عنوان: بررسی اثر تعطیلات در بازار بورس اوراق بهادار تهران
چکیده
هدف اصلی در این تحقیق، بررسی اثر تعطیلات در بازار بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا از شاخص روزانه کل بورس اوراق بهادار تهران، در یک دوره ده‌ساله، از فروردین 1382 تا اسفند 1391 استفاده شد. سپس بازده شاخص مربوط به روزهای قبل و بعد از تعطیلات و نیز سایر روزها محاسبه گردید. در یک طبقه‌بندی، تعطیلات در سه گروه تعطیلات بلندمدت، میان‌مدت و بلندمدت قرار گرفتند. در طبقه‌بندی دیگری نیز تعطیلات در دو گروه تعطیلات شادی و سوگواری دسته‌بندی شدند. اثر تعطیلی برای روز قبل و بعد از تعطیلی برای همه طبقه‌بندی‌ها آزمون شد. در این تحقیق از روش سری زمانی حداقل مربعات معمولی (OLS) بهره گرفته شد. نتایج کل حاکی از وجود اثر تعطیلی در روزهای قبل و بعد از تعطیلی بر شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران است. اما این اثر در روزهای قبل از تعطیلی قویتر عمل می‌کند. همچنین روز قبل از تعطیلی میان‌مدت و بعد از تعطیلی بلندمدت شاهد بازده اضافی مثبت هستیم. نتایج مربوط به بازده روزهای قبل از تعطیلات شادی و سوگواری، حاکی از بازده مثبت بالا در روز قبل از تعطیلات سوگواری و پس از تعطیلات شادی است.
کلیدواژه: اثر تعطیلی، اثرات تقویمی، بازده غیرعادی، بورس اوراق بهادار تهران
فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
مدیریت مالی جدید، با بررسی تئوری بازار کارا، بی‌قاعدگی‌های تقویمی مانند اثر روزهای معاملاتی هفته، اثر آخر هفته، اثر آخر سال و نیز اثر تعطیلات را در بازارهای مالی شناسایی و مورد تأکید قرار داده است و از این طریق کارایی بازار مالی را به چالش کشیده است. در بازار کارا اطلاعات مربوط به بازار و یکایک سهام در دسترس همه است. از این‌رو کسی نمی‌تواند به‌طور مرتب بازده اضافی کسب کند. اثرات تقویمی موجب ایجاد بازدهی‌هایی می‌شوند که متناسب با ریسک نیستند. این تحقیق بر آن است وجود اثر تعطیلات را به‌عنوان یکی از اثرات تقویمی شناخته شده در دنیا، در بازار سهام تهران بررسی کند.
1-2 تبیین موضوع تحقیق
شواهد تجربی فراوانی در نقاط مختلف دنیا، حکایت از وجود الگوهای تکرارپذیر در طول زمان دارد. این امر با مفاهیم بازار کارا و تئوری‌های مرتبط با آن سازگار نیست. اساس و بنیان مفهوم کارايی بازار و تئوری‌های نوین مالی، بر غیرقابل پیش‌بینی بودن رفتار بازار در بلندمدت بنا نهاده شده است. جمع کثيری از محققین در سال‌های اخیر، ریشه‌ی این پدیده‌ها را در مباحث مالی رفتاری1 جست‌وجو می‌کنند. یکی از معروف‌ترین این روندها بی‌نظمی‌های دوره‌ای2 است که توجه خود را به کشف روندهای دوره‌ای موجود در بازار معطوف می‌سازد. در بین این بی‌نظمی‌های دوره‌ای که مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اثرات تقویمی3 جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده‌اند. اثرات تقویمی توجه خود را به بررسی رفتار بازار در اوقات مختلف سال (از جمله اثر ابتدای سال4 (اوقات مختلف ماه (شامل اثر گردش ماه5) اوقات مختلف هفته (اثر روزهای هفته6 و اثر آخر هفته7 ( و روزهای قبل و بعد از تعطیلات رسمی (اثر تعطیلات8( معطوف می‌سازد. (حساب تعطیلات رسمی از تعطیلات آخر هفته جدا است.)
يكي از پايه‌هاي اساسي نظريه مدرن مالي، طي سال‌هاي دهه 50 نظريه بازار كاراست. يكي از مباحث و آزمون‌هايي كه در سطح ضعيف كارايي بازار صورت مي‌گيرد، بررسي وجود يا عدم وجود الگوهاي فصلي و تقويمي است كه بر اساس اطلاعات تاريخي، شناسايي شده و مورد توجه تحليل‌گران جهت پيش‌بيني آينده قرار مي‌گيرد. الگوهای تقویمی با بررسی تاریخی، بازده اوراق بهادار و یا حجم معاملات در مقاطع زمانی مشخص، شناسایی می‌شود و در صورت معنادار بودن چنین الگویی، اطلاعات تاریخی مبنایی جهت تصمیم‌گیری آینده سهامداران می‌شود. براساس فرضيه كارا، الگوي فصلي نبايد داراي اثرات معنادار باشد. بعضي از آزمون‌هاي تجربي نشان داده‌اند كه استفاده از الگوهاي خاص معامله، بر اساس اوقات مختلف روز، ماه يا سال، مي‌تواند منجربه ايجاد بازده اضافي گردد. كسب بازده اضافي، كارايي بازار را به چالش مي‌كشاند. بنابراين اثرات تقويمي يا دوره‌اي، مي‌تواند به‌عنوان يكي از فاكتورهاي پيش‌بيني‌كننده رفتار آتي سهام مطرح باشد. الگوهاي فصلي با بررسي تاريخي بازده اوراق بهادار و يا حجم معاملات در مقاطع زماني مشخص، شناسايي مي‌شود و در صورت معنادار بودن چنين الگويي، اطلاعات تاريخي، مبنايي جهت تصميم‌گيري آينده سهامداران مي‌شود. بسياري از مطالعات انجام گرفته با بررسي اثر پايان سال، اثر روزهاي هفته، اثر ماههاي خاص سال و مانند آن به الگوي خاصي در رفتار بازار پي بردند. (راعی و شیرزادی، 1387). مطالعات زیادی در کشورهای مختلف انجام شده که در آن شواهدی دال بر وجود بازده‌های غیرعادی بالا در روزهای قبل از تعطیلات رسمی یاد می‌شود. مطالعات زیادی بازده غیرعادی روز قبل از تعطیلی را نه تنها برای تعطیلات سال نو و کریسمس، بلکه برای سایر تعطیلات نیز یافتند. اثرات تعطیلی یکی از مهمترین بی‌قاعدگی‌های تقویمی شناسایی شده در بازارهای مالی هستند. تعطیلات بازارهای مالی معمولاً در روزهای ملی، اولین روزهای سال نو، تعطیلات مذهبی و غیره هستند. دو دسته از اثرات تعطیلی شناسایی شده‌اند: (Dumitriu et al., 2011)
اثر روز قبل از تعطیلی، زمانی‌که بازده قیمت روز قبل از تعطیلات به‌طور معناداری متفاوت از روزهای دیگر است.
اثر روز بعد از تعطیلی که شامل تفاوت معنادار مابین بازده قیمت روز پس از تعطیلات و سایر روزهاست.
این دو اثر تعطیلی در بسیاری از کشورها شناسایی شده‌اند. اگرچه مطالعات زیادی وجود بازده غیرعادی در روزهای قبل از تعطیلات را تأیید کرده‌اند، اما تعداد کمی از آنها سعی در توضیح اینکه چرا این اثر وجود دارد، کرده‌اند. (Tangjitprom, 2010)
بررسی اثر تعطیلات، به عنوان زیرمجموعه اثرات تقویمی (شاخه‌ای از مالی رفتاری)، بر بازده قیمت در روز قبل و بعد از تعطیلات رسمی توجه مي‌كند و به دنبال این است تا ببیند آیا تفاوت معنی‌داری بین بازده روز قبل از تعطیلات با بازده سایر روزها (مطابق آنچه در بسيار ی از بازارهای نقاط مختلف دنیا دیده شده) و نیز بین بازده پس از تعطیلات با بازده سایر روزها وجود دارد یا خیر؟
مطالعات زيادي در كشورهاي مختلف انجام شده كه در آن شواهدي دال بر وجود بازده‌هاي غيرعادي بالا در روزهاي قبل از تعطيلات رسمی، به دلیل افزایش فعالیت در چنین روزهایی و کمتر بودن آن در روزهای پس از تعطیلات می‌باشد. در بسیاری از مطالعات، رفتار فصلی بازده روزانه بازار سهام در روزهای قبل از تعطیلی، نشان داده شده است. مطالعات زیادی در بازار سهام ایالات متحده، حاکی از وجود بازده غیرمعمول اضافی در روزهای قبل از تعطیلات هم در شرکت‌های بزرگ و هم در شرکت‌های کوچک است. در مطالعاتی بازده روزهای قبل از تعطیلات در ایتالیا را بررسی شد و بازده اضافی در روزهای قبل از تعطیلات مهم عمومی ایتالیا، تأیید شد. در مطالعات دیگری نیز اثر روز قبل از تعطیلی در کشورهایی مانند کانادا، ژاپن، استرالیا و هنگ کنگ تأیید شد.
1-3 اهمیت و ضرورت اجرای تحقیق
امروزه بازار سرمایه از بخش‌های حیاتی اقتصاد هر کشوری است که با رشد و توسعه اقتصاد، جایگاه گسترده‌تر و مهمتری یافته است. این بازار با هدایت سرمایه و پس‌انداز مردم، راه توسعه و ایجاد شغل و افزایش سطح رفاه عمومی را هموار می‌کند. یکی از مهمترین عوامل تأثيرگذار بر رشد اقتصادی، شکل‌گیری پس‌انداز و تجهیز آن به سمت سرمایه‌گذاری است. بازار سرمایه از سه بخش اصلی تشکیل شده است: بخش اول سهامداران و سرمایه‌گذارانند که وجوه اضافی خود را مصروف سرمایه‌گذاری کرده‌اند. بخش دوم، بازار اوراق بهادار است که محیطی را برای معامله بین خریدار و فروشنده فراهم می‌آورد. بخش سوم نیز شرکتهای پذیرفته شده در بورس یا سرمایه‌پذیرانند که در ازای دریافت اندوخته‌های سرمایه‌گذاران، اوراق بهادار را به آنها واگذار می‌کنند. در صورت عدم وجود هریک از عناصر فوق، بازار سرمایه تشکیل نخواهد شد.
بدون شک از دید یک سرمایه‌گذار، هیچ چیز شیرین‌تر از کشف روندهای موجود در بازار و کسب بازده نیست. جدای از جذابیت‌های عملی و پرسود شناسايی این‌گونه روندها برای سرمایه‌گذاران فعال در بازار، شناخت چنین روندهايي از دید محققان و پژوهشگران علاقمند در زمینه مسائل اقتصادی، بسيار پراهميت است.
یک بازار با توجه به مجموعه‌ای از اطلاعات خاص، در صورتی کارا است که کسب سودهای غیرنرمال (به غیر از آنهایی که به‌طور شانسی به دست می‌آیند) از طریق استفاده از این مجموعه اطلاعات برای قاعده‌مندسازی تصمیمات خرید فروش، امکان‌پذیر نباشد. (شارپ و همکاران، 1391)
در بازارهای غیرکارا، سرمایه‌گذاران می‌توانند با خرید و فروش اوراق بهادار، انتظار بازده غیرعادی بالا را داشته باشند. بسیاری از مطالعات صورت گرفته در بورس اوراق بهادار تهران، کارایی بازار سهام تهران را حتی در سطح ضعیف به چالش کشیده‌اند. یکی از عواملی که می‌تواند سرمایه‌گذاران را در به‌دست آوردن سود اضافی یاری رساند، شناسایی الگوهای فصلی یا همان بی‌قاعدگی‌های تقویمی است. یکی از مهمترین آنها اثر تعطیلی است که در بسیاری از کشورهای دنیا شناسایی شده است. به رغم فقدان سوابق داخلی پیرامون اثر تعطیلات، تحقیقات خارجی زیادی در بازارهای مختلف دنیا پیرامون این موضوع صورت گرفته است. از آنجا که دانش مالی رفتاري از زمینه‌هاي کاملاً جدید دانش مالی است، اهمیت دارد که تحقیقات آتی به سوي این مباحث جدید سوق داده شوند و قابلیت کاربرد و اجراي آن در بازارهاي در حال توسعه‌اي چون ایران بررسی شود.
1-4 اهداف تحقیق
1-4-1 هدف اصلی
هدف اصلي اين تحقيق بررسي وجود الگوي تقويمي در روزهاي قبل و بعد از تعطيلات در بورس اوراق بهادار تهران است. همچنین این تحقیق به دنبال آن است تا اثر تعطیلات رسمی را از سایر اثرات تقویمی مذکور جداسازی كند.
1-4-2 اهداف فرعی
1. تجزیه و تحلیل بازدهی بازار بورس تهران، به منظور تعیین این ‌که آیا سرمایه‌گذاران می‌توانند با پیروی کردن از یک الگوی مشخص، در روزهای قبل یا بعد از تعطیلی، بازده اضافی کسب کنند؟
2. يافتن رابطه بين نوع تعطيلي و بازده بازار سهام.
3. یافتن رابطه‌ای بین تعداد روزهای تعطیل در هر دوره تعطیلی، و بازده بازار سهام در روز قبل و بعد از تعطیلی.
1-5 سؤالات تحقیق
هر تحقیق فرایندی علمی و روشمند است که طی آن، پژوهشگر تلاش می‌کند تا برای یک مسأله پاسخی نظری پیدا کند و یا برای حل یک مشکل واقعی در دنیای عمل راهکاری بیابد. (خاکی، 1388) لذا سؤالات ذیل را به‌عنوان مسأله تحقیق حاضر بیان می‌کنیم که شامل یک سؤال اصلی و سؤالات فرعی مستخرج از سؤال اصلی می‌باشد.
1-5-1 سؤال اصلی
آیا اثر تعطیلی در بازار بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد؟
1-5-2 سؤالات فرعی
1. آیا بازده غیرمعمول اضافی در روز قبل از تعطیلات در بازار سهام ایران نیز وجود دارد یا خیر؟
2. آیا بازده غیرمعمول اضافی در روز بعد از تعطیلات در بازار سهام ایران نیز وجود دارد یا خیر؟
3. آیا رابطه معناداری بین تعداد روزهای تعطیل در هر دوره تعطیلی و روز قبل از تعطیلی در شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران تهران وجود دارد یا خیر؟
4. آیا رابطه معناداری بین تعداد روزهای تعطیل در هر دوره تعطیلی و روز بعد از تعطیلی در شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد یا خیر؟
5. آیا تفاوتی بین تعطیلات سوگواری و شادی در شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد یا خیر؟
1-6 تبیین فرضیه‌های تحقیق
مسأله تحقیق را به‌طور مستقیم نمی‌توان با روش علمی حل کرد مگر اینکه به شکل فرضیه درآمده است، زیرا مسأله به صورت سؤالی مطرح می‌شود که ماهیت گسترده‌ای دارد و به‌طور مستقیم قابل آزمودن نیست. (خاکی، 1388) پس از بررسي مسأله تحقيق و مطالعات مقدماتي درباره پاسخ‌هاي احتمالي، جهت ارائه پاسخي منطقي به سؤالات فوق، فرضيه‌های ذيل تدوين گرديد.
فرضیه اول: تفاوت معناداری مابین بازده روز قبل از تعطیلی با بازده سایر روزها در شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.
فرضیه دوم: تفاوت معناداری مابین بازده روز بعد از تعطیلی با بازده سایر روزها در شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.
فرضیه سوم: تعداد روزهای تعطیل در هر دوره تعطیلی بر روی بازده روز قبل از تعطیلی تأثير معناداری دارد.
فرضیه چهارم: تعداد روزهای تعطیل در هر دوره تعطیلی بر روی بازده روز بعد از تعطیلی تأثير معناداری دارد.
فرضیه پنجم: تفاوت معناداری بین تعطیلات سوگواری و شادی در بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.
1-7 متغیرهای تحقیق و تعاریف آنها
موضوعات تحقیق دارای مفاهیمی مجرد و ذهنی هستند. برای اینکه عملاً تحقیق را انجام دهیم، مفاهیم باید به متغیر تبدیل شوند. مفاهیم وقتی به متغیر تبدیل می‌شوند که بتوانیم به آنها مقدار دهیم و درجات آنها را تعیین کنیم. هم چنین باید بین متغیرهای وابسته، مستقل و کنترل و بین متغیرهای گسسته و پیوسته تفاوت قائل شد. (ایران‌نژاد، 1382)
1-7-1 متغیر مستقل
متغیر مستقل یک ویژگی و خصوصیت است که بعد از انتخاب توسط محقق، در آن دخالت یا دستکاری می‌شود و مقادیری را می‌پذیرد تا تأثيرش بر روی متغیر وابسته مشاهده شود. تغییر در یک متغیر مستقل، تغییرات قانونمندی در متغیر وابسته به‌وجود می‌آورد، بنابراین در هر آزمایش تجربی، متغیر مستقل همان محرک است.(خاکی، 1388)
در این تحقیق متغیر مستقل عبارت است از: روز قبل از تعطیلات رسمی ایران، روز بعد از تعطیلات رسمی ایران، تعطیلات بلندمدت، تعطیلات میان‌مدت، تعطیلات کوتاه‌مدت، تعطیلات شادی و تعطیلات سوگواری.
1-7-1-1 تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل
روز قبل از تعطیلی و روز بعد از تعطیلی: توسط این متغیر، میزان وابستگی بازده بورس اوراق بهادار به روز قبل از تعطیلات و یا بعد از تعطیلات بررسی می‌شود. جهت شناسایی این دو اثر از متغیر مجازی Pre-H و Post-H استفاده می‌شود. در صورتی‌که روزی که برای آن بازده محاسبه می‌شود بعد از تعطیلات بازار باشد، مقدار متغیر Post-H یک و در غیر اینصورت صفر منظور می‌شود. به همین ترتیب برای متغیر Pre-H، اگر روز مورد نظر قبل از تعطیلات باشد این متغیر یک و در غیر اینصورت صفر منظور می‌شود.
تعطیلات بلند مدت، میان‌مدت و کوتاه مدت: در این تحقیق، برای اینکه اثر تعداد روزهای تعطیل بررسی شود تعطیلات به سه دسته تقسیم‌بندی می‌شوند. بدین ترتیب که اگر فقط یک روز تعطیل باشد، کوتاه مدت، اگر تعداد روزهای تعطیل چهار روز یا بیشترباشد بلندمدت و مابین آن میان‌مدت نامیده می‌شوند و از متغیرهای مجازی LH, MH و SH برای آنها استفاده می‌شود. در صورت وقوع هرکدام، برای آن متغیر عدد یک و در صورت عدم وقوع، عدد صفر منظور می‌شود.
تعطیلات اعیاد و سوگواری: به منظور بررسی ماهیت تعطیلات، اعم از شادی یا غم، تعطیلات به دو دسته تعطیلات اعیاد و تعطیلات سوگواری تقسیم‌بندی می‌شوند. سپس خود نیز در سه دسته کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت قرار می‌گیرند. برای تعطیلات اعیاد و سوگواری به ترتیب از متغیرهای مجازی JH و DH استفاده می‌شود که در صورت وقوع هرکدام عدد یک و در صورت عدم وقوع عدد صفر منظور خواهد شد.
1-7-2 متغیر وابسته
متغیر وابسته متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش‌بینی تغییرپذیری در آن است. به عبارت دیگر متغیرهای وابسته، شرایط یا خصایصی هستند که با وارد کردن، از میان برداشتن، یا تغییر متغیرهای مستقل ظاهر می‌شوند، از بین می‌روند و یا تغییر می‌کنند. (خاکی، 1388)
در این تحقیق بازده بورس اوراق بهادار تهران، به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.
1-7-2-1 تعریف عملیاتی متغیر وابسته
در این پژوهش، منظور از بازده، بازدهی روزانه شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران است که به صورت زیر تعریف می‌شود:
Rt = Ln (It/ I t-1)*100
It: عدد شاخص بورس اوراق بهادار تهران در زمان t
It-1: عدد شاخص بورس اوراق بهادار تهران در زمان 1- t
جهت نمایش بهتر، اعداد در صد ضرب شده‌اند.
1-8 قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق: این تحقیق به بررسی یکی از بی‌نظمی‌های بازار سرمایه تحت عنوان کلی اثرات تقویمی و یا اثرات دوره‌ای می‌پردازد. اثرات تقویمی خود شامل مباحث مختلفی می‌باشد. این تحقیق به بررسی اثر تعطیلی در بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد.
قلمرو مکانی تحقیق: قلمرو مکانی این تحقیق محدود به بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.
قلمرو زمانی: در این تحقیق از بازده روزانه شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران، از فروردین 1382 الی اسفند 1391 استفاده می‌شود.
1-9 روش انجام تحقیق
الگوهای سری زمانی، رفتار یک متغیر را بر اساس مقادیر گذشته آن متغیر توضیح می‌دهند، چنانچه وابستگی خاصی بین داده‌ها در طول زمان وجود داشته باشد، فرصت مناسبی پیش می‌آید تا به کمک آن مشاهدات، بتوان روند آینده پدیده‌ای را پیش‌بینی کرد. (آذر، 1384)
برای تخمین و برآورد مدل‌های تحقیق، با استفاده از روش اقتصاد سنجی حداقل مربعات معمولی (OLS)9 و با استفاده از اطلاعات سری زمانی مربوط به شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره مورد بررسی، استفاده می‌شود.
1-10 خلاصه فصل
در این فصل به کلیات تحقیق پرداخته شد. از جمله مطالب بیان شده در این فصل عبارتند از: موضوع تحقیق، دلایل انتخاب موضوع، اهمیت و ضرورت آن، بیان موضوع، اهداف تحقیق، سؤالات تحقیق، فرضیه‌های تحقیق، متغیرهای تحقیق و قلمرو تحقیق.
فصل دوم
ادبیات ، مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1 مقدمه
در این فصل مبانی نظری و تئوریک موجود، راجع به مسئله و نیز تحقیقات انجام شده در این چارچوب، مرور می‌شود. در حقیقت، این فصل به دسته‌بندی پایه‌های تئوریک موضوع و تعریف حواشی آن و همچنین مرور تحقیقات مربوطه می‌پردازد. هدف عمده این فصل احاطه و درگیری با مبانی پایه‌ای مسئله در ادبیات می‌باشد. این بخش با دیدی نقادانه دانش موجود را بررسی می‌کند تا به درک مسئله کمک کند، تحقیق حاضر را به تحقیقات قبلی گره بزند، مشخص کند که تحقیقات قبلی چه سهمی در گسترش مسئله موجود داشته‌اند و این پژوهش چه کمکی به روشن شدن وجوه مسئله می‌نماید. و در نهایت برای اجتناب از دوباره‌کاری، اشتباهات و مشکلات قبلی و نقاط قوت آنها را شناسایی کند. در کل هدف این فصل طبق متدولوژی تحقیق و روش علمی تحقیق، پیوند زدن این تحقیق با تحقیقات و یافته‌های دیگران و بنا نهادن این تحقیق در بستری است که تا کنون در ادبیات مالی فراهم آمده است. همچنین این فصل به بازنگری منابع اطلاعاتی موجود می‌پردازد و زمینه‌های مرتبط با آن را واکاوی می‌نماید.
در ابتدا مفاهیم و چارچوب‌های نظری موضوع در ادبیات مالی، دسته‌بندی و ارائه می‌شود و سپس به مرور و بررسی تحقیقات انجام شده در سایر کشورها بر موضوع پرداخته می‌شود.
2-2 بازارهای مالی
بازار مالی بازار رسمی و سازمان یافته‌ای است که در آن انتقال وجوه از افراد و واحدهایی که با مازاد منابع مالی مواجه هستند به افراد و واحدهای متقاضی وجوه (منابع) صورت می‌گیرد. بازار مالی، امکانات لازم را برای انتقال پس‌انداز از اشخاص حقیقی و حقوقی به سایر اشخاصی که فرصت‌های سرمایه‌گذاری مولد را در اختیار دارند و نیازمند منابع مالی هستند، فراهم می‌کند. برخلاف بازار دارایی‌های فیزیکی که برای مبادله محصولاتی همانند «کامپیوتر، ماشین‌آلات و …» ایجاد می‌شوند، بازار دارایی‌های مالی با «اوراق سهام، اوراق رهنی و سایر ادعاها» با دارایی‌های واقعی سروکار دارد. در حالت کلی عبارت بازار مالی اشاره به یک «مکانیسم مفهومی» دارد تا یک محل فیزیکی یا نوع خاصی از سازمان یا ساختار. (راعی و پویان‌فر، 1391)
2-2-1 اهمیت بازارهای مالی
شرکت‌های بازرگانی برای تأمین مالی فعالیت‌های خود به حجم بالایی از سرمایه نیاز دارند. این شرکت‌ها برای اینکه بتوانند رشد و توسعه یابند نیازمند سرمایه‌گذاری بالایی هستند. واضح است که تأمین این میزان سرمایه در زمان محدودی میسر نبوده و بایستی از جای دیگری تأمین مالی شود. دولت‌ها نیز به منظور ارائه بهتر خدمات و کالاها به مردم نیازمند این هستند که حجم بالایی از پول را وام بگیرند. بازارهای مالی این امکان را برای شرکت‌ها و دولت‌ها فراهم می‌آورند که آنها بتوانند از طریق فروش اوراق بهادار نیازهای خود را برطرف سازند. سرمایه‌گذاران نیز از طریق خرید این اوراق بهادار بازده و رفاه خود را افزایش می‌دهند. به‌علاوه این بازارهای باعث می‌شوند سرمایه‌گذاران به سمت کسانی سوق پیدا کنند که توان استفاده کارا از پول را دارند. در واقع وظیفه مهم یک بازار سرمایه تخصیص بهینه منابع است. به بازارهای اوراق بهاداری که این ویژگی را داشته باشند کارایی تخصیصی گفته می‌شود و یک بازار کارای عملیاتی بازاری است که در آن هزینه مبادله خدمات با حداقل قیمت صورت بگیرد. (پی‌جونز، 1384)
2-2-2 انواع بازارهای مالی
بازارهای مالی به این دلیل وجود دارند که خریداران و فروشندگان اوراق بهادار را با یکدیگر روبرو کنند. برای تفکیک این بازارها روش‌های مختلفی وجود دارد. در یکی از این تقسیم‌بندی‌ها، بازارها در دو دسته بازار اولیه و ثانویه قرار می‌گیرند. وجه تمایز اصلی این روش، این است که اوراق بهادار از طرف ناشر آن برای فروش عرضه می‌شود یا خیر. بازار اولیه بازاری است که اوراق بهادار برای اولین بار در آن محل فروخته می‌شود. به عبارتی در این بازار جذب منابع انجام می‌شود و معاملات بعدی در بازار ثانویه انجام می‌شود. در این بازار اوراق بهادار معامله و نقد می‌شوند.
بازارهای اولیه بدون وجود بازارهای ثانویه نمی‌توانند به خوبی فعالیت کنند. سرمایه‌گذاری که اوراق بهاداری را خریداری می‌کند در صورتی‌که تمایل نداشته باشد آن را تا موعد سررسید نگهداری کند باید بتواند آن را به راحتی با کمترین هزینه بفروشد. وجود بازارهای ثانویه فعال این اطمینان را برای خریداران اوراق بهادار اولیه فراهم می‌سازد که آنها بتوانند در هر موقعی که بخواهند اوراق بهادار خود را در این بازارها بفروشند. البته چنین فروشی می‌تواند با زیان همراه باشد. ولی این میزان زیان بهتر از آن است که سرمایه‌گذار اصلاً نتواند اوراق بهادار خود را بفروشد. (پی‌جونز، 1384)
روش دیگر متمایز کردن بازارهای اوراق بهادار به محدوده زمانی عمر دارایی مالی مربوط می‌شود. بازارهای پول عموماً شامل دارایی‌های مالی‌ای می‌شود که عمر مفید آنها حداکثر یک ‌سال است، در حالی‌که در بازارهای سرمایه عموماً دارایی‌های مالی با عمر مفید بیش‌ از یک سال خرید و فروش می‌شوند. (شارپ و همکاران، 1391) سهام عادی، سهام ممتاز و اوارق قرضه بلندمدت در بازار سرمایه داد و ستد می‌شوند. بانک‌ها و بورس سمبل بازار پول و بازار سرمایه می‌باشند. میزان تعامل و حجم معاملات در دو بازار پول و سرمایه نشان می‌دهند که بخش بانکی (بازار پول) با تأکید بر پشتوانه دولتی (نه تنها در ایران بلکه در اغلب کشورهای در حال توسعه) در مقایسه با بازار سرمایه حضور فراگیرتری در بخش مالی کشور دارد. بررسی بازارهای پول و سرمایه در کشورهای توسعه‌یافته مبین آن است که بازار سرمایه در تأمین نیاز مالی فعالیت‌های اقتصادی از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است.
2-2-3 نقش بازار مالی در اقتصاد
کارکردهای بازارهای مالی در یک کشور عبارتند از:
کمک به تشکیل سرمایه: بازارهای مالی باعث می‌شود عرضه و تقاضای سرمایه به هم برسند و پس‌اندازها به سرمایه‌گذاری تبدیل شوند.
ایجاد بازاری برای مبادله اوراق بهادار: بازارهای مالی باعث به وجود آمدن بازار ثانویه برای خرید و فروش اوراق بهادار می‌شود.
تعیین قیمت عادلانه برای اوراق بهادار: به علت اینکه شرایط این بازارها نزدیک به رقابت کامل بوده و شفافیت اطلاعاتی وجود دارد، بنابراین ارزشی که بر اساس عرضه و تقاضا برای اوراق بهادار تعیین می‌شود ارزش عادلانه می‌باشد. به‌عبارت دیگر در این بازارها بازی عادلانه‌ای بین فعالان بازارهای مالی وجود دارد و هیچکس نمی‌تواند بازده غیرعادی به‌دست آورد.
خاصیت نقدینگی بخشیدن به اوراق بهادار: جذابیت اوراق بهادار خاصیت نقدینگی آنهاست. وجود بازارهای مالی باعث سهولت نقل و انتقال اوراق بهادار و سهولت نقد شدن آنها می‌شود. (پی‌جونز، 1384)
2-3 قیمت سهام
اصلی‌ترین عاملی که در بازار سهام (همانند هر بازاری) دخالت دارد، مبادله اطلاعات در مورد قیمت‌ها، مقادیر، کیفیت‌ها و سایر ویژگی‌های سهام است. این اوراق معمولاً داری قیمت اولیه یا اسمی هستند که توسط منتشر کننده آن (دولت، شرکت‌های دولتی و خصوصی) روی آنها ثبت می‌شود. خریداران معمولاً در ابتدا، در ازای به‌دست آوردن این اوراق همان بهای اسمی را می‌پردازند. لیکن این قیمت معمولاً ثابت نمی‌ماند و در بازارهای مختلف، به‌ویژه بورس، بر اساس عرضه و تقاضا و تحت تأثير همه عوامل اقتصادی که قیمت‌ها را دستخوش تغییر می‌سازند، قیمت آن تغییر می‌کند. در واقع بورس به تبادل اطلاعاتی می‌پردازد که این اطلاعات از ترجیحات خریداران و نیز بهره‌وری و کارایی فروشندگان، نشأت می‌گیرد. کلیه این اطلاعات با یک رقم خلاصه شده آماری که همان قیمت سهام است بیان می‌شود. بنابراین با تغییر اطلاعات قیمت سهام نیز نوسان می‌یابد. نوسان و تغییر قیمت سهام به یک معنی مترادف با ارزش سهام بنگاه و ثروت سهامداران آن است و در حقیقت به مثابه یک نظام پاداش و جریمه عمل می‌کند. (کرمی، 1371)
2-3-1 تأثير عوامل مختلف بر قیمت سهام
بررسی عوامل تعیین کننده تغییرات قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران می‌تواند سبب شناسایی متغیرهای تبیین کننده تغییرات قیمت و نهایتاً بهبود تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و تخصیص بهینه منابع شود. در واقع با مشخص شدن عوامل تعیین کننده تغییرات قیمت سهام ذهنیت سرمایه‌گذاران در خصوص عوامل مؤثر بر تغییرات قیمت سهام اصلاح خواهد شد و به دلیل قیمت‌گذاری درست جذابیت‌های بازار سرمایه افزایش و بازار سرمایه توسعه خواهد یافت. (پورحیدری، 1389)
عواملی که بر قیمت سهام تأثير دارند به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند:
1. تصمیمات مجامع عمومی
این تصمیمات عبارتند از:
تقسیم سود: قیمت سهام پس از تقسیم سود (از نظر تئوریک) به میزان سود تقسیمی کاهش می‌یابد.
افزایش سرمایه: بعد از افزایش سرمایه، به لحاظ تئوریک، قیمت هر سهم به اندازه ارزش گواهی حق تقدم کاهش می‌یابد.
توزیع سود سهمی: پس از توزیع سود سهمی، چون عرضه سهام در بازار افزایش می‌یابد، قیمت سهام در بازار کاهش می‌یابد.
تجزیه سهام: قیمت سهام پس از تجزیه سهام متناسب با میزان تجزیه سهام کاهش خواهد یافت.
2. عواملی که در داخل شرکت انجام می‌شود: هر اتفاق مثبت یا منفی که در زمینه مدیریت تولید محصول جدید یا قرارداد جدید، که به نحوی بر سود هر سهم در سال آینده، نرخ رشد سود در سال‌های آتی و یا میزان ریسک سودآوری شرکت، تأثير داشته باشد، بر قیمت سهام نیز تأثير خواهد داشت. معمولاً با انتشار اطلاعات میان‌دوره‌ای که بیانگر تغییرات در سود پیش‌بینی شده هر سهم شرکت است، قیمت سهام ممکن است تغییر کند.
3. عوامل محیطی: منظور از عوامل محیطی، عواملی است خارج از شرکت که بر کل یا بخشی از بازار سهام تأثير دارد. مانند عوامل اقتصادی (تغییر نرخ بهره، تورم و نرخ ارز)، عوامل سیاسی.
نرخ بهره با نرخ بازده مورد انتظار رابطه مستقیم دارد. چون قیمت سهام با نرخ بازده مورد انتظار رابطه عکس دارد، در نتیجه قیمت سهام نیز با نرخ بهره رابطه عکس دارد. این عامل معمولاً بر کل بازار اثر خواهد کرد. تأثير نرخ ارز در شرکت‌های صادر کننده و وارد کننده متفاوت است. در شرکت‌های صادر کننده افزایش نرخ ارز باعث افزایش سودآوری شرکت و در نتیجه افزایش قیمت سهام خواهد شد. ولی در شرکت‌های وارد کننده، افزایش نرخ ارز باعث کاهش سودآوری شرکت و درنتیجه کاهش قیمت سهام خواهد شد.
عوامل سیاسی مؤثر بر قیمت سهام ممکن است عوامل سیاسی داخلی یا خارجی باشد. در داخل کشور، هرچه تشنج سیاسی بیشتر باشد، ریسک سودآوری افزایش یافته و قیمت سهام در کل بازار کاهش خواهد یافت. عوامل سیاسی خارجی ممکن است بر قسمتی از بازار یا کل بازار تأثير داشته باشد. معمولاً عواملی که موجب تضعیف ارتباط یک کشور خارجی گردد، بر قیمت سهام شرکت‌هایی که با آن کشور مبادله تجاری دارند، تأثير خواهد داشت. (تهرانی، 1388)
2-3-2 شاخص‌های قیمت سهام
شاخص‌های قیمت سهام در تمامی بازارهای دنیا به مثابه یکی از مهمترین معیارهای سنجش عملکرد بورس اوراق بهادار، از اهمیت و توجه زیادی برخوردارند. شاید مهمترین دلیل این توجه روزافزون، این امر باشد که شاخص‌های مزبور، از تجمیع حرکت‌های قیمتی سهام شرکت‌ها یا طبقه خاصی از شرکت‌های موجود در بازار بورس، به دست می‌آیند و درنتیجه بررسی جهت و اندازه حرکت‌های قیمتی را در بازار سهام، امکان‌پذیر می‌سازند. شاخص یک معیار آماری است که تغییر حرکت و جهت یک اقتصاد یا یک بازار سهام را نشان می‌دهد.
در بازارهای مالی اساساً شاخص، یک پرتفوی فرضی از اوراق بهادار است که شامل کل بازار یا بخشی از آن است. مثلاً شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران پرتفویی فرضی از کلیه سهام پذیرفته‌شده است. در حالی که شاخص مالی در برگیرنده پرتفویی فرضی از شرکتهای سرمایه‌گذاری و هلدینگ است. هر شاخص دارای متدولوژی محاسباتی خاصی است که معمولاً بر حسب تغییر از یک ارزش مبنا بیان می‌شود. مثلاً شاخص کل بورس تهران10، برمبنای فرمول (لاسپیرز) و بر پایه ارزش یکصد محاسبه می‌شود. اما باید توجه داشت که ارزش عددی شاخص بار اطلاعاتی چندانی ندارد بلکه درصد تغییر آن مهم است. مثلاً اینکه شاخص بورس در پایان سال 1382 چه عددی است، اطلاعات مهمی به دست نمی‌دهد اما در صورتی که بدانیم شاخص بورس طی سال 1382 معادل 124 درصد رشد داشته است، احتمالاً به عملکرد مناسبی در سال فوق پی خواهیم برد.
شاخص‌ها ابزار سودمندی برای ردیابی روندهای بازار هستند. شاخص‌های بورس معمولاً به‌عنوان یکی از معیارهای مهم رونق یا رکود اقتصاد داخلی نیز به‌کار می‌روند. تحلیگران مالی معتقدند که درک شاخص و تغییرات آن می‌تواند به سرمایه‌گذاران در تصمیمات سرمایه‌گذاری مناسب‌تر یاری رساند. از این‌رو کارایی شاخص، بخشی از کارایی بورس سهام تلقی می‌شود. محاسبه شاخص برای هر شرکت، صنعت و یا گروهی امکان‌پذیر است. در تمام بورس‌های دنیا شاخص‌های زیادی برای گروه‌ها و شرکت‌های مختلف محاسبه می‌شود. به‌عنوان مثال در بازار سهام آمریکا شاخص داوجونز11 تغییرات 30 شرکت صنعتی، 20 شرکت حمل و نقل و 15 شرکت خدماتی را نشان می‌دهد و یا شاخص نزدک12 تغییرات سهام خارج از بورس را نشان می‌دهد. دیگر شاخص‌های معروف بورس‌های دنیا عبارتند از :
بورس نیویورک اس‌اند‌پی13 250 که برای 250 شرکت محاسبه می‌شود و شاخص اس‌اند‌پی14 500 که برای 500 شرکت محاسبه می‌شود.
بورس لندن اف‌تی‌اس‌ای15 ، توکیو، نیکی16 و تاپیکس17 ، آمستردام، امکس18 ، فرانسه، کک19 و آلمان، دکس20 می‌باشد. که شاخص‌های اس‌اندپی، نزدک و تاپیکس موزون هستند.
در بورس اوراق بهادار تهران نیز شاخص‌های زیادی محاسبه می‌گردد که هر شخص یا گروهی بنا به نیاز خود از آنها استفاده می‌کند.
شاخص کل قیمت سهام: شاخص قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران، شاخصی از نوع میانگین حسابی با وزن‌هایی برابر ارزش بازاری سهام شرکت‌هاست و با نام بین‌المللی تپیکس شناخته می‌شود. زمان پایه این شاخص 1/1/1369 و عدد مبنای آن برابر 100 در نظر گرفته شده است، که در مرکز تحقیقات بازار سرمایه سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار تهران تهیه می‌شود. عدد شاخص در زمان t با استفاده از رابطه زیر به‌دست می‌آید:
TEPIXt= λ∑_1^n▒〖C_i P_it/∑_1^n▒〖C_i P_ib 〗〗
که در آن ک ضریب تعدیل یا تعدیل‌گر، برای آنکه عدد شاخص در زمان پایه (عدد مبنا) برابر 100 به‌دست آید. از سوی دیگر، تعدیل شاخص نسبت به تغییرات بعدی شرکت‌ها و تغییرات سهام آنها نیز در این ضریب دیده می‌شود.
Ci تعداد سهام منتشره توسط شرکت iام، Pit قیمت سهام شرکت iام در زمان t، b زمان پایه که برابر 1/1/1369 است و n که تعداد سهام موجود در سبد تشکیل دهنده شاخص که در پایان مرداد ماه 1382 برابر با 348 شرکت بوده است. به طور کلی، شاخص قیمت سهام، به گونه‌ای طراحی شده است که حرکت‌های قیمتی سهام داد و ستد شده را (بر اثر سازوکار عرضه و تقاضا) در بازار بورس نشان می‌دهد. (راعی و پویان‌فر، 1391)
شاخص قیمت تالار اصلی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکت‌های معامله‌شده در تابلو اصلی تأثير داده می‌شود.
شاخص قیمت تالار فرعی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکت‌های معامله‌شده در تابلو فرعی تأثير داده می‌شود.
کاربرد اصلی و مهم شاخص‌ها، محاسبه بازدهی کل بازار یا عناصر مشخصی از بازار در یک دوره معین و استفاده از نرخ‌های بازده محاسبه شده، به مثابه مبنایی برای قضاوت درباره پرتفوی‌های مختلف می‌باشد. قیمت سهام اغلب بیانگر انتظارات بازار از وضعیت اقتصادی شرکت‌هاست. از اینرو شاخص‌های بازار نمایانگر وضعیت و عملکرد آتی کل اقتصاد می‌باشند.
به‌طور خلاصه شاخص‌های بازار سرمایه در موارد زیر استفاده می‌شوند:
مبنایی برای ارزیابی عملکرد مدیران حرفه‌ای سرمایه‌گذاری
ایجاد و نظارت بر صندوق‌های سرمایه‌گذاری شاخصی
اندازه‌گیری نرخ‌های بازده بازار در مطالعات اقتصادی
پیش‌بینی حرکات آتی بازار (توسط تحلیل‌گران فنی)
شاخصی برای پرتفوی بازار دارایی‌های ریسک‌دار، به هنگام محاسبه ریسک سیستماتیک دارایی‌ها. (راعی و پویان‌فر، 1391)
2-4 بازار سرمایه کامل
به بازاری گفته می‌شود که در آن شرایط رقابت کامل حاکم باشد. به عبارت دیگر:
در این بازار تعداد خریدار و فروشنده به‌قدری زیاد است که هیچ خریدار یا فروشنده‌ای نمی‌تواند به تنهایی بازار را تحت تأثير قرار دهد.
در این بازار اطلاعات مالی شرکت‌ها به‌طور یکسان و با سرعت زیاد در کل بازار پخش می‌شود. به عبارتی در این بازار اطلاعات محرمانه بی‌معنی است.
در این بازار امکان کسب بازده غیرعادی وجود ندارد.
در این بازار هزینه‌های کارگزاری و انتقال مالکیت بسیار ناچیز است.
در این بازار ارزش واقعی اوراق بهادار به ارزش بازار یا روز اوراق بهادار بسیار نزدیک است. به‌عبارتی اوراق به قیمتی معامله می‌شوند که واقعاً می‌ارزند.
تمام افراد عقلایی فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.
2-4-1 تئوری بازار سرمایه کارا
بازار كارا به بازاري اطلاق مي‌گردد كه در آن قيمت‌هاي اوراق بهادار بسرعت نسبت به اطلاعات جديد تعديل مي‌گردند. بعبارت ديگر اطلاعات جهت تعيين قيمت مورد استفاده قرارگرفته و به سرمايه‌گذار اطمينان مي‌دهند كه اوراق بهادار مورد نظر به اندازه قيمت بازاري خود داراي ارزش است. يا بعبارتي ديگر در يك بازاركارا،‌ اطلاعات مالي به سرعت در بازارهاي مالي انتشار مي‌يابد و فوراً بر قيمت اوراق بهادار تأثير مي‌كند.
بنابراين در صورتي يك بازار، كارا محسوب مي‌شود كه قيمت اوراق بهادار، اطلاعات مربوطه را بسرعت منعكس نمايد. به اين ترتيب، سرمايه‌گذاران بالقوه نمي‌توانند در بازار كارا از اطلاعاتي كه در سطح گسترده‌اي منتشر شده است، بهره‌مند شوند، زيرا قيمت‌ها فوراً براساس اطلاعات مزبور تعديل مي‌گردد. در بازار كارا، تغيير قيمت روند خاصي ندارد، گشت تصادفي است. بازار حافظه ندارد. قيمت ديروز چيزي در مورد قيمت فردا نمي‌گويد. در اين بازار سود فوق العاده حاصل اتفاق و شانس است.
2-4-1-1 انواع کارایی بازارهای مالی
کارایی بازارهای مالی از سه بعد بررسی می‌شوند:
کارایی اطلاعاتی: در این نوع کارایی گفته می‌شود اطلاعات مالی شرکت‌ها با سرعت زیاد در بازار پخش شده و سریعاً بر روی قیمت اوراق بهادار تأثير می‌گذارد.
کارایی تخصیصی: این نوع کارایی اشاره می‌کند که وجوه وارد شده به بازار به سمت شرکت‌هایی می‌رود که در مرحله رشد خود بوده و فرصت‌های سرمایه‌گذاری بیشتری دارند.
کارایی عملیاتی: این نوع کارایی اشاره می‌کند که معاملات اوراق بهادار با سرعت زیاد و هزینه کم انجام می‌شود.
برای بررسی دقیق‌تر کارایی اطلاعاتی در بازار سرمایه، اطلاعات را به سه دسته تقسیم می‌کنند. اطلاعات گذشته، عمومی و سری. بر اساس این سه دسته اطلاعات، سه شکل کارایی اطلاعاتی در بازارهای سرمایه عبارتند از: (نوربخش و همکاران، 1389)
1. شکل ضعیف بازار کارا: هیچ سرمایه‌‌گذاری نمی‌تواند با استفاده از روش‌هاي خريد و فروش مبتني بر اطلاعات قیمتی بازده تاریخی، به بازده بيشتري دست يابد. به عبارت ديگر اطلاعات مربوط به قيمت‌ها و بازده‌هاي گذشته براي دستيابي به بازده بيشتر كارساز نخواهد بود. به عبارتی دیگر اگر قیمت یا بازده فعلی سهام با استفاده از اطلاعات گذشته قابل پیش‌بینی نباشد، بازار در شکل ضعیف کارایی است.
2. شکل نیمه‌قوی بازار کارا: هیچ سرمایه‌‌گذاری نمی‌تواند با استفاده از روش‌هاي خريد و فروش مبتني بر هرگونه اطلاعات عمومي موجود، به بازده بيشتري دست يابد.گزارش‌هاي ساليانه شركت‌ها، يا داده‌هاي مشاوره‌اي ارايه شده در روزنامه‌ها ومجلات، از انواع اطلاعات عمومي هستند. به عبارتی دیگر اگر قیمت‌های فعلی منعکس کننده کلیه اطلاعات عمومی در دسترس باشد، بازار در شکل نیمه‌قوی کارایی است.
3. شكل قوي بازار كارا: هيچ سرمايه‌گذاري نمي‌تواند با استفاده از هرگونه اطلاعاتي اعم از عمومي يا غيرعمومي به بازده مازاد دست يابد. چنانچه بازار در شكل قوي كارايي باشد، قيمت‌ها به‌طور كامل بيانگر اطلاعات موجود خواهد بود. به عبارتی دیگر اگر قیمت‌ها کلیه اطلاعات عمومی و خصوصی را منعکس نماید، بازار در شکل قوی کارایی است.
در پارادايم سنتي مالي كه فرض مي‌شود عوامل موجود در اقتصاد عقلايي عمل مي‌كنند، قيمت اوراق بهادار برابر با ارزش ذاتي است. نتيجه پذيرش فرضيه بازارهاي کارا اين است كه قيمت‌هاي واقعي برابر با ارزش ذاتي هستند. به عبارت ساده‌تر، بر اساس اين فرضيه، اين قيمت‌ها كه توسط عوامل عقلايي تنظيم شده‌اند، صحيح هستند. در يك بازار كارا، نمي‌توان منفعتي را به طور رایگان به دست آورد. هيچ كدام از استراتژي‌هاي سرمايه‌گذاري نمي‌تواند اضافه بازده تعديل شده با ريسك، حاصل كند . به عبارت ديگر، بازده‌هاي به دست‌آمده، دقيقاً متناسب با ريسك‌شان است. در یک بازار کارا قیمت اوراق بهادار، باید منعکس کننده تمام اطلاعات موجود در بازار باشد و قیمت‌های سهام از یک الگوی گام تصادفی پیروی می‌کنند و بازدهی اضافی از سرمایه‌گذاری سهام به‌دست نمی‌آید. (راعی و فلاح‌پور، 1383)
2-5 روانشناسی سرمایه‌گذار و قیمت‌گذاری سهام
به‌طور کلی می‌توان سرمایه‌گذاران در بازارهای مالی را به سه گروه تقسیم کرد:
1. سرمایه‌گذاران اصولی که معتقدند دارایی‌های بازار دارای ارزش ذاتی (واقعی) بوده و بنابراین براساس ارزش نسبی قیمت دارایی‌ها اقدام به مبادله می‌نمایند. وقتی ارزش واقعی سهام عادی شرکت معینی تعیین گردید، با قیمت جاری بازار سهام عادی مقایسه می‌شود تا مشاهده گردد که این سهم به‌صورت منصفانه قیمت‌گذاری شده است یا خیر. سهامی که ارزش واقعی آن کمتر از ارزش جاری بازار آن است به عنوان سهام «بیش از حد واقعی قیمت‌گذاری شده» شناخته می‌شود. در حالی‌که سهامی که ارزش واقعی آن بیشتر از ارزش جاری بازار آن است، به مثابه سهام «کمتر از حد واقعی قیمت‌گذاری شده» شناخته می‌شود. سرمایه‌گذاران اصولی بر این باورند که کلیه موارد قابل ملاحظه‌ای که در آنها، قیمت به‌طور غیرواقعی تعیین شده است توسط بازار، در آینده‌ای نزدیک اصلاح خواهد شد. (شارپ و همکاران، 1391)
2. معامله‌گران لحظه‌ای (چارتیست‌ها) که عملکرد گذشته سهام را به آینده نسبت می‌دهند و بر این اساس هنگامی‌که قیمت سهام افزایش می‌یابد اقدام به خرید آنها می‌نمایند و بالعکس با پایین آمدن قیمت آنها را می‌فروشند. به منظور شناسایی تکرار روندها یا الگوهای حرکت‌های قیمت، قیمت‌های گذشته مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس به منظور شناسایی روندها و الگوهایی که مشابه الگوها و روندهای گذشته‌اند، قیمت‌های اخیرتر مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. تجزیه و تحلیل مزبور براساس این باور انجام می‌گیرد که این روندها یا الگوها تکرارپذیرند. از این‌رو از طریق شناسایی روند یا الگو، تحلیل‌گر امیدوار است تا به‌طور مناسبی حرکت‌های آتی قیمت سهام شرکت خاص را پیش‌بینی کند. (شارپ و همکاران، 1391)
تحلیل‌گران تکنیکی، بازارها را تحت سیطره سرمایه‌گذاران احساساتی و قابل پیش‌بینی‌ای می‌پندارند که از این طریق فرصت‌های سودآور بی‌شماری را برای سرمایه‌گذار خلاق و تیزبین فراهم می‌آورند. (شارپ و همکاران، 1391)
3. آربیتراژکنندگان که به دنبال حداکثر کردن مطلوبیت ثروت مورد انتظار خود می‌باشند. به این ترتیب که از نوسانات قیمتی بازار سهام استفاده کرده و بازده غیرعادی به‌دست می‌آورند. آربیتراژ فرایند کسب سود بدون ریسک با استفاده از مزیت قیمت‌گذاری متفاوت دارایی فیزیکی یا اوراق بهادار مشابه است. آربیتراژ به‌عنوان یکی از تاکتیک‌های پراستفاده در سرمایه‌گذاری، عموماً مستلزم فروش اوراق بهادار با قیمت نسبتاً زیاد و به‌طور همزمان خرید همان اوراق با قیمت نسبتاً کم است. (شارپ و همکاران، 1391)
قدرت محدود در محاسبات، پیچیده بودن مسائل تصمیم‌گیری و وجود برخی خطاهای سیستماتیک در قضاوت‌ها، باعث می‌شود که گاهی انسان به‌صورت کاملاً عقلایی رفتار نکند. بنابراین یکی از سؤالات مهمی که می‌تواند مطرح شود این است که سرمایه‌گذاران چگونه رفتار می‌کنند؟
برای پاسخ به این سؤال باید نظریه‌های مالی موجود را مورد بحث و بررسی قرار داد. تاریخچه نظریه‌های مالی پنجاه سال گذشته را در دو انقلاب و دگرگونی اصلی می‌توان خلاصه نمود. ابتدا انقلاب نئوکلاسیک در علوم مالی بود که با مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای21 و نظریه بازارهای کارا22 در دهه 1960 و مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای میان‌مدت و نظریه قیمت‌گذاری آربیتراژ23 در دهه 1970 آغاز شد. دومین دگرگونی اساسی، انقلاب رفتاری در مباحث مالی بود که در دهه 1980 با طرح پرسش پیرامون منبع نوسان در بازارهای مالی و با کشف ناهنجاری‌های بی‌شمار و نیز تلاش در جهت یکپارچه کردن نظریه دورنمای کاهنمان و تی‌ورسکی و دیگر نظریه‌های روانشناسی با نظریه مالی شروع شد. (برجی دولت‌آباد، 1387). بنابراین جهت بررسی نحوه‌ی رفتار سرمایه‌گذاران دو نگرش وجود دارد:
نگرش مالی استاندارد (نظریه نوین مالی)
نگرش مالی رفتاری
2-5-1 نظریه نوین مالی
هرچند که بسیاری از اصول و نظریه‌های مالی ریشه در سال‌های بسیار دور و تحت عنوان علوم دیگر مطرح بوده است. با این وجود دهه 1950 را می‌توان زایش دانش مالی نامید. دهه 1950 با شاهکار مارکویتز در تبیین قاعده میانگین- واریانس، سرمنشاء پیدایش نظریه نوین مالی شد. به این ترتیب که دانش مالی از جنبه‌های صرفاً توصیه‌ای و کیفی مدیریت مالی سنتی، که پیش از آن مورد تمرکز بود فاصله گرفت و گرایش مطالعات مالی به سوی قواعد کمّی و استدلال‌های منطقی ریاضی و مدل‌های آماری و اقتصادسنجی تغییر یافت. (تلنگی، 1383)
پارادایم اصلی نظریه نوین مالی، «عقلایی بودن عامل‌های اقتصادی» و «نظریه بازارهای کارا» است. نگاهی گذرا به عمده یافته‌ها و دست‌آوردهای مطالعات اندیشمندان مالی در طی نیم قرن اخیر، حاکی از این واقعیت است که یکسری نظریه‌ها و اصول را می‌توان به‌عنوان چارچوب‌های بنیادی نظریه نوین مالی مدنظر قرار داد. این چارچوب‌ها را می‌توان به شرح زیر برشمرد: (تلنگی، 1383)
عدم وجود فرصت‌های آربیتراژ: هرگونه فرصت سود بدون ریسک به فوریت از بین می‌رود و هرگونه قیمت‌گذاری غلط سریعاً تصحیح می‌گردد و قانون قیمت واحد سرانجام حکم‌فرما می‌شود. این قانون توسط میلر و مودیلیانی در تحلیل ساختار سرمایه و سپس توسط راس در مدل قیمت‌گذاری آربیتراژ مورد استفاده قرار گرفت.
تحلیل میانگین- واریانس24: توسط مارکویتز برای ایجاد پرتفوی بهینه استفاده شد. به این مضمون که تصمیم‌گیری تابع دو پارامتر میانگین مورد انتظار (معیار بازدهی) و واریانس (معیار ریسک) می‌باشد.
فرضیه بازار کارا: در سال 1965 توسط فاما ارائه شد و به مفهوم استفاده از تمام اطلاعات می‌باشد.
نظریه مطلوبیت انتظاری25 : بیان می‌دارد که افراد براساس حداکثرسازی مطلوبیت مورد انتظارشان تصمیم می‌گیرند. در این نظریه فرض می‌شود که تصمیم‌گیرنده، بین جنبه‌های ریسکی یا نامطمئن، با مقایسه ارزش‌های مطلوبیت انتظاری تصمیم می‌گیرد.
تئوری بازار سرمایه و مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای: این مدل براساس تحلیل میانگین- واریانس شکل گرفته و توسط شارپ در سال 1964 تعمیم یافت. مهمترین نتیجه این مدل این است که بین نرخ بازدهی مورد انتظار دارایی و معیار اندازه‌گیری ریسک آن دارایی (بتا)، رابطه وجود دارد. این مدل قیمت‌گذاری دارایی ادعا می‌کند که اوراق بهادار به این دلیل دارای نرخ‌های بازدهی مورد انتظار متفاوتی‌اند که بتاهای مختلفی دارند.
مدل قیمت‌گذاری آربیتراژ : راس در دهه 1970 نظریه قیمت‌گذاری آربیتراژ را پایه‌گذاری نمود. مفهوم اساسی در مدل قیمت‌گذاری آربیتراژ، قانون وجود «یک قیمت» است؛ یعنی دو دارایی (سهمی) که در ریسک و بازدهی مشابه‌اند، نمی‌توانند در قیمت‌های مختلف فروخته شوند.
2-5-1-1 مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای
در سال 1964 اقتصاددانی به نام ویلیام شارپ26 موفق شد مدل تک عاملی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای را ارائه دهد. اساس مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای توسط مارکویتز در سال 1952 و توبین در سال 1985 پایه‌گذاری شد. تئوری پرتفوی ایده اصلی برای نظریه تعادلی مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای می‌باشد. از زمان ارائه تا به امروز بسیاری از محققین و جامعه آکادمیک این مدل را در بازارهای مالی مختلف بررسی و مورد آزمون قرار داده‌اند که بسته به شرایط و ویژگی‌های بازارهای مختلف فرضیات و ادعاهای این مدل تأیید و یا رد گردیده است. مهمترین ادعای مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای تبیین تغییرات بازده دارایی‌ها توسط عاملی به نام ریسک بازار یا بتای سهام می‌باشد. با اینکه بعد از دهه 1970 شواهد بسیار کمی دال بر تأیید ادعای اصلی مدلCAPM شکل گرفته است، مطالعات و پژوهش‌های تجربی و علمی هنوز نتوانستند ثابت کنند که در بازارهای مختلف و شرایط متفاوت فرضیات و ادعاهایCAPM تأیید و یا رد می‌گردد.
بسیاری از مطالعات انجام شده، حاکی از ضعف مدل‌های CAPM در راستای تعیین بازده مورد انتظار اوراق بهادار می‌باشد. مدل CAPM تنها عامل تبیین کننده اختلاف بازده سهام را، ریسک سیستماتیک یا ضریب بتای آنها تعریف می‌کند. ولیکن شواهد تجربی موجود حکایت از این دارد که بتا، به‌عنوان شاخص ریسک سیستماتیک، به تنهایی قدرت تبیین اختلاف بازده سهام را ندارد.
هرچند اکثر شواهد مربوط به رابطه بین بازده و ریسک سیستماتیک پرتفوی، CAPM را تأیید می‌کنند، ولیکن عوامل دیگری چون اندازه شرکت، ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، اهرم و … می‌توانند به توصیف بازدهی کمک کنند. تحقیقات متعددی در زمینه تأثير این عوامل بر بازده صورت گرفته است. شواهد تجربی زیادی وجود دارند که مدل CAPM را نقض می‌کنند. از جمله مهمترین آنها عبارتند از: بررسی اثر اندازه شرکت که توسط بنز در سال 1981 صورت پذیرفت و نشان داد که اندازه شرکت، توان تبیین‌کنندگی پراکندگی مقطعی میانگین بازده سهام توسط بتای بازار را افزایش می‌دهد. در تحقیق صورت گرفته توسط بانداری در سال 1988، رابطه مثبتی بین اهرم مالی و میانگین بازده حاصل شد. در حالی‌که مدل CAPM مدعی است اثرات اهرم مالی در بتای بازار انعکاس می‌یابد. (بدری و صادقی، 1385)
2-5-1-2 برخی انتقادات وارد بر نظریه نوین مالی
بسياري از پژوهشگران اعتقاد دارند كه همه سرمايه‌گذاران از اطلاعات دريافت شده برداشت يكسان نداشته و نسبت به روندها واكنش يكساني نشان نمي‌دهند. در نتيجه تصميمات آنها هميشه مطابق با تئوري‌هاي اقتصادي نمي‌باشد. ادبيات ماليه رفتاري اظهار مي‌دارد كه سرمايه‌گذاران تحت تأثير سوگيري‌هاي روانشناسانه بوده و نسبت به اطلاعات دريافتي واكنش بيشتر يا كمتر



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید