و15
– تصاوير صفحه 200 مربوط است به صفحات…………………………… 11و137
– تصاوير صفحه 201 مربوط است به صفحات ………………………….. 11و137
– تصاوير صفحه 202 مربوط است به صفحات………………………… 11و137
– تصاوير صفحه 203 مربوط است به صفحات ……………………… 11و137و143
– تصاوير صفحه 204 مربوط است به صفحات ……………………… 11و136و151
– تصاوير صفحه 205 مربوط است به صفحه……………………………… 15
– تصاوير صفحه 206 مربوط است به صفحه .………………………………15
– تصوير صفحه 207 مربوط است به صفحه ………………………………. 15
– تصاوير صفحه 208 مربوط است به صفحه ………………………………. 15
– تصاوير صفحه 209 مربوط است به صفحات …………………………15و17
– تصاوير صفحه 210 مربوط است به صفحات …………………… 18و28و29و67
– تصاوير صفحه 211 مربوط است به صفحات ……………………… 18و29و67
– تصاوير صفحه 212 مربوط است به صفحات ………………………… 26و164
– تصاوير صفحه 213 مربوط است به صفحات ……………………….. 110و164
– تصاوير صفحه 214 مربوط است به صفحات ………………………. 110و164
– تصاوير صفحه 215 مربوط است به صفحات ………………………. 110و164
– تصاوير صفحه 216 مربوط است به صفحات ………………………. 110و164
– تصاوير صفحه 217 مربوط است به صفحات ………………………. 110و164
– تصوير صفحه 218 مربوط است به صفحات ………………….. 164و167و169
– تصاوير صفحه 219 مربوط است به صفحات ………………… 164و167و169
– تصاوير صفحه 220 مربوط است به صفحات …………………….. 164و168
– تصاوير صفحه 221 مربوط است به صفحات …………………… 164و168
– تصاوير صفحه 222 مربوط است به صفحات …………………….. 164و168
– تصاوير صفحه 223 مربوط است به صفحات …………………….. 164و168
– تصاوير صفحه 224 مربوط است به صفحات …………………….. 164و169
– تصاوير صفحه 225 مربوط است به صفحات ………………………… 164و169
– تصاوير صفحه 226 مربوط است به صفحات ………………………. 164 و169
– تصاوير صفحه 227 مربوط است به صفحه ……………………………… 164
– تصاوير صفحه 228 مربوط است به صفحه ………………………………. 49
– تصاوير صفحه 229مربوط است به صفحه ………………………………. 49
– تصاوير صفحه 230 مربوط است به صفحه ……………………………… 49
– تصاوير صفحه 231 مربوط است به صفحه ……………………………… 49
– تصاوير صفحه 232 مربوط است به صفحه ……………………………… 49
– تصاوير صفحه 233 مربوط است به صفحه …………………………….. 49
– تصاوير صفحه 234 مربوط است به صفحات ……………………….. 56و88
– تصاوير صفحه 235 مربوط است به صفحات ……………………….. 56و88
– تصاوير صفحه 236 مربوط است به صفحه …………………………….. 56
– تصاوير صفحه 237 مربوط است به صفحه ……………………………. 56
– تصاوير صفحه 238 مربوط است به صفحه ……………………………. 56
– تصاوير صفحه 239 مربوط است به صفحه …………………………….. 57
– تصاوير صفحه 240 مربوط است به صفحه ……………………………. 57
– تصاوير صفحه 241 مربوط است به صفحه …………………………….. 58
– تصوير صفحه 242 مربوط است به صفحات ……………………….. 89و159
– تصاوير صفحه 243 مربوط است به صفحات ………………………. 89و159
– تصاوير صفحه 244 مربوط است به صفحات ………………………. 89و159
– تصاوير صفحه 245 مربوط است به صفحه …………………………… 90
– تصاوير صفحه 246 مربوط است به صفحه …………………………… 90
– تصوير صفحه 247 مربوط است به صفحات …………………….. 136و137
– تصاوير صفحه 248 مربوط است به صفحه ………………………… 175
– تصاوير صفحه 249 مربوط است به صفحه …………………………. 175
– تصاوير صفحه 250 مربوط است به صفحه …………………………. 176
– تصاوير صفحه 251 مربوط است به صفحه ………………………… 176
– تصاوير صفحه 252 مربوط است به صفحه …………………………. 176
– تصاوير صفحه 253 مربوط است به صفحه ……………………………… 177
– تصاوير صفحه 254 مربوط است به صفحه ……………………………… 177
– تصاوير صفحه 255 مربوط است به صفحه …………………………….. 178
– تصاوير صفحه 256 مربوط است به صفحه …………………………….. 178
– تصوير صفحه 257 مربوط است به صفحه …………………………….. 91
– تصوير صفحه 259 مربوط است به صفحات ……………………….. 182و258
– تصاوير صفحه 260 مربوط است به صفحات ………………………. 182و258
– تصاوير صفحات 261 الا265 مربوط است به صفحات ……………….. 182و258
– تصاوير صفحات 266 الا274 مربوط است به صفحه …………………….. 258
– تصاوير صفحات276 الا282 مربوط است به صفحه …………………….. 275

فصل اول
کليات طرح

1-1 – بيان مساله تحقيق :
در جوامع سنتي، گذار ازسنت به مدرنيته، نه در گذر زمان و بستر جامعه، بلکه از طريق فرهنگ وارداتي شکل مي گيرد و در اين ميان پديده هايي ظهور مي نمايند که عدم توجه شايسته به آنها موجب نتايج جبران ناپذير مي گردد. از جمله نتايج حاصل از تغيير نگرش از سنت به مدرنيته در عرصه هنر، گسست ميان مخاطب و هنرمند است. اين جدايي در کليه رشته هاي هنري، که با آکادمي غربي مرتبط اند، نمود داشته و فاصله هنرمند و مخاطب – به واسطه اثر هنري – فزوني مي گيرد. با توجه به پيشينه مجسمه سازي در ايران و گسست طولاني در تاريخ و روند حضور آن در بستر اجتماعي، درک تاريخي جامعه ايراني از مجسمه و مجسمه سازي با ساير ملل هم قدمت خود، کاملاً متفاوت است. لذا تعريف مجسمه سازي براي مخاطب عام ايراني، با آموزش نوين مجسمه سازي و رويکردهاي جديد آن در آموزه هاي دانشگاهي- که گاهي حتي توسط خواص نيز مشکل درک مي شود تا حد بسيار زيادي متفاوت بوده و ارتباط عموم مردم را با اثر هنري غيرممکن مينمايد. بر اين اساس، جدايي هنرمندان و مردم روز به روز بيشتر شده و آثار هنري در گوشه آتليه ها، سالن نمايشگاه ها و موزه ها مهجور مانده؛ و آثاي مبتذل و سطحي در منظر نگاه مردم قرار مي گيرند. در اين ميان، مجسمه سازي شهري ميتواند نقشي موثر براي ارتقاي ادراک مخاطب ايجاد کند و با ارتباط بين مخاطب و مجسمه ساز معاصر، عرصه را براي ارائه آثار ارزشمند فراهم آورد.(کردي،1389،2)
همانطور که در مطلب فوق آمده هنر عمومي به ويژه مجسمه هاي شهري علاوه بر ارتقاي سطح آگاهي عموم مردم از هنر و تجربه شدن از طرف عموم مردم باعث نوعي آشتي ميان مردم با تمام هنرها شده است. به نوعي ميشود گفت هنر عمومي در کنار مردم است.مثل مردم در جغرافيا هاي مختلف در زمان هاي مختلف و در فرهنگ هاي مختلف تغيير مي کند و قالب معيني ندارد.
ومي کوشد مثل يک شهروند همسايه خوبي براي ديگر شهروندان باشد.برسي , شناخت و تعريف هنر همگاني و جايگاه آن درجوامع مختلف ونقش آن در ايران مساله اين تحقيق ميباشد.
1-2- اهميت موضوع تحقيق و دلايل انتخاب آن :
مجسمه سازي در ابعاد بزرگ، که غالباً از اسب هاي برنزي پارک ها وپيکره هاي عمومي گذشته، بسيار دور است، اخيراً به جز هميشگي فرهنگ چشم اندازه هاي شهري تبديل شده است. در واقع اين نوزايي معاصر هنر همگاني نخستين تجديد حيات عمده هنر شهري در پنجاه سال گذشته است.
از پيش از جنگ جهاني اول، که مکتب هنري نئوکلاسيک چشم اندازها را با مجسمه هاي عمومي لبريز ميساخت، فعاليت هنري تا بدين حد چشمگير نبوده است. گذشته از تجربه اي اندک با مايه هاي اجتماعي در نقاشي ديواري، که در دهه چهل توسط برنامه هنر دولتي دبليو پي اي رهبري شد مفهوم هنر همگاني تا حد زيادي خفته ماند.
محبوبيت امروزين مجسمه سازي همگاني در واقع ريشه در دهه پنجاه داشت. وقتي مجموعه چشمگير مجسمه هاي بزرگ و جوش داده ديويد اسميت به صحنه هنر پا گذاشت،(تصاوير صفحات198و199) مردم به قدرت هيجان انگيز اثر هنري در ابعاد بزرگ و درهواي آزاد آگاهي يافتند. عادت اسميت در مورد گذاشتن آثار کامل شده و در محوطه هاي باز و وسيع اطراف استوديويش در بولتن لندينگ در ايالت نيويورک، برخي از روساي موزه ها وکارمندان عالي رتبه را متقاعد ساخت که اين نوع هنر مي تواند به صورتي موثردر بيرون از ديوارهاي موزه عمل کند. در واقع اين سازه هاي بزرگ و براق از فولاد ضدزنگ همتاي نقاشي پرتحرک و اکسپرسيونيستي انتزاعي آن دوران در مجسمه سازي فقط مي توانست در هواي آزاد متصور شود. در اواسط دهه شصت مجسمه سازي در ابعاد بزرگ به راه افتاده بود، بسياري از هنرمندان اکنون ديگر با بسياري از مواد صنعتي قطعات بزرگي مي ساختند اما استقبال عامه از اين هنر و نظام پخش آنها همچنان ناقص بود. مردم براي تفکر و دريافت ميزان و معناي احتمالي اين آثار پر راز و رمز، نياز به زمان داشتند.( هواردجي ، اسماگولا ، 1381 ، 20 ،21 )
در ميان اين يکنواختي و رکورد مدني، هنر و به ويژه مجسمه سازي نقش بسزايي در طراحي و فضاسازي شهري دارند، که اين چيزي وراي تزئين محض و زيبايي ظاهري است. مجسمه سازي با گيرايي دروني و تصديق ارزشهاي زيبايي شناختي، نقشي بيش از کاربردصرف خواهد داشت.
پيکره سازي، با ارتقاي ميزان حظ بصري در محيط، باعث عدم تسليم ذهن به نظام هاي موجود
مي شود. براي پي بردن به لزوم چنين چيزي، واکاوي سطوح زيرين پديدار شناسي براي کشف ارزش روان شناختي بصري، ضروري به نظر مي رسد. جنبه هاي ديداري اي که در معناي گسترده خود، تحت عنوان “مجسمه سازي شهري ” شناخته مي شوند. معرفي نمونه هاي خوب چنين فعاليت هايي در حوزه مبلمان شهري، ما را در زيبا سازي شهرهاي ديگر رهنمون مي کند. (بحارلو ، 1389 ، 10 )
در اين راستا فعاليت هاي گوناگون و سرمايه گذاري هاي عظيمي در نقاط مختلف دنيا در حال اجرا مي باشد که برنامه ريزان و دست اندرکاران آنها انتظارات مختلفي درباره عملکرد و انعکاس اين پروژه هاي هنري در نزد جوامع خود به ويژه نسل جوان دارند.
1-3- هدفهاي تحقيق :
– برسي نظر هاي مختلف وشناخت دقيقتر هنر همگاني.
– کارکردهاي هنر همگاني.
– برسي آن درجوامع مختلف وايران .
– برسي کار هاي انجام شده در اين رابطه در ايران .
1-4- سوالات يا فرضيه هاي تحقيق:
( بيان روابط بين متغيرهاي مورد مطالعه)
– آيا آثار موجود در ميادين و سطح شهر ها توانسته به اهداف هنر همگاني دست يابد؟
– آيا هنر همگاني در ارتقاي سطح آگاهي عمومي موثر بوده است ؟
– آيا هنر همگاني توانسته تا حدي فاصله ايجاد شده بين مردم وهنر را پر کند ؟
– نقش هنر همگاني در ارتقاي ادراک مخاطب عام از هنر .
– نقش هنر همگاني در اقتصاد هنر
1-5- چهارچوب نظري تحقيق :
هنر عمومي در باره وجود فرد نيست، درباره وجود ديگران است. درباره ذوق و سليقه هاي شخصي نيست، درباره احتياجات ديگران است. درباره بيم و اميد هنرمند نيست، درباره نشاط و خشنودي ديگران است. درباره شخصيت افسانه اي هنرمند نيست، درباره جامعه سازي هنر است. بنا نيست که حس کوچکي و بي اهميتي به مردم بدهد، بناست که حس تعالي و شکوهمندي به مردم بدهد.
بنا نيست که ميان فرهنگ متعالي و عموم مردم فاصله بيندازد، بناست که هنر را عمومي کند و هنرمند را هم يکي از عموم.
لغت «هنر» در عبارت «هنر عمومي» به حضور کارهاي عظيم الجثه هنري، در ميدان هاي وسيع شهري اشاره نمي کند و البته آن نيست که قاب مي شود و به ديوار آويزان مي گردد. هنر عمومي آن است که از طرف عموم تجربه مي شود.
هنر عمومي، هنر عموم هم نيست. آن چنان که مثلاً هنر نازي هاي هيتلري و کمونيست هاي استاليني، هنر عموم بود. هنر عمومي، افسانه سازي و تخيل پردازي نمي کند، مشکل گشاي تمام مسايل اجتماعي هم نيست. هنر عمومي، جانشين کمک رساني هاي اجتماعي نمي شود و جايش را هم هگرز، فضاي سبز کنار برج ها، پر نمي کند. امروزه، چون هنر، از چندين جهت متفاوت، هدف انتقاد قرار گرفته است، هنرمندان بسياري شجاعت يافته زندگي منزويشان را ترک کرده، به زندگي هاي اجتماعي مشغول شده اند. از درون استوديوها بيرون آمده شهروند فعالي شده اند. هنر عمومي سعي مي کند تمام هنرها را، در دسترس عموم قرار دهد. هنر عمومي هنر آرام و بي تفاوتي نيست.
هنر عمومي، مانند مبلغ مذهبي، متعهد به انجام وظيفه مي باشد. در هنر عمومي، هنرمند، فن و مهارتش را به جامعه ارايه مي دهد و مقامي هم در جامعه به عنوان توليد کننده و سازنده، کسب
مي کند. در اين جا احتياجات اجتماعي و فرهنگي عموم، از هنر و هنرمند پشتيباني مي کنند.
هنر عمومي فقط يک خلاقيت هنري نيست. يک توليد فرهنگي و اجتماعي است که از درون احتياجات فرهنگي و اجتماعي عموم، منشا مي گيرد. اشخاص بسياري، علاوه بر شخص هنرمند، در توليد هنر عمومي شريک و مسئولند که اگر فقط شخص هنرمند را سزاوار افتخار و پاداش بدانيم، نادرست گفته و به گمراهي رفته ايم.
هنر عمومي وابسته به رابطه ي متقابلي است که با عموم مردم دارد. رابطه اي، مبتني بر فرضيات مشترک. ميان مردم. هنر عمومي، نبايد عموم مردم را تحقير کند، مورد حمله قرار دهد يا بخواهد کنترل کند. هنر عمومي بايد در مقام همسايهي ديوار به ديوار عموم، قرار بگيرد.(ارمجاني ،1383 ،8،9)
1-6- روش تحقيق:
کاربردي وتوصيفي واجرائي.
1-7- پيشينه پژوهش:
در منابع مختلف به خاطر اهميت آن اشاره شده است ومن سعي در جمع آوري و مدون کردن آن دارم.
1-8- روش گرد آوري اطلاعات:
کتابخانه اي ودر صورت لزوم ميداني.
1-9-روش تجزيه و تحليل اطلاعات:
برسي همه جانبه موضوع و مقايسه آن در جوامع مختلف واجراي عملي يافته ها در بخش عملي پايان نامه.
1-10- منابع پژوهش:
مقاله / کتاب / مجله / اينترنت
1-11- واژهاي کليدي:
هنر همگاني / مجسمه / مجسمه سازي / مجسمه شهري / هنر مدرن / شهر / زيبائي
فصل دوم
هنر همگاني
مقدمه:
آنگونه که شهروندان حضور خود را در شهر مي خواهند بيان و ثبت کنند. گرافيتي، يادگارهاي روي ديوار و … آنگونه که فرد مي خواهد پيامي را به ديگران برساند و آنها را در چگونه انديشيدن خود شريک کند و نيز بواسطه مداخله در محيط آن را از آن خود گرداند. چنانچه به اين پديده ها در طراحي فضاها توجه شود مي توانند در خدمت کيفيت فضا در آيند در غير اين صورت به گونه ناهنجاري به معزلي در منظر شهري تبديل مي گردند تا جايي که تبديل به وائداليسم مي شوند.
فعاليتهاي هنري که برخي مردم (عموماً غير متخصص) در شهر به آن مي پردازند. مانند نوازندگان دوره گرد، حاجي فيروزها، خوانندگان دوره گرد و از اين قبيل موارد، مانند مورد پيشين چنانچه در طراحي و مديريت فضاها، مورد توجه و بررسي قرار گيرند مفيد بوده در غير اين صورت ناخوشايند خواهند بود.
 هنر همگاني به مثابه يک فرايند اجتماعي است که درآن مردم و هنرمندان و طراحان شهري و معماران در توليد يک کار هنري مشارکت مي کنند.
توليدات هنري مانند موسيقي، نقاشي، مجسمه سازي و … که توسط هنرمند يا هنرمندان متخصص توليد، تصويب و اجرا مي شوند. هنرمند کار را با ديد زيباشناسانه و بر اساس مباني زيباشناسانه انجام مي دهد.
مردم يک شهر زيست جهانها و عوالم مشترکي دارند. عنصري لازم است تا آنها را به اين عوالم مشترک متصل کند. هرچه فرد در بازتاب انديشه و هويت خود را در کالبد شهر  بيشتر مشاهده کند آن را بيشتر از آن خود دانسته و آنجا برايش حس مکان دارد. از سوي ديگر هر چه اين فضا تجربه و انديشه جديد را با او به گفتگو بنشيند و حس زيباشناسانه او را برانگيزد تجربه زندگي شهري برايش خوشايند تر خواهد بود. چنانچه فراتر از اين در شهر براي او مکاني فراهم باشد که آن قوه خلاقيت را با ديگر همشهريهايش در خلق فضاي شهريش بکار بندد به آرمانشهرش نزديکتر مي شود. يکي از راههاي بازنمود اين انديشه و هويت و برانگيختن و بکاربستن قوه خلاقيت هنرهاي همگاني است.
هنر همگاني به کارهاي هنري گفته مي شود که توسط هنرمندان و در برخي موارد با مشارکت مردم در فضاهاي شهري که نفوذپذيري بصري مناسب داشته و دسترسي عموم به آن ميسر است يا به صورت پروژه هاي موقت و يا دائمي واقع مي شود. اين پروژه ها و کارهاي هنري به گونه اي هستند که هويت زمينه خويش را برجسته مي کنند، کيفيت محيط فيزيکي را بالا مي برندو موجب افزايش حضور مردم در فضا و ايجاد حس تعلق در آنها شده مي تواننددر کنار ديگر سياستهاي طراحي در مکانسازي مشارکت کنند. عرضه همگاني، صحنه اجراي تأتر زندگي عمومي در شهرهاست و آنچه در ارتباط با اين فضاها مهم است کيفيت زندگي شهري و ارتقاء آن مي باشد. پلاژها، پارک ها، خيابان ها و محوطه هاي عمومي مکانهايي هستند که ساکنان شهرهاي شلوغ مي توانند در آن پرسه بزنند. از فشارهاي رواني روزمره فرار کنند. از تجربه زيبا شناختي محيط لذت ببرند. در يک تعامل نزديک گردهم آيند و در نهايت با گوهر نمادين شهر درگير شوند. يکي از عوامل تأثيرگذار بر کيفيت فضاي شهري هنرهاي همگاني مي باشد عوامل تأثير گذار ديگر شامل محوطه سازي، تسهيلات فضاي شهري، مديريت و نگهداري مي باشند.هنرهاي همگاني فقط مجسمه هاي شهري . يا نقاشي ديواري نيستند. هنرهاي همگاني را مي توان آثار هنري و فعاليتهاي هنري نظير پيکر تراشي، نمايشهاي خياباني ، نقاشي، رقص، موسيقي و … که در فضاي شهري واقع مي شوند دانست. هنر همگاني مي تواند يکي از وسايل تبديل شهر به مکاني براي خلاقيت و سرشاري زندگي شود.
(www.Parse Dar Didar.blogfa.com)
هنر عمومي، در واقع مي تواند هر نوع اثر هنري باشد. البته با آثار هنري که در يک مکان عمومي هم چون موزه، گالري يا هرمکان همگاني ديگر )که نمايش آثار تحت شرايط و ضوابطي است( به نمايش درمي آيند و هم چنين با آثاري که در مجموعه هاي شخصي هنري نگهداري مي شوند، مي تواند متفاوت باشد. بايستي توجه داشت که عنوان “هنر عمومي” دليلي بر فاقد ارزش بودن اثر نيست؛
چرا که اين آثار مي بايست علاوه بر ويژگي هاي زيبايي شناسانه و هنري، به دليل قرارگيري در مکان هايي که صرفا مخاطب خاص ندارند بلکه با توده مردم مواجه هستند، سعي در افزايش سواد بصري و حس زيبايي شناسانه مخاطبان خود نيز داشته باشند . (www.architect.nemoneh.com)
شهر با همه زيبايي‌ها و زشتي‌هايش زندگي روزمره شهروندان را محاصره کرده است و در پسِ هر لحظه‌اي، ديوارهاي بلندي اطرافمان بالا مي‌رود ديوارهاي خاکستري و ساختمان‌هاي خاکستري که در ميان آنها گاهي منظره‌هاي رنگارنگ ديوارهايي براي چند لحظه هم که شده متوقفمان مي‌کنند.اما با اين همه در اين شهر شلوغ که دغدغه از دقايقش پيداست و همواره همه شبيه به هم مي‌شويم، منظر شهر مي‌تواند کرانه امني باشد براي خاطره‌ها، براي سنگ‌تراشه‌ها، تنديس‌ها و نقاشي‌ها.
هنرهاي عمومي و تأثيرات آن، جايگاه ويژه‌اي را در هنر معاصر جهان داشته است و اگر با دقت به رويکردها و تحولات هنري معاصر نگاهي بيندازيم به خوبي ارتباط جديدي را که به موجب اين‌گونه آثار هنري با مخاطبان برقرار شده، مشاهده خواهيم کرد. مجسمه‌هايي در ابعاد بسيار بزرگ، نقاشي‌هاي ديواري، اجراهاي هنري در سطح شهر و خيابان‌ها و بسياري نمونه‌هاي ديگر مثل پخش فيلم و… همگي در شکل‌گيري روند حال حاضر هنر معاصر بسيار تأثيرگذار بوده‌اند. بسياري از هنرمندان به جاي پرداختن به مخاطبين خاص خود در موزه‌ها و نگارخانه‌ها به ارتباطي گسترده‌تر روي‌ آوردند که در آن نه تنها مخاطبين افرادي دعوت شده به يک نمايشگاه نبودند بلکه در بسياري موارد اثر هنري با مشارکت آنها تعريف و تکميل مي‌شد. امروزه اما، مجسمه‌ها خالق هارموني و همنوايي در شهر و در مفهوم وسيع‌تر بيان‌کننده فرهنگ و تمدن در کشور هستند. مجسمه‌ها و سرديس‌ها، نقاشي‌ها و خطاطي‌ها معرف عملکرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي‌کننده عملکرد تاريخي يا فرهنگي جامعه هستند. بنابراين هنرهاي تجسمي به ارائه شناسنامه‌اي از شهر کمک مي‌کنند.
سردر باغ ملي (تصاوير صفحات200الا202) در مقطعي، نماد تهران بوده و در مقطع ديگر، برج آزادي(تصاوير صفحه203 ) و اکنون برج ميلاد(تصاوير صفحه 204 ) نماد آن است. به عبارتي با وجود همين سردر باغ ملي است که آن 2 اثر نيز به قوت خود باقي‌اند و اين آثار را بايد مکمل يکديگر دانست.
مردم سر در باغ ملي را به‌عنوان نماد تاريخ معاصر تهران و معماري خاص تهران قديم مي‌شناسند. اين بنا کار استاد جعفرخان معمار کاشاني است‌. سفت‌کاري‌هايش توسط استاد اسماعيلي‌، ستون‌ها به دست استاد کريم منيژه و کاشي‌هاي آن نيز توسط مرحوم استاد خاک نگار مقدم ساخته شده است‌.
در نماي خارجي‌، بر کتيبه کاشي‌کاري سردر، اشعاري از نديم‌الملک به چشم مي‌خورد. سردر داراي نقوش کاشي‌کاري شده با نقش دو شير که تاجي را در ميان گرفته‌اند، پلنگ‌، شير و خورشيد و مسلسل است‌. سردر داراي يک سواره‌رو و دو پياده‌رو در طرفين آن است‌ که هر سه آنها داراي دروازه‌هاي چدني است‌. دروازه‌هاي چدني بنا نيز در قورخانه تهران توسط استاد محمد علي کرماني‌، از صنعتگران بنام‌، ساخته شده است‌. يکي از مهم‌ترين اجزايي که ‌شهر را مي‌تواند علاوه بر جذاب‌تر شدن براي شهروندان، خاطره انگيز کند، استفاده از هنرهاي تجسمي است؛ هنري که ‌سبب مي‌شود نه تنها فضاي شهر با تمام آشفتگي‌هايش براي رهگذران لطيف‌تر شود بلکه عرصه بسيار مناسبي ‌براي ورود هنر به شهر است؛‌ ايده‌اي که سال‌هاست بسياري از کلانشهرهاي دنيا استفاده از آن را آغاز کرده‌اند. هنگامي که يک کودک در شهر رم متولد مي‌شود، در لحظه تولد با تاريخي سه هزار ساله پيوند مي‌خورد اما يک کودک تهراني با حضور در شهري بي‌هويت و بي‌نشانه، با تاريخ روبه‌رو نمي‌شود و دليل اين مسئله هم بي‌توجهي به عناصر بصري انتقال‌دهنده مفاهيم در شهر است. ساماندهي مجسمه‌هاي شهري از مهم‌ترين نيازهاي تهران است. بايد با ايجاد بانکي اطلاعاتي، اسامي و مشخصات مجسمه‌ها و سرديس‌هاي شهر ثبت و حفظ شود. امروزه بحث استفاده از مجسمه‌ها و سرديس‌هاي شهري و استفاده از امکانات مجسمه‌سازي‌ در طراحي محيط گستره وسيعي پيدا کرده اما متأسفانه اين امکانات در شهرهاي بزرگ ما به‌ويژه پايتخت استفاده نمي‌شود. .
از زمان استفاده از مجسمه‌ها در شهرها 500 سال مي‌گذرد اما هنوز بر سر اينکه مجسمه بايد داخل فضاي بسته باشد يا در ميدان شهر قرار گيرد، بحث است. از آن زمان که در آکادمي هنر فلورانس ميان داوينچي و طرفدارانش و ميکل آنژ و هواخواهانش کشمکش و منازعه در گرفت، تا الان اين سؤال باقي است. هر چند که آن زمان ميکل آنژ برنده شد و توانست مجسمه داوود خود را وقيحانه در مرکز شهر فلورانس قرار دهد، ولي اقليم متغير و طبيعت ستيزه جوي شمال ايتاليا کارشناسان را متقاعد کرد که مجسمه داوود را به داخل فضاي سرپوشيده آکادمي ببرند. با اين حال باز هم مجسمه سازاني چون ميکل آنژ در آرزو و خلق يک مجسمه هنري عظيم در معرض ديد عمومي هستند.
آنهايي که معتقدند هنر، مرتبه‌اي والاتر از آن دارد که خود به ميان مردم رفته و ارزش دروني‌‌اش را به همگان ثابت کند، گالري‌ها و موزه‌ها را مکان مناسبي براي ارائه آثار هنري مي‌دانند. اما گروهي ديگر به‌دنبال گسترش يک هويت عمومي و رشد و تعالي معنويات جامعه از طريق هنر عام بوده و تأثير هنر را بر تغيير رفتار اجتماعي امري مهم و انکارناپذير مي‌دانند. گر چه در حال حاضر مردم براي ديدن آثار هنري و درک هويت تاريخي ملي خود تنها به موزه اکتفا مي‌کنند زيرا در شهر آثار هنري آنقدر کم است که يا بايد به‌دنبال آن به نقطه‌هاي جنوبي شهر رفت يا اينکه خيابان به خيابان يا ميدان به ميدان شهر را زير پا گذاشت. اين در حالي است که اکنون همراه با پروژه‌هاي جديد در حال ساخت هيچ اثر هنري با آن ساخته نمي‌شود تا هويت آن را نشان دهد. تونل توحيد يکي از همين پروژه‌هاست که به تازگي افتتاح شده است. فکر اينکه چند دهه بعد اگر کسي از آن گذرکند نخواهد فهميد که در چه سالي ساخته و افتتاح شده است آدمي را به فکر فرومي‌برد، در حالي که بناهاي ساخته شده قديمي که قدمتي بسيار دارند را با توجه به آثار تجسمي آنها مي‌توان به راحتي تشخيص داد که در چه زماني و توسط چه کساني ساخته شده‌اند. سر در باغ ملي يکي از همين نمونه‌هايي است که به راحتي مي‌توان هويت آن را تشخيص داد. از اين‌رو وقتي جامعه شناسان شهري و معماران و طراحان فضاهاي عمومي در شهرهاي مدرن مي‌خواهند به مسئله کمبود هويت قومي و ايجاد تفاهم بين اقشار مختلف ساکن در شهرها بپردازند، به سرعت به راه حل باستاني مي‌رسند؛ يعني مجسمه در ميادين که همانا بازگوکننده هويت در شهرهاست. در واقع فضاهاي عمومي و مهم‌ترين آنها يعني ميدان، بهترين مکان براي نصب مجسمه‌ در شهرهاست. اين فضاها مي‌تواند ورودي يک ساختمان بلندمرتبه باشد يا تقاطع چند خيابان اصلي و فرعي. در هر کدام از گزينه‌هاي شهري که مجسمه در آنجا قرار مي‌گيرد بايد 2اصل کاربري مجسمه و هويت بخشي آن تأمين شود تا مجسمه‌هاي شهري امکانات بالقوه خود را براي مردم يا همان مخاطب عامشان بروز دهند. مجسمه‌ها در محل‌هاي گذر عامل‌هاي ايستگاهي تلقي مي‌شوند که به واسطه‌ آنها و مرتبه هنري‌شان هر کدام ارتباط خاصي با عابران برقرار مي‌سازند. تعدادي از مجسمه‌ها حکم شناسنامه هويتي يک‌ملت يا ساکنان يک شهر را به‌خود مي‌گيرند؛ کارکردي که در گذشته طاق‌هاي نصرت به‌عهده داشتند.
مجسمه‌ها گاهي يادآور پيروزي‌ها و دلاوري‌هاي يک قوم محسوب شده و سمبلي تجسمي از نسلي به آيندگان هستند. مجسمه‌هاي تفکر برانگيز، مجسمه‌هايي که روحيه‌ طنز يا شادي را در مخاطب ايجاد مي‌کنند، مجسمه‌هايي که انسان‌ها را به لحظه‌اي ايستادن و نگاه کردن، دعوت مي‌کنند تا شتاب پرگذر زندگي شهري بر رفتار آنها مسلط نشود و آثاري که فقط بازگوکننده هنر هستند، همگي در برگيرنده يک ايده کلي و مهم در زندگي شهري قلمداد مي‌شوند و آن ارائه يک هويت مشترک به ساکناني متفرق است. کشور ايتاليا پيوند ديرينه‌اي با هنر مجسمه‌سازي‌ دارد و از گذشته‌هاي دور تا به امروز هنرمندان مجسمه‌ساز و پيکرتراش بسياري را در دل خود پرورانده است. امروز اگر نامي از هنر مجسمه‌سازي‌ به ميان مي‌آيد ابتدا کشور ايتاليا و آثار هنرمندان بي‌بديل آن به اذهان متبادر مي‌شود.
ايتاليا مي‌خواهد براي هميشه زيبايي‌اش را حفظ کند و بر آن بيفزايد، بنابراين هر ساله در شهرهاي مختلف اين کشور سمپوزيوم‌هاي بين‌المللي مجسمه‌سازي مختلفي برگزار مي‌شود و هنرمندان سراسر دنيا را براي هر چه زيباتر کردن شهرهاي خود فرامي‌خواند تا با استفاده از ابزار و مصالح مختلف بر غناي هنري شهرهاي خود بيفزايد، چرا که مي‌داند برپايي اين سمپوزيوم‌ها گذشته از زيبايي شهرها و جلب هر چه بيشتر گردشگران سراسر دنيا، به رشد و توسعه اقتصادي نيز کمک مي‌کند.
تنها صف‌هاي کيلومتري در برابر کليساها و معابد باستاني رم نيست که از گردشگران خارجي تشکيل شده است. گردشي در شهرهاي اين کشور شما را با دنيايي از نبوغ هنري هنرمندان مواجه مي‌کند. تنديس شگفت انگيز داوود و موسي، مجسمه‌هاي مرمرين و… هيچگاه ديدگان مشتاق تماشاگران را خسته نمي‌کند. البته هنر مجسمه‌سازي‌ اين کشور در حد دوران باستان و عصر رنسانس باقي نمانده است و امروز اکثر کشورهاي جهان با اشکال و احجام گوناگوني آراسته شده‌اند تا فضاي خشک شهري را تلطيف کنند. www.iransculpture.ir
2-1- هنرهمگاني:
مجسمه سازي در ابعاد بزرگ، که غالباً از اسب هاي برنزي پارک ها وپيکره هاي عمومي گذشته، بسيار دور است، اخيراً به جز هميشگي فرهنگ چشم اندازه هاي شهري تبديل شده است. در واقع اين نوزايي معاصر هنر همگاني نخستين تجديد حيات عمده هنر شهري در پنجاه سال گذشته است.
از پيش از جنگ جهاني اول، که مکتب هنري نئوکلاسيک چشم اندازها را با مجسمه هاي عمومي لبريز ميساخت، فعاليت هنري تا بدين حد چشمگير نبوده است. گذشته از تجربه اي اندک با مايه هاي اجتماعي در نقاشي ديواري، که در دهه چهل توسط برنامه هنر دولتي دبليو پي اي رهبري شد مفهوم هنر همگاني تا حد زيادي خفته ماند.محبوبيت امروزين مجسمه سازي همگاني در واقع ريشه در دهه پنجاه داشت. وقتي مجموعه چشمگير مجسمه هاي بزرگ و جوش داده ديويد اسميت به صحنه هنر پا گذاشت،(تصاوير صفحات 198و199) مردم به قدرت هيجان انگيز اثر هنري در ابعاد بزرگ و درهواي آزاد آگاهي يافتند. عادت اسميت در مورد گذاشتن آثار کامل شده و در محوطه هاي باز و وسيع اطراف استوديويش در بولتن لندينگ در ايالت نيويورک، برخي از روساي موزه ها وکارمندان عالي رتبه را متقاعد ساخت که اين نوع هنر مي تواند به صورتي موثردر بيرون از ديوارهاي موزه عمل کند. در واقع اين سازه هاي بزرگ و براق از فولاد ضدزنگ همتاي نقاشي پرتحرک و اکسپرسيونيستي انتزاعي آن دوران در مجسمه سازي فقط مي توانست در هواي آزاد متصور شود. در اواسط دهه شصت مجسمه سازي در ابعاد بزرگ به راه افتاده بود، بسياري از هنرمندان اکنون ديگر با بسياري از مواد صنعتي قطعات بزرگي مي ساختند ، اما استقبال عامه از اين هنر و نظام پخش آنها همچنان ناقص بود. مردم براي تفکر و دريافت ميزان و معناي احتمالي اين آثار پر راز و رمز، نياز به زمان داشتند. (هواردجي، اسماگولا، 1381، 21- 22)
در دهه‌هاي 1970 و 1980 که اقبال آثار هنري محيطي به اوج رسيده بود و هنرمندان مناظر وسيع طبيعت،جزاير، دشت‌ها،درياچه‌ها و اقيانوس‌ها را،واسطه‌ي هنرآفريني خود قرار داده بودند،گرايش‌هاي متفاوتي از هنر محيطي‌ شکل گرفت.بسياري از اين آثار،مي‌کوشيدند توجه اذهان را مجددا به سوي تجليل از نيروي زندگي و زيبايي‌ طبيعت و موضوعات زيست محيطي جلب کنند،حال آن‌که برخي ديگر نقطه‌ي تمرکز خود را بر نقش هنر در مکان‌هاي عمومي قرار دادند.
ريچارد سرا1] متولد 1939[از اين هنرمندان بود،که به مدت سه دهه در مجسمه‌سازي امريکا چهره‌اي غالب و تاثيرگذار داشت (تصاوير صفحات205الا209) . او چنان با قراردادهاي مجسمه‌سازي بدرود گفت که کارش به هيچ‌ مجسمه‌ساز ديگري شبيه نيست؛بااين‌وجود همچنان زبان ابتدايي هنر بصري را به جدي‌ترين شکل در کار خود حفظ کرد.او پديده‌اي است نادر ، مجسمه‌سازي نابغه که کل منظره يا فضاي شهري را در کار خود ادغام مي‌کند. وزن،جرم،جاذبه و قدرت بياني آن‌ها،توالي،تکرار و افق در کار او تجسم پيکره‌وار مي‌يابند.سرمشق او در هنر همگاني چنين بود:
«بيننده»است که ساختار مجسمه را مي‌سازد.
سرا آثار مشهور خود را در مکان‌هاي عمومي، فضاهاي باز يا حتي داخل موزه‌ها نصب مي‌کند.اين آثار با ابعاد عظيم و سادگي مينيماليستي‌شان،متناسب با فضاي مورد نظر و اصولا براي آن فضا طراحي مي‌شوند؛يعني آثاري هستند«مختص به مکان»2. يکي از اين آثار عظيم سرا که در حوزه‌ي هنر عمومي جنجال بزرگي آفريد،پيکره‌اي به نام« کمان مورب‌ »3 بود که در 1982،به سفارش سازمان4‌GSA و در چارچوب طرح«هنر در معماري»براي ميدان فدرال نيويورک،واقع در جنوب منهتن طراحي و ساخته شد(تصوير صفحه) . GSAدر کنار فعاليت‌هاي ديگر،وظيفه‌ي بررسي،انتخاب و نصب آثار هنري براي ساختمان‌هاي دولتي را بر عهده دارد.کمان مورب،ديواره‌ي فولادي انحنادار عظيمي بود به طول 120فوت و ارتفاع 12فوت ،که ميدان‌ فدرال نيويورک را به دو بخش تقسيم مي‌کرد.هدف سرا از طراحي اين مجسمه اين بود که تغيير آشکاري در فضاي اين ميدان باز پديد آورد و نيز حرکت افراد در



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید